$$$$ بوي ياس$$$$


آینـده چگونـه ساختـه می‌‌شـود؟

حال ما خوب است... وقتی این را می‌‌گوییم یعنی این كه ما الانمان خوب است... شاید قبلا خوب نبوده‌ایم و شاید هم بعدا خوب نباشیم. اما الانمان خوب است. اما تقریبا همه ما در حال برنامه‌ریزی برای آینده خودمان هستیم. این آینده را بر حسب شرایط و موقعیت جغرافیایی و اجتماعی‌مان طراحی كرده و در ذهنمان طرحی از آن می‌سازیم. مثلا اگر سرپرست یك خانواده ایرانی باشیم برای آینده تصوراتی خاص خودمان را داریم كه با تصوراتی كه مدیر یك شركت فناوری بزرگ در اروپای غربی دارد تفاوت خیلی زیادی خواهد داشت.

حال پرسش این است كه اصولا چگونه می‌‌توانیم آینده را تصویر كنیم؟ آنهایی كه برای آینده برنامه‌ریزی می‌‌كنند، آیا رویاپردازان هستند یا دانشورزان و در نهایت شاید هم آنها مدیرانی هستند كه به جای پیش‌بینی آینده به ساختن آن می‌‌پردازند؟

بیایید نگاهی بیندازیم به آنچه در دنیا در زمینه آینده‌پژوهی و آینده‌كاوی انجام می‌‌شود. بسیاری از مدیران فقط آرزو دارند​خواسته‌هایشان را در آینده ببینند، اما هستند خیلی‌ها كه برای رسیدن به توانایی دیدن آرزوهایشان در آینده فقط به آرزو كردن بسنده نكرده و كاری می‌‌كنند. آنها برای رسیدن به آرزوی بزرگشان آینده را طراحی می‌‌كنند و دنیا را با آرزوی محقق نشده خود همراه می‌‌كنند. آنها برای این كه بتوانند تصویری خود ساخته از دنیای آینده داشته باشند آن را به شیوه‌ای كه می‌‌خواهند می‌‌سازند. شاید معروف‌ترین نمونه‌های مدرن از این مدیران را بتوان بین مدیران صنعت آی‌تی و كامپیوتر دید. بیل گیتس و مرحوم استیو جابز نمونه‌های معروفی از این‌گونه مدیران هستند. آنها نه‌تنها صنعتی برای خود دست و پا كردند و سودهای كلانی از آن بردند، بلكه دنیای آینده آی‌تی و كامپیوتر را هم به گونه‌ای كه خودشان تمایل داشتند، ساختند و به پیش بردند و سودشان را از ساخته‌های خودشان و بقیه بیرون كشیدند.

اما این همه ماجرا نیست. بسیاری از مدیران میانی قابلیت‌های علمی‌، فنی و اقتصادی این را ندارند كه آینده را براساس طرح خودشان پایه‌ریزی كرده و دنیا را با خود همراه كنند. آنها راه‌حل میانبری را پیدا می‌‌كنند. آنها به جای ساختن راه تازه‌ای برای آینده، راه‌هایی را كه دیگران خواهند ساخت، حدس می‌‌زنند و خود را در مسیر آن قرار می‌دهند تا شاید بتوانند آینده بهتری برای خود و بسیاری دیگر بسازند. این گروه از افراد (برخی مدیر هستند و برخی دانشمند) را آینده پژوه یا آینده‌نگر می‌نامیم. آینده‌نگر‌ها همچون فالگیر‌هایی هستند كه خبر از آینده می‌دهند. البته نه با شیوه‌های رمالی و طالع‌بینی و اسطرلاب و...

آینده‌پژوهان نگاهی ژرف به رویداد‌های دنیا دارند. آنها حال حاضر دنیا را بخوبی می‌شناسند و رویدادهای علمی‌ دنیا را دنبال می‌كنند. آنها می‌توانند رابطه‌های میان علوم و فنون امروزین را بخوبی با هم پیدا كنند و آنها را دنبال كنند. مغز این افراد همچون یك شبیه‌ساز كامپیوتری ​ یا یك ماشین زمان (كه در حال حاضر ماشینی خیالی است) حوادث و رویدادهای علمی‌ و فنی را در زنجیره زمانی قرار می‌دهد تا به پیش رود و آینده آن را با دقتی در خور توجه بازنمایی كند و در نهایت خود را در حكم پیشگوهای مدرن معرفی نماید.

زبان این پیشگوها هم جالب توجه است، برخی از آنها كه كلاسیك‌ترین‌شان هم هستند زبان داستان را انتخاب می‌كنند. ژول‌ورن را می‌توان معروف‌ترین این نوع آینده‌نگرها نامید. داستان‌های علمی‌ ـ تخیلی یا فانتزی‌های علمی‌ یكی از شیوه‌های بیان این آینده است. برخی از آینده‌نگر‌ها این آینده‌بینی را با مقالات علمی‌ یا حتی پیچیده‌تر به شیوه گزارش‌های رمزنگاری شده و محرمانه برای سازمان‌های متبوع خود بیان می‌كنند. آینده، كالایی است گرانبها و آنهایی كه به آن تجهیز شوند برنده بسیاری از بازی‌ها خواهند بود. پول، قدرت، ثروت...همه اینها در پیشگویی آینده پنهان شده است.

6 پیشگوی بزرگ دنیا
پیشگوی اول ـ نوستراداموس


او یك پیشگوی بسیار معروف است كه در قرن 16 میلادی زندگی می‌كرد. دانش‌آموخته پزشكی بود و به ریاضیات و نجوم علاقه وافری داشت. او خود را آستروفیل (شیفته ستارگان) می‌نامید. شعر‌ها و قطعات ادبی فراوانی دارد. او را پیشگوی آینده می‌دانند، اما تاكنون هیچ رویدادی را با استناد به نوشته‌های او پیشگویی نكرده‌اند و بسیاری معتقدند كه علاقه‌مندان او هستند كه رویدادها را به نوشته‌های او نسبت داده‌اند. او را نمی‌توان یك پیشگوی علمی‌ یا یك آینده‌نگر نامید. روایت‌های نوسترا داموس آنقدر دوپهلو و با ایما و اشاره نوشته شده كه تقریبا هر رویدادی را در دنیای حاضر می‌‌توان به آنها نسبت داد.
پیشگوی دوم- ژول ورن



نویسنده فرانسوی قرن 19 تا اوایل قرن بیستم دانش‌آموخته حقوق بود. او در دوره‌ای كه نویسندگان بزرگی چون بالزاك و دومای بزرگ و نامداران دیگر زندگی می‌كردند، موفق شد با بیش از 80 كتاب خود را نویسنده‌ای جدی مطرح كند؛ اما او را می‌توان یك آینده‌نگر علمی‌ دانست كه با زبان داستانی راه آینده را به بسیاری از دانشمندان و مخترعان نشان داد. او را یك پیشگوی آینده‌نگر می‌‌توان نامید. او با درك درستی از زمانه خود توانست نشانه‌هایی از آینده فناوری را در قالب داستان به نمایش درآورد. بخصوص در باب ابزارهای تكنولوژیكی درباره ​زیر‌دریایی‌ها، موشك‌های سیاره‌پیما و بسیاری موارد دیگر.​
پیشگوی سوم ـ الوین تافلر


تافلر در اوایل قرن بیستم به دنیا آمد و توانست پیش‌بینی‌های مدرنی از آینده دنیا داشته باشد. او نمونه كاملی از یك آینده‌نگر مدرن است كه با درك شرایط اجتماعی و تاثیرات اجتماعی علوم و تكنولوژی‌های مدرن (بخصوص صنایع آی‌تی) شرایط آینده را پیش‌بینی كرد. شاید مهم‌ترین آینده‌نگری‌های او را بتوان در فروپاشی اصل خانواده، انقلاب ژنتیك، فروپاشی جوامع، از سرگیری تاكید بر تحصیلات و افزایش اهمیت دانش در جوامع دانست. كتاب‌های شوك آینده، موج سوم و تغییر قدرت از تاثیر‌گذارترین نوشته‌های اوست كه در آنها به پیش‌بینی آینده پرداخته است.
پیشگوی چهارم ـ آرتور سی كلارك


او نیز در اوایل قرن بیستم به دنیا آمد. او یك دانشمند اصیل بود كه به آینده‌نگری روی آورد. البته او بیش از آینده‌نگری، آینده‌سازی كرده است. زبان داستانی را با آموزه‌های علمی‌‌اش هماهنگ كرد و به ساخت آینده كمك كرد. او را مخترع غیرفنی ماهواره‌های مخابراتی می‌دانند. زمانی كه هنوز ماهواره‌ها به مدارهای پایین هم نمی‌‌رسیدند او محاسبه كرد ​ با 3 ماهواره كه در ارتفاع 36000 كیلومتری زمین باشند می‌توان همه زمین را تحت پوشش امواج مخابراتی قرار داد. او همچنین ایده آسانسورهای فضایی را مطرح كرد كه تا زمان حیاتش مطمئن بود در آینده او را با نام آسانسورهای فضایی به یاد خواهند آورد نه با ماهواره‌های مخابراتی‌اش.
پیشگوی پنجم ـ ری كرزویل​


او را یكی از معروف‌ترین‌ آینده‌نگران حال حاضر دنیا می‌دانند. بخشی از این شهرت به واسطه خبرساز بودن اوست. از سوی دیگر او یاد گرفته است كه پژوهش‌های آینده‌نگرانه خود را با تاریخ اعلام كند. او آینده‌پژوهی است كه خیلی شبیه به طالع‌بینان حرف می‌زند. پیش‌بینی شكست خوردن انسان از روبات‌ها در شطرنج و اتصال دنیا با شبكه‌ای دیجیتالی به هم، از مشهورترین پیش‌بینی‌های او بوده است. او اكنون نظریه‌پرداز تكینكی بشر است كه یكی شدن انسان و تكنولوژی را حداكثر تا 2045 میلادی پیش‌بینی كرده است.
پیشگوی ششم ـ استیو جابز


دنیا به هنگام تولد او در نیمه قرن بیستم، انقلاب دیجیتالی را هنوز آغاز نكرده بود و زمانی كه در اوایل قرن 21 از دنیا رفت دنیا با انقلاب دیجیتالی عجین شده بود. او را نمی‌توان یك پیشگوی واقعی آینده‌نگر دانست، اما بی‌شك در دنیای دیجیتالی، او را می‌توان نمونه كاملی از یك آینده‌ساز دانست. او از آن‌گونه آینده‌پژوهانی بود كه به جای پیش‌بینی آینده به ساخت آینده براساس ایده‌های خود می‌پرداخت. او اپل و نكست و پیكسار را پایه‌گذاری كرد و با ایده‌هایش همه دنیای دیجیتالی را به سوی فعالیت‌های خود فراخواند. شرکت اپل همواره به لطف نگاه آینده نگرانه جابز، رهبر فناوری های نوین در دنیای دیجیتال بوده است.

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: دوشنبه 11 اردیبهشت 1391 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

گذری به دنیـای حیـوانات در باغ‌وحش سنگاپـور
باغ‌وحش سنگاپور پیش‌تر به باغ جانورشناسی سنگاپور شناخته شده بود و به طور معمول به نام محل آن "ماندای"، به باغ‌وحش ماندای معروف شد. این باغ‌وحش 27 ژوئن 1973 در منطقه‌ای سرسبز و پوشیده از گیاهان مختلف و گوناگون به مساحت 28 هكتار گشایش یافت، سپس 40 هكتار جنگل هم به آن اضافه شد و باغ‌وحش توسعه یافت. طراحان این باغ‌وحش پیشرفته از ابتدا محیط طبیعی مناسبی را برای انواع گونه‌های جانوری در آن در نظر گرفته بودند.

اكنون باغ‌وحش سنگاپور 315 گونه مختلف جانوری را در معرض دید گردشگران گذاشته، به طوری كه بیشتر این جانوران به طور آزادانه در محیطی باز زندگی می‌كنند. آنها از روش‌هایی پیشرفته و طبیعی برای نگهداری و به نمایش گذاشتن جانوران استفاده كرده‌اند و بازدیدكنندگان می‌توانند در محیطی همراه با امنیت از دیدن این جانوران لذت ببرند. قابل ذكر است كه گردشگران هم به صورت پیاده می‌توانند به دیدن حیوانات بروند و هم با ماشین‌های ویژه‌ای كه باغ‌وحش برای این منظور تهیه دیده است. اعم از تراموا یا واگن برقی، قایق، استفاده از اسب‌های پا كوتاه و كوچك و كالسكه‌هایی كه با اسب كشیده می‌شود.

به طور نمونه می‌توان اشاره كرد كه طراحان برای جدا كردن محیط جانوران و فاصله گذاشتن آنها از بازدیدكنندگان از مانع‌های نامرئی، گودال‌های بزرگ حفاظتی و شیشه‌های بزرگی كه پس‌زمینه‌ای از جنگل دارد و... استفاده كرده‌اند. محوطه نگهداری از حیوانات باغ‌وحش سنگاپور از بخش‌های گوناگونی تشكیل شده است كه عبارتند از: طبیعت دور افتاده استرالیا؛ (سرزمین گربه‌ها) پلنگ، كاراكال، جگوار و شیركوهی، فیل‌های آسیایی، خرس‌های قطبی، (قلمرو نخستین‌ها) گونه‌های مختلف میمون و شامپانزه، میمون‌های دماغ دراز، (باغ خزندگان) گونه‌های مختلف تمساح‌ها، مارها، مارمولك‌ها و لاك‌پشت‌ها، (جنگل شكستنی) انواع لمور، روباه و كانگورو؛ (آفریقای وحشی) شیر، یوزپلنگ، كرگدن، زرافه و گورخر و بالاخره ببر سفید.








































































































 

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: دوشنبه 11 اردیبهشت 1391 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)



 

 

 

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

 لطفا تا باز شدن كامل عكسها شكیبا باشید

Beautiful Panoramic Photography (30 pics)

Beautiful Panoramic Photography (30 pics)

Beautiful Panoramic Photography (30 pics)

Beautiful Panoramic Photography (30 pics)

Beautiful Panoramic Photography (30 pics)

Beautiful Panoramic Photography (30 pics)

Beautiful Panoramic Photography (30 pics)

Beautiful Panoramic Photography (30 pics)

Beautiful Panoramic Photography (30 pics)

Beautiful Panoramic Photography (30 pics)

Beautiful Panoramic Photography (30 pics)

Beautiful Panoramic Photography (30 pics)

Beautiful Panoramic Photography (30 pics)

Beautiful Panoramic Photography (30 pics)

Beautiful Panoramic Photography (30 pics)

Beautiful Panoramic Photography (30 pics)

Beautiful Panoramic Photography (30 pics)

Beautiful Panoramic Photography (30 pics)

Beautiful Panoramic Photography (30 pics)

Beautiful Panoramic Photography (30 pics)

Beautiful Panoramic Photography (30 pics)

Beautiful Panoramic Photography (30 pics)

Beautiful Panoramic Photography (30 pics)

Beautiful Panoramic Photography (30 pics)

Beautiful Panoramic Photography (30 pics)

Beautiful Panoramic Photography (30 pics)

Beautiful Panoramic Photography (30 pics)

Beautiful Panoramic Photography (30 pics)

Beautiful Panoramic Photography (30 pics)

Beautiful Panoramic Photography (30 pics)

برای دیدن تصاویر در سایز بزرگتر روی آنها کلیک کنید.

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

عکس - هتل زیرزمینی در چین - هتل 19 طبقه در مناطق کوهستانی شانگهای چین در حال ساخت است. 16 طبقه و 380 اتاق این هتل زیرزمین خواهد بود. پیش بینی می شود ساخت هتل  در اواخر 2014 یا اوایل 2015 به پایان برسد.

هتل

هتل

هتل

هتل

هتل

هتل

هتل

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: شنبه 09 اردیبهشت 1391 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: شنبه 09 اردیبهشت 1391 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

فاطمیه سال 1433 در بحرین

 
نویسنده: ssb ׀ تاریخ: شنبه 09 اردیبهشت 1391 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

 لطفا تا باز شدن كامل عكسها شكیبا باشید

 

S A L I J O O N
فتعلی اویسی و دخترش کتی 

S A L I J O O N
جلیل فرجاد و دخترش مونا
S A L I J O O N
یوسف تیموری و پسرش
S A L I J O O N
مریم سرمدی و پسرش
S A L I J O O N
الهام پاوه نژاد و دخترش
S A L I J O O N
بهاره رهنما و دخترش پریا قاسم خانی

S A L I J O O N
ساغر عزیزی و دخترش

S A L I J O O N
سیاوش مفیدی و پسرش
S A L I J O O N
فلورا سام و دخترش
S A L I J O O N
انوشیروان ارجمند و دخترش بهار
S A L I J O O N
ریما رامین فر و پسرش

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: شنبه 09 اردیبهشت 1391 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

ايام فاطميه تسليت باد

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: سه‌شنبه 05 اردیبهشت 1391 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

مرا در شب غسل بده و کفن کن!

آسمانی ها بر گرد خورشید 

او در پرسش 468 ، آخرین روز از حیات پربرکت اما کوتاه آن بانوی بی قرینه را موضوع سوال قرار داده و در مقام پاسخی مختصر به این سوال با تکیه بر منابع تاریخی و حدیثی که رویه این کتاب است می‌نویسد:

حضرت فاطمه

 

یکی از کتابهای مفیدی که درباره حضرت زهرا سلام الله علیها به رشته تحریر درآمده کتاب «500 سوال حول السیدة فاطمة الزهراء علیها السلام» نوشته الشیخ ماجد ناصر الزبیدی است.

 

نویسنده، کتاب خود را با طرح 500 سوال درباره حضرت زهرا سلام الله علیها و پاسخ به آنها سامان بخشیده و سعی کرده است در قالب همین سوالها به مهمترین فرازها و موضوعات مورد بحث در زندگی آن حضرت از ولادت تا شهادت بپردازد.

 

رُوِیَ ان السیدة فاطمة بعد ما اغتسلت و لبست بثیابها الجدیدة ؛ روایت شده که در روز آخر حضرت فاطمه سلام الله علیها خود را شستشو داد و لباس نو بر تن کرد. سپس سلمی همسر ابی رافع (در بخی نقلها نام اسماء بنت عمیس به چشم می خورد) را به پیش خود فراخواند و به او فرمود:

«أفرشی فراشی وسط البیت؛ بسترم را در وسط اتاق پهن کن».

با شنیدن این سخن قلب اسماء به تپش افتاد و دریافت که وقت سفر نزدیک شده و بانوی دو عالم در آستانه پرکشیدن است.

آنچه را زهرا سلام الله علیها خواسته بود انجام داد و آن حضرت را به بستری که در وسط اتاق آماده کرده بود منتقل کرد.

سیده نساء عالمین در بستر رو به قبله دراز کشید، «واضعةً یدها تحت خدها» ؛ در حالی که دست مبارک را زیر صورت قرار داده بود.

تمام این ماجرا بعد از آن بود که حضرت، خودش غذایی را برای کودکانش آماده کرده بود.

نقل است که حضرت آن روز دو دخترش زینب و ام کلثوم سلام الله علیهما را به خانه یکی از آشنایان فرستاده بود،  «لئلا تشاهدا موت امهما» ؛ تا دختران شاهد جان دادن مادرشان نباشند.

از برخی احادیث استفاده می شود که امام علی و امام حسن و امام حسین علیهم السلام در آن وقت بیرون از خانه به سر می بردند و در آن ساعات پایانی حیات زهرای اطهر در منزل نبودند و فقط اسماء در خانه بود. برخی روایات هم به حضور فضه ، خادمه حضرت اشاره دارند.

فرمود: « آیا شما هم می بینید آنچه را من می بینم؟»

به ایشان عرض کردند: مگر شما چه می بینید؟

فرمود: «اینها گروههایی از اهل آسمانند و این جبرائیل است و این پدرم رسول خدا است

لحظه احتضار و پرکشیدن فرا رسید. بانوی دو عالم به نقطه ای خیره شد و فرمود:

« السلام علی جبرائیل السلام علی رسول الله اللهم مع رسولک اللهم فی رضوانک و جوارک و دارک دار السلام؛

سلام خدا بر جبرائیل ؛ سلام خدا بر رسول خدا ؛ خدایا مرا در جوار فرستاده ات قرار بده ؛ پروردگارا مرا در رضوان و در کنار خودت و خانه خودت که مقام امنیت و سلامت است مأوی ده!»

سپس فرمود: « آیا شما هم می بینید آنچه را من می بینم؟»

به ایشان عرض کردند: مگر شما چه می بینید؟

فرمود: «اینها گروههایی از اهل آسمانند و این جبرائیل است و این پدرم رسول خدا است که می فرماید:

یا بنیة اقدمی فما امامک خیر لک ؛ عزیز دلم! بیا که آمدنت بهتر از ماندنت است.»

بعد از این سخنان، فاطمه سلام الله علیها چشم گشود و فرمود: «و علیک السلام یا قابض الارواح».

با این عبارت پاسخ سلام جبرائیل را داد و بعد به او فرمود:

«عجّل بی و لا تعذّبنی ؛ در ستاندن جان من تعجیل کن و از تو می خواهم که باعث سختی و رنجش من نشوی.»

و بعد به پروردگار عرض کرد:

«الیک ربّی و لا الی النّار ؛ خدایا مرا به سوی خودت و بهشتت ببر ؛ نه به سوی آتش غضبت.».(1)

 

سپس چشمهایش را بست و جان به جان آفرین تسلیم کرد.

با دیدن این صحنه اسماء گریبان چاک کرد و خود را روی بدن مبارک انداخت و بر آن پیکر بی جان بوسه زد و این در حالی بود که می گفت:

فاطمه جان ! وقتی به خدمت پدرت رسول خدا شرفیاب شدی سلام من، اسماء بنت عمیس، را به او برسان

 

اینکه آن لحظه جانگداز چه زمانی از روز بود سوالی است که پاسخهایی به آن داده اند. برخی لحظه شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها را بعد از نماز عصر یا اوایل شب می دانند و برخی بر این باورند که این واقعه بین نماز مغرب و عشا اتفاق افتاده است.(2)

یا علی من فاطمه دختر رسول خدایم که خداوند مرا همسر تو قرار داد تا در دنیا و آخرت در کنار تو باشم. تو نسبت به دیگران بر من اولی تری بنابراین وصیت می کنم که: حنطنی و غسلنی و کفنی باللیل ؛ مرا در شب حنوط کن غسل ده و کفن کن و بر من نماز بخوان و مرا شبانه به خاک بسپار و کسی را هم خبر نکن

از ابن عباس روایت شده (3) وقتی فاطمه سلام الله علیها چشم از جهان فروبست اسماء با اضطراب و نگرانی از خانه خارج شد که با امام حسن و امام حسین علیهماالسلام برخورد کرد. آن دو پرسیدند: مادرمان کجاست؟ اسماء پاسخی نداد. وارد خانه شدند دیدند که مادر در بستر است و حرکتی نمی کند. او را حرکتی داد و دریافت که مادر از دنیا رفته است. رو به برادر کرد و گفت: «یا اخا آجَرَکَ اللهُ فی الوالدة»هر دو «یامحمدا» و «یا احمدا» گویان از خانه خارج شده و خبر را امیرالمومنین علیه السلام که در مسجد بود رساندند. با شنیدن خبر امیرالمومنین علیه السلام از خود بیخود شد. به خود که آمد همراه حسنین علیهماالسلام به خانه بازگشت و دید که اسماء بر بالین فاطمه سلام الله علیها نشسته و اشک می ریزد.

علی علیه السلام آمد و پوشش روی صورت همسرش را کنار زد. نگاهش به نوشته ای افتاد که در کنار بالین او بود. در آن نظر کرد و دید نوشته است:

بسم الله الرحمن الرحیم

«این وصیت نامه فاطمه دختر رسول خداست.  شهادت می دهد که لااله الا الله  و ان محمدا عبده و رسوله و اینکه بهشت و جهنم حقند و قیامت آمدنی است و شکی در آن نیست و اینکه خدا کسانی را که در قبرها آرمیده اند محشور می کند».

بعد نوشته است:

«یا علی انا فاطمة بنت محمد ؛ من فاطمه دختر رسول خدایم که خداوند مرا همسر تو قرار داد تا در دنیا و آخرت در کنار تو باشم. تو نسبت به دیگران بر من اولی تری بنابراین وصیت می کنم که:

حنطنی و غسلنی و کفنی باللیل ؛ مرا در شب حنوط کن غسل ده و کفن کن و بر من نماز بخوان و مرا شبانه به خاک بسپار و کسی را هم خبر نکن ...» (4)

سلام خدا برآن بانویی که مرقدش همچنان مخفی است و سالهاست که دیده ها بر مظلومیتش اشکبار و دلها داغدار غربتش است.

پی نوشت:

1) 500 سوال ، صص 507-508.

2) همان، ص512.

3) بضعة المصطفی، ص 389.

4) الدمعة الساکبة، ج1، ص70.

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: سه‌شنبه 05 اردیبهشت 1391 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

CopyRight| 2009 , 3792.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By:
NazTarin.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران