$$$$ بوي ياس$$$$


شده تقدیر کسی باشی و قسمت نشود؟
سالها گیر کسی باشی و قسمت نشود؟

 

پشت یک قلب به ظاهر خوش و یک خنده تلخ
شده زنجیر کسی باشی و قسمت نشود؟

 

در میان تپش آینه پنهان شوی و
روح و تصویر کسی باشی و قسمت نشود؟

 

شده در اوج جوانی با همین ظاهر شاد
تا گلو پیر کسی باشی و قسمت نشود؟

 

میشود با همه ی ریشه و رگهای تنت
سالها گیر کسی باشی و قسمت نشود؟

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: یکشنبه 05 دی 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

تا صدای نفس در زدنت می آید
هوس انگیز ترین عطر تنت می آید

به نوازشگری پنجه ی پردازش شعر
موج گیسوی شکن در شکنت می آید

تو در گوش من از کشف سخن می گویی
بوی باروت از عمق سخنت می آید

ترس و بیگانگی از کنج لبت می ریزد
چه قدر بوسه به لب لب زدنت می آید

کعبه ی پیکره ات پرده فرو خواهد ریخت
دست هایم به طواف بدنت می آید

شب محجوبگی روسری ات می گذرد
روز بالا زدن پیرهنت می آید

صبر کن مستی پر عربده ای در راه است
عرق کشمش داغ دهنت می آید

از تو تا شانه و کاشانه ی من راهی نیست
پلک بر هم بزنی آمدنت می آید

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: یکشنبه 05 دی 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

شب چه زیبا میشود وقتی که مهتابش تویی
تا مونالیـــــــزاترین لبخند ِ در قابش تویی

عشـــــق از چشــمان ِ تو باید نگهداری کند
سرمه کوب ِ نسـخه ی ِ خطی ِ نایابش تویی

مثل ِ قرص ِ مــــاه در لیوان ِ آب ِ آســــمان
شب که آرام است یعنی قرص ِ اعصابش تویی

نم نم ِ سنتور ِ باران کوک با چشمان ِ توست
پلک برهم میزند هر نت که مضـــرابش تویی

لرزه انداز است تن پوش ِ سپیـــــد ِ مخملت
انزلـی برف آمــده یا قــــوی ِ تالابـش تویی؟

تا ابد خدمتگـــــزار ِ ناز کردن هــــای ِ توست
هرکسی که دختــــر ِ مغرور ِ اربابـــش تویی

ابن سیرین هم ندیده سیـــر در خابش تو را
هر که شد دیوانه ات تعبیر ِ بی خابش تویی

با تو بودن آرزویی تا ابد شاید محـــــــــال
خوش بحال ِ هرکسی دلتنگ و بی تابش تویی

برگهای ِ دفترم یک دهکـــده انگــــــور شد
هر غزل که میسرایم خوشه ی ِ نابش تویی

 

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: یکشنبه 05 دی 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

یک زمانی دوست داشتم خَیّری بزرگ شوم.
چندسال بعد یکی از دوستانم از من پولی قرض خواست با مبلغ و مدت مشخص.
گفتم: "ندارم" با اینکه داشتم.
درست همان شب بود که فهمیدم؛
هر چیز لیاقتی میخواهد به قدر ظرفیتی که داری!
زیاد دوستت دارم.
گاهی از خدا میخواهم که قسمتم باشی.
بعد یاد ظرفیتم می افتم که مال من باشی؛
خودم را گم کنم؛ تو را گم کنم؛ دوست داشتن را حیف و میل کنم.
باید قبول کرد
گاهی اگر نرسیم یا نداشته باشیم...
قشنگتریم.

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: یکشنبه 05 دی 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

باتو هستم ای غریبه،آشنایم میشوی؟
آشنای گریه های بی ریایم میشوی؟

من تمام درد باران را خودم فهمیده ام ...
مثل باران آشنای بی صدایم میشوی؟

روزگار، این روزگار بی خدا تا زنده است
ای غریب آشنا، آشنایی با خدایم میشوی؟

من که شاعر نیستم شکل غزل را میکشم
رنگ سبز دلنشین صفحه هایم میشوی؟

ای غریبه با شکوه و دلخوشی
همسرای خنده های باصفایم میشوی؟

بوی غربت میدهد این لحظه های بی کسی
با تو هستم ای غریبه آشنایم میشوی

 

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: یکشنبه 05 دی 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

بی لاله رخان روی بصحرا نتوان کرد

بی سرو قدان میل تماشا نتوان کرد
کام دلم آن پسته دهانست ولیکن

زان پسته دهان هیچ تمنا نتوان کرد
گفتم مرو از دیده‌ی موج افکن ما گفت

پیوسته وطن برلب دریا نتوان کرد
چون لاله دل از مهرتوان سوختن اما

اسرار دل سوخته پیدا نتوان کرد
تا در سر زلفش نکنی جان گرامی

پیش تو حدیث شب یلدا نتوان کرد
آنها که ندانند ترنج از کف خونین دانند

که انکار زلیخا نتوان کرد
از بسکه خورد خون جگر مردم چشمم

دل در سر آن هندوی لالا نتوان کرد
بی خط تو سر نامه‌ی سودا نتوان خواند

بی زلف تو سر در سر سودا نتوان کرد
گیسوی تو گر سرکشد او را چه توان گفت

با هندوی کژ طبع محا کا نتوان کرد
هر لحظه پیامی ده دم دیده که خواجو

بی می طلب آب رخ از ما نتوان کرد
از دست مده جام می و روی دلارام

کارام دل از توبه تقاضا نتوان کرد

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: یکشنبه 05 دی 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

yalda night شب یلدای سال 95 چه روزی است ؟

این شب یلدا هم بدون تو گذشت !

خیلی دوست داشتم میتونستم حداقل ی زنگی بهت بزنم !

یا تو زحمت می کشیدی و ی احوالی می پرسیدی و ...

اما صد افسوس که هیچ راهی نبود نه تو لطف کردی و نه من راه تماسی داشتم !

هر جا هستی دعایت می کنم و از دل و جانم نمی روی ...

حضرت مولا یار و یاورت باد

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: یکشنبه 05 دی 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

گفتمش در دل و جانی تو بگو من چه کنم
گفت نبض ضربانی تو بگو من چه کنم؟

گفتمش تشنه ی عشق تو شدم رحمی کن
گفت عشقی ؛ هیجانی تو بگو من چه کنم؟

گفتمش ماه شدی راه شدی در دل من
گفت با من تو نمانی تو بگو من چه کنم؟

گفتمش آتش عشقت به دلم دامن زد
گفت خود آتش جانی تو بگو من چه کنم؟

گفتمش گر تو نباشی ز غمت می میرم
گفت جانی و جهانی تو بگو من چه کنم؟

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: یکشنبه 05 دی 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

 

به اخمت خستگی در می رود ، لبخند لازم نیست

کنار سینی چای تو اصلاً قند لازم نیست

 

همیشه دوستت دارم - به جان مادرم - اما

 تو از بس ساده ای ، خوش باوری ، سوگند لازم نیست

 

به لطف طعم لب های تو شیرین می شود شعرم

غزل را با عسل می آورم ، هرچند لازم نیست

 

مرا دیوانه کردی و هنوز از من طلبکاری

بپوشان بافه های گیسویت را ، بند لازم نیست

 

"به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را"

عزیزم ، بس کن ، از این بیشتر ترفند لازم نیست

 

فدای آن کمان های به هم پیوسته ات ، هر یک 

جدا دخل مرا می آورد ، پیوند لازم نیست

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: یکشنبه 05 دی 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

 

همانند بُتی مغرور و زیبایی تو ای دختر

من ابراهیم می گردم شکستت میدهم آخر  

 

و شاید هم مرا با آتش عشقت بسوزانی 

اگر اینگونه هم گردد ، اسیرت می شوم ، بهتر 

 

نگاهت می کنم سردی ، نگاهت می کنم گرمی 

به بازیم گرفتند این دو تا چشمان خیر و شر 

 

دلت را می بُری از من ، و من درگیر چشمانت 

عمیقاً گیر کردم بین اسم دل بُر و دلبَر  

 

برایت هر چه می گویم تو انگاری نه انگاری

و من در شعر می گیرم شگرد و شیوه ای دیگر 

 

عزیزم تاجر عطری ، برند مطرحی داری

تو می آیی و میگیرد فضا را بوی نیلوفر  

 

میان مردها من بهترینم "جدّی باور کن" 

اگر حرفی شنیدی پشت من ، عمراً نکن باور  

 

بیا آن روسری قرمز گلدار را سر کن 

بترکد چشم بدخواهان ، عزیزم می شوی محشر  

 

تو را با چادر مشکی و سنگین دوستت دارم 

بگو مثل بسیجی ها عروسم می شوی ؟، خواهر ؟ 

 

نگاهم در نگاهت، منتظر هستم جوابت را 

و در یک لحظه می آید صدای بستن یک در  

 

و با یک شاخه گل در پشت در ماتم و مبهوتم 

همانند بُتی مغرور و زیبایی تو ای دختر 

 

به زودی می نویسد عاشقی بر پشت یک ماشین 

من ابراهیم می گردم شکستت می دهم آخر

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: یکشنبه 05 دی 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

صفحه قبل1...5455565758...163صفحه بعد

CopyRight| 2009 , 3792.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By:
NazTarin.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران