$$$$ بوي ياس$$$$


 

همانند بُتی مغرور و زیبایی تو ای دختر

من ابراهیم می گردم شکستت میدهم آخر  

 

و شاید هم مرا با آتش عشقت بسوزانی 

اگر اینگونه هم گردد ، اسیرت می شوم ، بهتر 

 

نگاهت می کنم سردی ، نگاهت می کنم گرمی 

به بازیم گرفتند این دو تا چشمان خیر و شر 

 

دلت را می بُری از من ، و من درگیر چشمانت 

عمیقاً گیر کردم بین اسم دل بُر و دلبَر  

 

برایت هر چه می گویم تو انگاری نه انگاری

و من در شعر می گیرم شگرد و شیوه ای دیگر 

 

عزیزم تاجر عطری ، برند مطرحی داری

تو می آیی و میگیرد فضا را بوی نیلوفر  

 

میان مردها من بهترینم "جدّی باور کن" 

اگر حرفی شنیدی پشت من ، عمراً نکن باور  

 

بیا آن روسری قرمز گلدار را سر کن 

بترکد چشم بدخواهان ، عزیزم می شوی محشر  

 

تو را با چادر مشکی و سنگین دوستت دارم 

بگو مثل بسیجی ها عروسم می شوی ؟، خواهر ؟ 

 

نگاهم در نگاهت، منتظر هستم جوابت را 

و در یک لحظه می آید صدای بستن یک در  

 

و با یک شاخه گل در پشت در ماتم و مبهوتم 

همانند بُتی مغرور و زیبایی تو ای دختر 

 

به زودی می نویسد عاشقی بر پشت یک ماشین 

من ابراهیم می گردم شکستت می دهم آخر


نویسنده: ssb ׀ تاریخ: یکشنبه 05 دی 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

CopyRight| 2009 , 3792.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By:
NazTarin.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران