$$$$ بوي ياس$$$$


 آموختـه هایی تاثیـرگذار از چـارلی چاپلیـن

چارلی چاپلین می گوید آموخته ام که :

با پول می شود خانه خرید ولی آشیانه را نه، 

می توان رختخواب خرید ولی خواب را نه، 

می توان ساعت خرید ولی زمان را نه، 

می توان مقام خرید ولی احترام را نه، 

می توان کتاب خرید ولی دانش را نه، 

می توان دارو خرید ولی سلامتی را نه، 

می توان خانه خرید ولی زندگی را نه، 

می توان قلب خرید، ولی عشق را نه ...


آموخته ام که ... تنها کسی که مرا در زندگی شاد می کند کسی است که به من می گوید: تو مرا شاد کردی.

آموخته ام که ... مهربان بودن، بسیار مهم تر از درست بودن است.

آموخته ام که ... هرگز نباید به هدیه ای از طرف کودکی، نه گفت.

آموخته ام که ... همیشه برای کسی که به هیچ عنوان قادر به کمک کردنش نیستم دعا کنم.

آموخته ام که ... مهم نیست که زندگی تا چه حد از شما جدی بودن را انتظار دارد، همه ما احتیاج به دوستی داریم که لحظه ای با وی به دور از جدی بودن باشیم.

آموخته ام که ... گاهی تمام چیزهایی که یک نفر می خواهد، فقط دستی است برای گرفتن دست او، و قلبی است برای فهمیدن وی.

آموخته ام که ... راه رفتن کنار پدرم در یک شب تابستانی در کودکی، شگفت انگیزترین چیز در بزرگسالی است.

آموخته ام که ... زندگی مثل یک دستمال لوله ای است، هرچه به انتهایش نزدیکتر میشویم سریعتر حرکت میکند.

آموخته ام که ... پول شخصیت نمی خرد.

آموخته ام که ... تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگی را تماشایی می کند.

آموخته ام که ... خداوند همه چیز را در یک روز نیافرید. پس چه چیز باعث شد که من بیندیشم می توانم همه چیز را در یک روز به دست بیاورم.

آموخته ام که ... چشم پوشی از حقایق، آنها را تغییر نمی دهد.

آموخته ام که ... این عشق است که زخمها را شفا می دهد نه زمان.

آموخته ام که ... وقتی با کسی روبرو می شویم انتظار لبخندی جدی از سوی ما را دارد.

آموخته ام که ... هیچ کس در نظر ما کامل نیست تا زمانی که عاشق بشویم.

آموخته ام که ... زندگی دشوار است، اما من از او سخت ترم.

آموخته ام که ... فرصتها هیچگاه از بین نمی روند، بلکه شخص دیگری فرصت از دست داده ما را تصاحب میکند.

آموخته ام که ... لبخند ارزانترین راهی است که می شود با آن، نگاه را وسعت داد.

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: سه‌شنبه 05 دی 1391 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)




























































































نویسنده: ssb ׀ تاریخ: یکشنبه 03 دی 1391 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

 جمله های عـالی از انـسان های عـادی


 خوشبختی یعنی بدست آوردن یک زندگی و تقسیم آن با دیگران!

 برای زندگی کردن دو راه وجود دارد. یکی اینکه گویی هیچ معجزه ای وجود ندارد و دیگری اینکه گویی همه چیز یک معجزه است.

 اگر میدانستید که افکارتان چقدر قدرتمند است، هیچگاه حتی برای یک بار دیگر هم منفی فکر نمی کردید!

 در یک رابطه بودن به معنای بوسیدن، قرار گذاشتن یا در دسترس بودن نیست. به معنای بودن با کسی است که شما را به گونه ای خوشحال کند که هیچ کس دیگری نتواند!

 فقط کسانی را در زندگیتان نیاز دارید که در زندگیشان نیازمند شما باشند.

 یک پسر میداند چیزی را که میخواهد چگونه بدست آورد و یک مرد میداند چیزی را که بدست آورده چگونه نگه دارد.

 ممکن است شاهزاده ام را پیدا کنم اما پـــدرم همیشه پادشاه من خواهد ماند!

 هیچگاه نمی توانید یک اشتباه را دو بار مرتکب شوید چرا که بار دوم دیگر آن یک اشتباه نیست بلکه یک "انتخاب" است.

 به خودتان اجازه ندهید توسط این سه چیز تحت کنترل درآیید: گذشته تان، مردم و پول.

 ذهن فراموش می کند اما دل همیشه بخاطرش می ماند.

 هرگز برای کسی که شما را می آزارد گریه نکنید... در عوض لبخند بزنید و به او بگویید، ممنون بخاطر اینکه به من فرصتی دادی تا کسی بهتر از تو را پیدا کنم!

 همیشه دنبال افرادی که کمترین اهمیت را در زندگی به ما می دهند می دویم. چرا به این کار پایان ندهیم و اطرافمان را نگاه نکنیم تا ببینیم چه کسانی دنبال ما می دوند؟

 همه افراد به عنوان یک انسان قابل احترامند اما از هیچکس نباید بت ساخته شود.

 اگر کسی را ترک می کنید لااقل به وی علتش را توضیح دهید؛ چون اینکه ببیند لایق یک توضیح ساده هم نبوده، دردناک تر از خود ترک شدن است.

 کسانی که زندگی خود را وقف بدست آورن منافع مادی و ثروت کرده اند به شما خواهند گفت که احساس خوشبختی را در اموال خود نمی یابند. خوشبختی هرگز انعکاس ثروتهای مادی یک شخص نیست، بلکه انعکاس ثروتهای معنوی و احساسی او است.

 6 کلید یک رابطه موفق: دوستی، آزادی، صداقت، اعتماد، درک و گفتگو.

 اگر خدا دعاهای شما را مستجاب کند، ایمانتان را افزایش داده، اگر با تاخیر مستجاب کند، صبرتان را زیاد کرده و اگر مستجاب نکند، چیز بهتری برایتان در نظر دارد.

 کلمات، قدرت آزار دادن شما را ندارند، مگر اینکه گوینده آن برایتان بسیار عزیز باشد.

 هرگاه آماده بودید عاشق شوید، نه هرگاه که تنها بودید.

 دردناک ترین محبتها آنهایی است که با ریا، تزویر و تظاهر آمیخته است و لذت بخشترین محبتها آنهایی هستند که در عین کوچک بودن با خلوص نیت و با بی آلایشی همراه است.

 فرار کردن از مشکلات فقط فاصله رسیدن به راه حل را افزایش می دهد. آسانترین راه برای گریختن از مشکلات حل کردن آنها است.

 انسان نمی تواند اقیانوسهای جدید را کشف کند مگر اینکه شجاعت از دست دادن دیدن ساحل را داشته باشد.

 یک فرد موفق کسی است که بتواند از آجرهایی که دیگران به طرفش پرتاب کرده اند، ساختمانی محکم بنا کند.

 اگر نتوانید به یک خانم احترام بگذارید، حق صحبت کردن با وی را از دست خواهید داد.

 وقتی کسی را می بخشید، شخصی که بیشترین منفعت را می برد، خود شما هستید.

 سخن گفتن با خدا مانند صحبت کردن با یک دوست پشت تلفن است... ممکن است او را در طرف دیگر نبینیم، اما می دانیم که دارد گوش می دهد.

 کلمات بیش از آنچه که شما تصور می کنید تاثیر گذارند. همیشه پیش از صحبت کردن فکر کنید.

 گفتن خداحافظ به کسی که نمی خواهید بگذارید برود واقعاً دردناک است، اما حتی دردناک تر این است که از کسی که هیچگاه قصد ماندن نداشته بخواهید بماند.

 وقتی به کسی بطور کامل و بدون هیچ شک و تردیدی اعتماد می کنید، در نهایت دو نتیجه کلی خواهید داشت: شخصی برای زندگی یــــا درسی برای زندگی!

 همه مردم را "بعضی مواقع" می‌توان فریفت و بعضی از مردم را برای "همه عمر" ! لیکن نمیتوان همه مردم را برای همه عمر فریب داد.

 بی خردی اسارت بدنبال دارد و خرد موجب آزادی و رهایی است.

 اگر باطل را نمی توان ساقط کرد می توان رسوا ساخت اگر حق را نمی توان استقرار بخشید می توان اثبات کرد طرح کرد و به زمان شناساند و زنده نگه داشت.

 آنجا که چشمان مشتاقی برای انسانی اشک میریزد، زندگی به رنج کشیدنش می ارزد.

 کاش در کتاب قطور زندگی سطری باشیم به یاد ماندنی، نه حاشیه ای فراموش شدنی ...

 همه اشیاء دارای قیمت هستند و این تنها انسان است که دارای حرمت و منزلت است.

 گوش شنونده همیشه در جست و جوی سخن خردمندانه و حکیمانه است.

 کسی به فرجام زندگی آگاه نیست، خداوند هم نیازی به عبادت بنده ندارد.

 چراغ مایه دفع تاریکی است و بدی جوهر تاریکی در زندگی آدمی است که از آن باید دوری جست.

 جهان تنها از کسی به نیکی یاد می کند، که به آبادانی کوشیده باشد.

 مردم به همان اندازه خوشبخت اند که خودشان تصمیم میگیرند.

 خوشبختی به سراغ کسی میرود که فرصت اندیشیدن در مورد بدبختی را نداشته باشد.

 دریا باش که اگر کسی سنگی به سویت پرتاب کرد سنگ غرق شود نه آنکه تو متلاطم شوی!

 دیروز چک باطله است و فردا چک وعده ای است. امروز است که تنها نقدینه شماست. آن را عاقلانه هزینه کنید ..

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: پنج‌شنبه 30 آذر 1391 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

 ایـن آدمـای هاجـور واجـور !!! 


 لطفا تا باز شدن كامل عكسها شكیبا باشید
در صورتی که عکسها قابل نمایش نیست، در بالای ایمیل بر روی گزینه Show Images کلیک کنید





















































































نویسنده: ssb ׀ تاریخ: سه‌شنبه 21 آذر 1391 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

 



ساعت مچی به درد کسی میخوره که نگران دیر رسیدن یکی باشه
واسه ما اضافه وزن محسوب میشه !
.
.
.
جملات طنز
بدترین قسمت دیدن یه آشنا توی تاکسی
اضطرابیه که تا مشخص شدن شخص حساب کننده کرایه ادامه داره
و مدام ذهنتو درگیر می‌کنه:)
.
.
.
اینترنت اکسپلورر، بهترین مرورگر است
براى دانلود کردن یک مرورگر دیگر ! 
.
.
.
مَــــــــــــــــــــــــــــــــــله...؟!!
اسمایلى تلفن جواب دادن منشى های ایرانی !
.
.
.
بابا گفتن ابــــروی کلفـــت مُده
نه اینکه کل پیشونی رو ور دارن موکـــت کنی!
والا با بعضی از این دخترا وقتی صحبت میکنم
یه لحظه فکر میکنم دارم با کیوی صحبت میکنم...
ابرو ساختن عرضش از اتوبان تهران کرج بیشتره لامصب :D
.
.
.
هرچقدر قیافم مغروره اخلاق خاک بر سرم منت کشه
ایضا خاک برسر اخلاقم


.
.
.
یکی از سرگرمی های ما این بود که شمع رو خاموش کنیم
بعدش سعی کنیم از طریق دود شمع دوباره روشنش کنیم !

.
.
.
خدایا،پس کی این جوراب سوراخ مد میشه ما راحت شیم !
.
.
.
سلطان غم ، لو باتری ! ( Low Battery )
.
.
.
یه فولدر عکس دارم از عکسایی که مامانم ازم انداخته
کلش حدود سی چل تا ویدیوی چند ثانیه ایه که توش دارم
میگم اون یکی دو دکمه رو بزن !
.
.
.
پلیسه با موتور اومد از کنارم رد بشه،از گرما کلاه کاسکتشو گذاشته بود رو کیلومتر موتور...
به من نیگا کرد با اشاره گفت:
کمربند ؟؟
منم یه نگاه بهش کردم و با اشاره گفتم:
کلاه....
یارو نابود شد !
.
.
.
داشتم خواب میدیدم یهو موبایلم الارم داد
قطعش کردم باز خوابیدم. یارو تو خواب گفت کی بود؟ گفتم هیچکی بابا الارم بود!
.
.
.
به یکی میگن چند درصد دعاهات مستجاب میشه ؟
میگه : فقط ۵۰%
میگن ازکجا فهمیدی ؟
میگه : ازخدا خواستم دامادم خرپول باشه ، دامادم خر هست اما پول نداره ! ! 
.
.
.
لذت وقتی که یه بچه کوچیک دستاشو دراز میکنه سمتت ینی بغلم کن
هیچی اندازه این حال نمیده به آدم
.
.
.
نصف کودکی من به کلنجار رفتن با مادربزرگم گذشت که آتاری تلوزیون رو نمیسوزونه
.
.
.
گاهی به بعضـــــیا باید گفت :
" عزیزم اگه برام بـــزرگ شده بودی ، فقط به خاطر خطـــای دیــدم بود " !
.
.
.
ذهنم مشغول این شده که :
تو این پارتیا که همه حد میزنن کی سانتر میکنه براشون !؟
.
.
.
وقتی یه همکلاسی راهنمایی دبیرستانت میبینتتو میگه وای چه عوض شدی
آدم خجالت میکشه که این عوضی هنوز اون قیافه شیش ضلعی اول صبامو
تو صف صبحگاهی یادشه !

.
.
.
اگه شجریان بودم رو تیشرتم مینوشم استاد و مرض 
.
.
.
یه وختا اینقد آدم زندگی ایش غمناک میشه
که دوس داره یکی یوهو بگه....کاااااات....عالی بود عالی...
خسته نباشین بچه ها...واسه امروز بسه!
.
.
.
به نظرم می‌تونن دیوارای حموم رو از جنس لیف درست کنن
که آدم راحت مثل خرس کمرشو بکشه به دیوار دیگه
اینهمه مشقت برای لیف کشیدن کمر نکشه !
.
.
.
خانومای عزیز :
وقتی یه کاری رو به آقایون میدین که انجام بدن، حتما انجامش میدن..!
نیازی نیست هر ۶ ماه یک بار یادآوریش کنین 
.
.
.
من حتی رفتم اساسنامه اتحادیه صنف آرایشگر و سلمانی رو خوندم
ولی توش به اینکه سلمونیا باید
تو یه شیشه پر الکل یه مار بذارن اشاره ای نشده بود !

.
.
.
به مونالیزا بگید اگه چیزی هست بگه ماهم بخندیم 
.
.
.
می دونی چیه رفیق؟
اگه از زندگی کسی می ری بیرون ، سعی کن کامل بری بیرون
حتی پوست تخمه هاتم جمع کنی با خودت ببری...
.
.
.
منو رنگ نکن، من صاف کاری لازمم:|
.
.
.
۲۱ دسامبر دنیا قرارِ وایسه رضا صادقی پیاده شه !
.
.
.
الان داشتم تو آینه نگاه میکردم متوجه شدم چشام چه سگی داره لامصب ^_^
.
.
.
به دلم نشستی ولی دو زانو!
معذب نباش، برو عقب قشنگ تکیه بده، پاهاتم دراز کن، این دل فقط جای توئه
.
.
.
تو مترو یا اتوبوس از یه نفر آدرس بپرسین
میبینین که پونزده نفر پونزده تا آدرس کاملا مختلف میدن ...
.
.
.
به سلامتــی همـۀ مامانا
که لباس سفید میدی بش بشوره صورتـی ملایم تحویلت میـــده !
.
.
.
تو این ۱۸ روز پایانی دنیا برید زن بگیرید که نصف دینتون کامل شه !
مسواک هم بزنید تا نصف دیگه ش کامل شه !

(روش های کرک کردن بهشت!) :دی
.
.
.
چقد لحظه غیر قابل تحملیه که یکی از اشناهاتون
حس خوشمزگیش گل کنه بشینه نیم ساعت
از رو گوشیش جوکای تکراری و لوس تعریف کنه
و تو مجبور باشی الکی بخندی به هر جک مسخرش 
خاک بر سر اون لحظه 
.
.
.
ملـــــت هر شب تو تختشون دنبال گوشیشــــون میگردن
که به دوستشون sms بزنن ...
منم سه ســـــــاعت دنبـــــال طـــــول و عـــــرض پتــــــوم میگردم 
.
.
.
مادره خطاب به پسرش: نیوتن رو میشناسی ؟
پسره :نه کی هست؟
مادره : اگه به درسات بیشتر توجه میکردی میشناختیش !
پسره: خیلی خوب ، پارمیدا رو میشناسی ؟
مادر : نه !!!
پسره : اگه به شوهرت بیشتر توجه میکردی میشناختیش !
.
.
.
من نامزد کنم ، از اینا مبشم که پای تلفن می گم اول تو قطع کن !

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: سه‌شنبه 21 آذر 1391 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

 ااس ام اس های گوناگون و جدید - آذر 91

 

 


خدایاخیلیادلموشکستن 
شب بیاباهم بریم سراغشون 
من نشونت میدم توببخششون! 
.
.
.
فکرتودرگیرادمایی که توگذشته توزندگیت بودن نکن،حتمانبودنشون تو آیندت دلیلی داشته! 
.
.
.
به سلامتى کسى که هنوز دوسش دارى ولى دیگه مال تو نیست...
.
.
.
گمشده ی این نسل اعتماد است نه اعتقاد،اما افسوس که نه بر اعتماد اعتقادیست و نه بر اعتقادها اعتماد. 
.
.
.
بیا باز هم خودمان را به نفهمی بزنیم!
گاهی بفهمی، نفهمی...
نفهمی، اوج فهم است!

.
.
.
انروز تازه فهمیدم...
درچه بلندایی آشیانه داشتم وقتی ازچشمانت افتادم!
هنوز دست وپای دلم دردمیکند.چقدرشکستن سخت است. 
.
.
.
دلت رابه هرکسی نسپار
این روزهابرخی هاازسپرده ات هم بهره میخواهند! 
.
.
.
گاهی به بعضیابایدگفت"اگه برام بزرگ شده بودی،فقط به خاطرخطای دیدم بود"! 
.
.
.
دلم کاردست است؛خودم بافتمش!تارش راازسکوت،
پودش راازتنهایى،
همین است که"خریدار"ندارد
.
.
.
این آینده چه بود که بهترین روزهای عمرم راحراج دیدارش کردم؟؟
.
.
.
چشام ازغمت گرم بارون شده.......تونیستی چقدمردن اسون شده.؛دینا.
.
.
.
کاش میتوانستم خاموش شوم...
فنا شوم...
محو شوم...
من از این روزگار خسته شده ام...
از این لحظه هایی که حال مرا نمی فهمند و کند میگذرند بیزارم...
من از تمام شایدها و بایدها متنفرم...
.
.
.
نزدیکی درفاصله نیست دراندیشه است،و"تو"...
اکنون مهمان اندیشه منی
.
.
.
دلم می خواست توی تقویم، روز جهانی "انسان" هم می بود تا ببینم کی به کی تبریک می گفت!!
.
.
.
عــــاشـــق تریـــــن مــــــــرد..... " آدم " بـــ ـود
که بهشت را به لبـــــخنــــــد حـــــوا فروخــت ... !!!
.
.
.
خطا از من است، می دانم. از من که سالهاست گفته ام "ایاک نعبد"، اما به دیگران هم دلسپرده ام. از من که سالهاست گفته ام " ایاک نستعین" ، اما به دیگران هم تکیه کرده ام. اما رهایم نکن... بیش از همیشه دلتنگم... به اندازه ی تمام روزهای نبودنم..."
.
.
.
دیوار هم که باشی ... ترک بر میداری وقتی ... سر به شانه ات داشته باشند و به حسابت نیاورند..
.
.
.
پیشانی اَت بُقعه ی هَمیشــه اَمن یاد ِ من استـ ...
می بوسَمش شایـــد از پُشت این ضَریـح حــاجت رَوا شومـــ !!!
.
.
.
من خوبم ...خسته نیستم ... فقط
گاهی دستم به این زندگی نمی رود !!
.
.
.
هیچـــ کســ
ویرانی ام را حســـ نکرد
روز رفتنــــــــت را به خاطــــــــــر داری ؟
کفــــــش هایــــت را بغل کــــــــرده بــــودی..
مبـــــادا صدایـــــش گوش هایـــــم را آزار دهـــــــــد ! ! !
نـــــوک ِ پا ، نـــــوک ِ پا دور شــــدی
از همیـــــن گوشــــهـ کنــــار..
و امــــــــروز
بی ســــــر و صـــــــــدا پیدایـــــت شد
تـــــا بــــه رخ نکشـــــــــی اشتباهاتـــــــــــــم را
ایـــــن بـــــار کفــــش هایـــــت را می دزدم
مبــــــــــادا فکـــــر ِ رفتــــــــــن به ســـــرت بزنــــــــد ..
.
.
.
حَـــــــــــــراج کرده ام ؛
تنهائیــــم نصفِ قیمـــت . . .
سوگِ خاطـره ها خـــــــــَرج می خواهد دیگــر ...
.
.
.
نمیگـویـــد بیــا . .
نمیگـویــد بــاش !
نمیگـویــد به مــن حتــی بـرو و راحتــم بگذار !
میـــآیــد ،
حـرف هـای عـاشقـانـه میشنــــود !
... لبخنـــد میــزنـد . . .
و میــرود . . .
.
.
.
طلا باش...
تا اگه روزگار آب ات کرد,
روز به روز طرح های زیباتری از تو ساخته شود
سنگ نباش...
تا اگر زمانه خرد ات کرد,
تیپا خوردهء هر بی سر و پایی بشوی..!!!
.
.
.
گفتی : نفرین میکنی ؟
گفتم : نه ، اما از خدا میخوام
هیچکس ، اندازه من دوستت نداشته باشد . .
.
.
.
داشتیم بازی میکردیم اون رفت چشم گذاشت من رفتم قایم شدم اما اون بجای من یکی دیگه رو پیدا کردو من برای همیشه گم شدم
.
.
.
خدایا من چشمامو میبندم..فقط یه کشیده ی محکم بزن تو گوشم تا ازاین خواب بیدار شم..
.
.
.
+ واستا دنیا من میخوام پیاده شم
- همینجا...؟
+ بله لطفا! چند میشه؟
- کجا سوار شدی؟
+ دهه شصت بود...
- برو آبجی... صلوات برفست...از شما بدبخت بیچاره ها که نمیشه پول گرفت..
.
.
.
"خـــدایـــا
این روزا تموم که شد،میام میزنم رو شونه ت! میگم:
جنبه رو حال کردی..؟؟"
.
.
.
دارم که بگویم!
اما هرچیز را نباید گفت.
شاید این سکوت زیباتر باشد...
.
.
.
خدایا! من دلم قرصه! کسی غیر از تو با من نیست ; خیالت از زمین راحت ، که حتی روز ، روشن نیست!
کسی اینجا نمی بینه ، که دنیا زیر چشماته! ; یه عمره یادمون رفته ، زمین دارمکافاته
فراموشم شده گاهی ، که این پایین چه هاکردم! ; که روزی باید از اینجا ، بازم پیش تو برگردم!
خدایا وقت برگشتن ، یه کم با من مدارا کن ; شنیدم گرم آغوشت ، اگه میشه منم جا کن.
.
.
.
روزگـــــــاریستــ کـهـ آدمـــــــها
فقــــــــط
سَقفــــــــهایِ مُشـتـرکـــــــــ دارنــــد
نـه زندگـــــی هــاِی مُـشـتـرکــــ . . .
ایـن یَـعــــــــنی . . .
تـنـهــــــــایـی .
.
.
.
تمام چیزی که باید از زندگی آموخت ، تنها یــــک کلمه است "میگذرد" ولی دق می دهد تـــــا بگــــــــــــذرد..
.
.
.
خـاطـرات خـیـلـی عـجـیـبـنـد
گـاهـی اوقـات مـی خـنـدیـمـ بـه روزهـایـی کـه گـریـه مـی کـردیـمـ
گـاهـی گـریـه مـی کـنـیـمـ بـه یـاد روزهـایـی کـه مـی خـنـدیـدیـمـ . .
.
.
.
نقطه‌ی جوش همان نقطه‌ ایست که همه چیز کم کم بخار می‌شود...
محو می شود
کمرنگ می شود
آدمها را به " نقطه جوش" نرسانید....!
.
.
.
حکایت من، حکایت کسی ست که عاشق دریابوداما قایق نداشت.دلباخته سفربودهمسفر نداشت .حکایت کسی ست که زجر کشید اما ضجه نزد.زخم داشت اما ننالید.گریه کرد اما اشک نریخت.حکایت من ،حکایت چوپان بی گله وساربان بی شتراست.
حکایت کسی که پراز فریادبود.اما سکوت کرد!
.
.
.
کاش یکی‌بود که توی کوچه‌ها داد میزد :
خاطره خشکیه ؛ خاطره خشکیه !
اونوقت همه ی خاطراتتو ،
همونایی که ارزش گرفتن دمپاییِ پاره هم ندارن !
میریختم تو کیسه و میدادم بهش و میرفت ردِ کارش ... !!!
.
.
.
پرهیز از نگاه کردن به کسی که شوق دیدنش کلافه ات کرده ،
تردید مبهمی را به
یقینی روشن تبدیل می کند: عاشق شده ای...
.
.
.
دیوانه نمی گوید دوستت دارم
دیوانه می رود تمام دوست داشتن را
به هرجان کندنی
جمع می کند از هر دری
می زند زیربغل
می ریزد پای کسی که
قرار نیست بفهمد دوستش دارد...
.
.
.
درد داره.. منو " شما " صدا می کنی
من که تا دیروز عزیز دلت بودم..
.
.
.
اخبارودیدی؟نامردا هوای همه جارواعلام کردن جزدل من که بدجوری هواتوکرده.....دینا.
.
.
.
خیلی سخته که مخاطب یکی باشی...
ولی هیچوقت براش خاص نباشی
.
.
.
از " تـــو " دلـگیـــر نیستــــم....
از دلـــم دلـگیـــرم....
کــــه بیوفاییت را صبــــورانــــه تحمـــــل میکـنــــد...
.
.
.
دل فقــــط دل تـــــو!!
دل مــن کـــه دل نیـــست...
یـا میشـکنــه یـــا میگیـــره یـــــا تـــنگ مـــیشـــه...
.
.
.
خـــــــداوندا...!
در گلویــم ابـــــر کوچکی استـــ
که خیالـــ بارش ندارد...
میشود مـــرا بغــــــل کنی..؟؟
.
.
.
Gahi bayad nabashi! Ta bfahmi nabudanet bara ki moheme!
Onvaghte k mifahmi bayad hamishe ba ki bashi!!!!
.
.
.
همه ی یهــــویی ها خوبن !!
یهویی بغل کردن، یهویی بوسیدن
یهویی دیدن یهویی، سوپرایز شدن
یهویی بیرون رفتن ، یهویی دوست شدن
یهوویی عاشق شدن....
اما امان از یهـــــــــویی رفتن ها
.
.
.
معلم پسرک راصدا زد تاانشایش را باموضوع علم بهتراست یاثروت رابخواند، پسرک باصدای لرزان گفت: ننوشته ام،معلم باخط کش چوبی پسرک راتنبیه کرد پسرک درحالی ک دستهای قرمز وباد کرده اش را بهم میمالید زیرلب گفت:آری ثروت بهتراست چون اگر داشتم دفتری میخریدم وانشایم را مینوشتم..

.
.
.
دستگاه مشترک موردنظر از دست"دوستت دارم"های دروغ توخاموش است!لطفا دیگر تنهایش بگذار..

.
.
.
شاید زندگی آن جشنی نباشد ک آرزویش راداشتی،اما حالا ک ب آن دعوت شدی تامیتوانی زیبا برقص..

.
.
.
هی نیوتن توک دم ازجاذبه میزنی
مراکشف کن
من ک غمهامدام جذبم میشوند

.
.
.
همه میخواهند
جای_تورابگیرند
بی آنکه بدانند"تو"همدیگر جایی نداری

.
.
.
آینه بغل ماشین هم نشدیم ک بعضیااز اونی ک فکرمیکنیم بهمون نزدیکتر باشن..

.
.
.
خیانت یک اشتباه نیست
بلکه درست ترین اتفاق یک رابطه اشتباه است..

.
.
.
خدایا آرامتر
نیازی ب زمین لرزه نیست
کاخ_آرزوهای_این مردم
باتلنگری هم فرو می ریخت..

.
.
.
زیباتری"نگاه"را در"چشمان"کسی دیدم
ک هرگز"مرا"ندید..

.
.
.
گاهی آدم فعل خواستن را صرف میکند
اینطور میشود
خواستم
خواستی
نشد..

.
.
.
چ فرقی دارد پشت میله ها باشی یادر خیابانهای شهر درحال قدم زدن
وقتی ک آرزوهایت درحبس باشند..

.
.
.
اگرمردی..مردبمون..اگه نیستی نامردی نکن!!
اگه تنهایی..تنهابمون..اگه نیستی تنهاش نذار!
اگه نجیبی نجابت کن..اگه نیستی هرزگی نکن!
اگه عاشقی..عاشق بمون..اگه نیستی حرمت عشق رونشکن..

.
.
.
وقتی یک مشترک"موردنظر" هست ولی"دردسترس"نیست
ناچار میشی روکنی ب مشترکی ک"دردسترس"هست اما"موردنظر"نیست..

.
.
.
چ اشتباه بزرگی است
تلخ کردن زندگی خود
برای کسی ک
در دوری ماشیرین ترین لحظات زندگیش را سپری میکند..

.
.
.
از من فاصله بگیر...
هر بار که به من نزدیک میشوی...
باور میکنم هنوز میتوان زندگی را دوست داشت!
از من فاصله بگیر...
خسته ام از امیدهای کوتاه...
از زندگی در خیال...
.
.
.
گاهی آدم می ماند بین بودن یا نبودن!
به رفتن که فکرمیکنی اتفاقی می افتد که منصرف میشوی!
میخواهی بمانی رفتاری را می بینی که انگار باید بروی!
این بلا تکلیفی خودش کلی جهنم است....
.
.
.
عجیب است...!
یک جای کار اشکال دارد.
نه به پدرم رفته ام و نه به مادرم!
من بر باد رفته ام....!!

.
.
.
سالها و ماهها و روزها میگذرد....
تو بی من و با او خوشحالی...
همین برای دل تنهایم کافیست!

.
.
.
گاهی بی هوا دلم هوایت را میکند...
هوای تو.
تویی که هیچوقت هوایم را نداشتی...
(تقدیم به علی خارجی،آرتینا،میناکوچولوی بارسایی)

.
.
.
خدایا ازت ممنونم که منو در حد ایوب میبینی.ولی میشه تمومش کنی بریدم??!
.
.
.
خوشبخت ترین افراد کسی است که فضیلت دیگران را قدر بداند و از خوشبختی دیگران نیز احساس مسرت کند. ولفگانگ گوته
.
.
.
سلام خوبی؟ همین الآن یه حس بدی بهم دست داد ولی من بهش دست ندادم اینقد ضایع شد!
.
.
.
دلم تنهایی میخواهد...
دلم یک کام سنگین از سیگار میخواهد...
آنقدر سنگین که سنگینی یادتورا از یادم ببرد...
هه...!!
خدا بگویم چه کارت کنه...
کاری کردی که روی سیگارمم به روم باز شد...!
.
.
.
سیگارم که در دستم است تنها نیستم!
انگار کسی پشتم است!
همان که قول داده بود هیچوقت پشتم را خالی نمیکند...

.
.
.
زندگی سه چیزش قشنگه: ندونی ودعات کنن ،نبینی ونگات کنن، نباشی ویادت کنن.
.
.
.
Vaghti asheghesh shodam k didam!
Hichvaght delamo nashkast...
Hichvaght behem na nagoft...
Hamishe dar javabe bache baziam... Khandido goft: asheghe hamin karatam!!!!
.
.
.
Hichvaght nago residam tahe khat! Agaram ehsas kardi residi tahe khat yadet biar k moaleme class avalet migoft: noghte sare khat...
.
.
.
Ebrahim nistam
Ama kodake darunamo ghorbanie kasi kardam k arzeshesh kamtar az ye gosfand bud...!
.
.
.
Vafa! Yani inke:
Bad az raftanet, hata nazashtam kasi bfahme mano dor zadi!
.
.
.
حالا که میخواهی بروی لطفأ قدمهایت را تندتر بردار.دلم را فرستاده ام دنبال ن__خ__و__د___س__ی__ا__ه
.
.
.
از مرگ میترسم......فقط به خاطر گریه های مادرم.......
.
.
.
دلتنگی راچگونه تعریف کنم تادرک کنی؟
چهارستون بدنم زیرسنگینی اش تاخورده است..
.
.
.
زخم هایت راپیش همه بازگونکن!
این روزهاهمه"بانمک"شده اند.
.
.
.
نه جز از یاد تو دل است،
نه جز از یافت تو جان،
پس بی دل و بی جان، زندگی چون توان؟
.
.
.
انروز تازه فهمیدم...
درچه بلندایی آشیانه داشتم وقتی ازچشمانت افتادم!
هنوز دست وپای دلم دردمیکند.چقدرشکستن سخت است. 
.
.
.
تمام شهرراهم که قدم بزنی،نه دردهای دلت هضم میشود،نه درددلهایت 
.
.
.
برای تــــــو ...برای چشمهایتــــــــ...برای مـــن ...برای دردهایمــــ ...برای مــــا ...برای این همه تنهـــــــایی ...ای کاش خــــــــــــدا کاری بکند 
.
.
.
قهوه چشمان توست!
تیره . . .
تلخ . . .
اما آرامبخش و اعتیادآور 
.
.
.
انصاف نیست دنیاآنقدرکوچک باشدکه آدمهای تکراری راروزی هزاربارببینی وآنقدربزرگ باشد
که نتوانی آن کس راکه دلت میخواهدحتی یک بارببینی...
.
.
.
تنها بودن " قدرت " می خواهد و این قدرت را کسی به من داد که میگفت " تنهایت " نمیگذارم 
.
.
.
هنوزبرایت مینویسم
درست شبیه پسرکی نابیناکه هرروزبرای ماهی قرمزمرده اش غذامیریزد 
.
.
.
امروزهم با"بی تو" بودن گذشت
خوش به حال"یادم"که همیشه باتوست.. 
.
.
.
امشب دلم پاکتی سیگار میخواهد...
دلم مرگ میخواهد در عریانیه آغوش تو...
دلم مرگ میخواهد با نعشگی سیگار از لبهای تو...
(تقدیم به هانیه)
..نیما..
.
.
.
هی غریبه!
شب عروسی کت و شلوار سیاه نپوش؛
بانوی من سیاه را دوست ندارد...
بند کراواتت را بگذار او سفت کند؛ این کار را دوست دارد؛
وقتی دستانت را میگیرد؛دستانش را فشار بده
 این کار آرامش میکند...
زحمت تاج عروسی را نکش! من سلیقه اش را میدانم برایش گرفته ام..
خلاصه کنم آقا...
جان تو و جان بانوی من...
(تقدیم به هانیه ی خودم)
..نیما...
.
.
.
گنجشکی برسر جنازه گربه ای میگریست...
 که خدایا اکنون با اینهمه زندگی چه کنم...؟ 
.
.
.
یکی ازاشتباهات زندگی،آدم حساب کردن اوناییه که آدم نبودن
هنوزهم نشدن،بعداهم نمیشن! 

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: سه‌شنبه 21 آذر 1391 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

 طراحی های هنری و زیبا روی چشم

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: سه‌شنبه 14 آذر 1391 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

   

 

میدونی وقتی واست پیام نمیدم یعنی چی ؟

یعنی پیامی در حد مرامت ندارم با مرام !

.

.

.

هوای فاصله سرد است ، من از کلاف دلم برایت خیال گرم می بافم

.

.

.

خواستی دیگه نباشی ، آفرین ، چه با اراده

لعنت به دبستانی که تو از درس هایش فقط تصمیم کبری را آموختی . . .

.

.

.

 

بوسه‌” بهترین سرقتِ دنیاست

چون هم دزیدیش حال میده

هم پس دادنش  . . .

.

.

.

یاد تو حس قشنگی است که در دل دارم

چه تو باشی چه نباشی “نگهش میدارم”  . . .

.

.

.

همه چیز زود شروع شد

عاشقی

دلتنگی

رفتن تو …

اما نمیدانم چرا تمام نمیشود ؟

عشق تو در من . . .

 

.

.

.

تو چنان زیبا شده ای میان شعرهایم

که گمان نکنم خودت هم بدانی

این که داری می خوانیش

خودِ تویی . . .

.

.

.

نشود خوش دلم از نامه و پیغام کسی

توسن سرکش طبعم نشود رام کسی

آن که دربند تعلق نبود خاطر ماست

که نه دربندکسی هست و نه در دام کسی

.

.

.

حالا که رفته ای

ساعتهــــا به این می اندیشم ، که چرا زنــــده ام هنـــوز ؟

مگـه نگفتـــه بــودم بی تــــو میمیرم ؟

خدا یادش رفته است مرا بکشــــد

یا تــــــو قرار است برگردی ؟

.

.

.

قشنگ ترین کنسرت دنیا

صدای نفس نفس زدن تو در آغوشم بود . . . !

.

.

.

دستهایت ، تنها بالشی است که وقتی سر بر او دارم ، کابوس نمی بینم  . . .

.

.

.

قهوه چشمان توست

تیره ، تلخ

اما آرامبخش و اعتیاد آور . . .

.

.

.

کلاغ جان!

قصه من به سر رسید

سوار شو !

تو را هم به خانه ات می رسانم . . .

.

.

.

انصاف نیست دنیا آنقدر کوچک باشد که آدم های تکراری را

روزی هزار بار ببینی و آنقدر بزرگ باشد

که نتوانی آن کس را که دلت میخواهد حتی یک بار ببینی  . . .

.

.

.

قهر که می کنی

بی حواس ترین آدم روی زمین می شوم

آنقدر که

دست نوشته هایم را توی یخچال پیدا می کنم

بشقاب غذای دست نخورده ام را در کتابخانه . . .

.

.

.

دلم به بهانه ندیدنت گریست

بگذار بگرید و بداندهر چه خواست همیشه نیست . . .

.

.

.

پنداشتی گذشته مرد ؟

آن بوسه ها چو دانه های الماس در گوشواره از یادم آویزان است . . .

.

.

.

در زندگی گفتن دو چیز بسیار سخت است

اولین سلام

و آخرین خدا حافظی . . .

.

.

.

مانند شیشه ‘شکستنم’ آسان بود

ولی دیگر به من ‘دست نزن’ ، این بار ‘زخمی ات’ خواهم کرد . . .

.

.

.

بسیار تماشایی و آراسته ای / از رونق ماه آسمان کاسته ای

انگار نه انگار که ما را دیدی / از روی کدام دنده بر خاسته ای !؟

.

.

.

رسم ” خوب ” ها همین است

حرف آمدنشان شادت می کند

و ماندنشان

با دلت چنان می کند

که هنوز نرفته

دلتنگشان می شوی . . .

.

.

.

گفته بودند که گنج در ویرانه هاست

راست گفتند چون وجودت در دل ویران ماست !

.

.

.

سرکش بودم به حیله رامم کردی / ای افسونگر ، چه پخته خامم کردی

خوش چرخاندی کمند گیسویت را / در تاریکی اسیر دامم کردی . . .

.

.

.

 

دیدی ای حافظ که کنعان دلم بی ماه شد

عاقبت با عشق و غم کوه امیدم آب شد

گفته بودی یوسف گمگشته باز آید ولی

 یوسف من تا قیامت همنشین چاه شد

.

.

.

کسی که احساسات ِ تو رو بازی می گیره و تنهات میذاره

چند قدم اونورتر زیر ِ پایِ کسی دیگه داره لِه می شه

شک نکن . . .

.

.

.

گیرم که از حصار کوتاه دلم ساده می پری ، با دیوار بلند خیالم چه می کنی . . . ؟

.

.

.

ما نه آنیم که در بازی تکراری چرخ و فلک / هرکه از دیده مان رفت زخاطر ببریم !

یا که چون فصل خزان آمد و گل رفت بخواب/ دل بعشق دگری داده ز آنجا ببریم

وسعت دیده ی ما خاک قدمهای تو بود / خاک پای قدمت را به دو دنیا ندهیم . . .

.

.

.

مانند همیشه چشم هایم به در است

بر سفره ی ما جگر نه ، خون جگر است

ته مانده ی سفره ی شما را آورد

آری ، پدرم مورچه ی کارگر است !

.

.

.

درون دلی که پیدا نیست / پر از زندان و زندانیست

تو را محکوم دل کردم / نمیدانم دلیلش چیست

سبب شاید همین باشد / بدون تو نباید زیست

.

.

.

تنهایی ات را از تو گرفتم ، در خنده هایم شریکت کردم

نگفته بودی بازرگان عشقی ، من از کجا می دانستم سود من تنهاییست . . .

 

.

.

.

سلام به اون اهل دلی که بی ریا و باصفاست

 قلب پر از محبتش همیشه با یاد خداست

 دور باشه از وجودتون هرچی غم و هرچی بلاست

گفتم سلامی عرض کنم نگی فلانی بی وفاست . . .

.

.

.

خدایا خیلیا دلمو شکستن

شب بیا با هم بریم سراغشون

من نشونت میدم تو ببخششون!

.

.

.

طالع بخت مرا هیچکسی یار نبود / پشت من را بخدا ذره ای دیوار نبود

 همه از پشت زدند بر کمرم خنجر را / جاده شانس من از کودکی هموار نبود . . .

.

.

.

میگویند شکستنی رفع بلاست ، ای “دل” تحمل کن شاید حکمتیست !

.

.

.

آرزو دارم بهاران مال تو / شاخه های یاس خندان مال تو

گرچه درویشان تهی دستند ولی/ ساده بودن های باران مال تو

.

.

.

دعا کردم تو تنها مال من شی / تو تعبیر قشنگ فال من شی

دعا کردم بدونی چشم به راتم / هنوز دلبسته بغض صداتم

 اگه بازم دلت با دیگرونه / چشات دنبال از ما بهترونه

بزار با یاد تو دلخوش بمونم/ فقط دلتنگیات با من بمونه . . .

.

.

.

هنوز برایت می نویسم

درست شبیه پسرکی نابینا که هر روز برای ماهی قرمز مرده اش غذا می ریزد . . .

.

.

.

ندارم من نظر جز بر نگاهت / ندارم من طلب جز روی ماهت

ندارم من دلی جز عاشق

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: دوشنبه 13 آذر 1391 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

 تصاویری از مقایـسه ی امـروز با یک قـرن پیـش!

تصاویری که مشاهده می‌کنید، جهان در 100 سال گذشته و تغییر و تحولاتی که در طول یک قرن در این کره خاکی روی داده را نشان می دهد. به نظر شما جهان در صد سال پیش چگونه بود و چه تغییر و تحولاتی در طی یک قرن در جهان ایجاد شده ؟ مسلما تحولاتی که در زمینه های مختلف ایجاد شده بسیار چشمگیر است ولی در اینجا تنها گوشه ای از اینتغییرات، که عمدتا مربوط به غرب می باشد را از سال ۱۹۱۲ تا ۲۰۱۲ در تصاویر خواهید دید.

تلفن و ارتباطات


جراحی در علم پزشکی


فضاپیما


پست


هوانوردی


خودرو


جنگ و جنگ افزار


لوازم خانگی


کتابخانه


سینما


مدگرایی و پوشش زنان و مردان

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: دوشنبه 06 آذر 1391 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

 یادی از خاطرات شیرین کودکی...اصولا گذر زمان و درگیری با مسائل روزمره ، خواه ناخواه باعث فراموشیِ خاطره ها و مسائلی که در گذشته با آنها روبرو بودیم میشود . فراموشی میتونه نعمت بزرگی به حساب بیاد ، خاطرات بد گذشته در ذهن ما جایی نخواهند داشت ، اما جدا از خاطرات بد ، مسائل و موارد دوست داشتنی هم به همراه آنها بدست فراموشی سپرده خواهد شد .

ما در این ایمیل به سراغ خاطرات شیرین و بعضا تلخ گذشته که در زندگی داشتیم میپردازیم ، مواردی که به آن نوستالژی گفته میشود .

نوستالژی Nostalgia (به پارسی: یادمانه) را می‌توان به طور خلاصه یک احساس درونی تلخ و شیرین به اشیا، اشخاص و موقعیت‌های گذشته، تعریف کرد.

برای سفر به گذشته آماده اید ؟

  S A L I J O O N

 

S A L I J O O N

اسم بازیش فکر بکر بود

با اینکه راهنمای بازی هم داشت ولی آخرشم نفهمیدیم چی بود بازیش !

Nostalgia-radsms02

 Nostalgia-radsms03

جامدادی 

فقط یه هفته درست ازش استفاده میکردیم !

Nostalgia-radsms04

Nostalgia-radsms05

 

Nostalgia-radsms06

 

Nostalgia-radsms07

Nostalgia-radsms08

Nostalgia-radsms09

Nostalgia-radsms10

Nostalgia-radsms100

Nostalgia-radsms101

زبل خان

از توی شلوارش همه چی در میاورد

گاهی اوقات یه خونه هم از توش در میاورد !

Nostalgia-radsms102

Nostalgia-radsms103

Nostalgia-radsms104

سلمونی های اون زمان از اینا استفاده میکردن

وقتی آرایشگر دست به کار میشد

موها رو میکند که اشکمون رو در میاورد

صدامونم در نمی اومد !

Nostalgia-radsms106

Nostalgia-radsms107

سگا !

Nostalgia-radsms108

Nostalgia-radsms110

Nostalgia-radsms112

از محصولات بچه های اون زمان با کاغذ

فشارش میدادیم میپرید جلو ذوق مرگ میشدیم !

Nostalgia-radsms113

قصه های مجید

مامان بزرگ هم چند وقت پیش فوت کرد

خدا رحمتش کنه

Nostalgia-radsms114

Nostalgia-radsms115

Nostalgia-radsms116

گاهی وقتا هم بچه ها درصد مارمولکِ خونِشون بالا میرفت

به این صورت تخلیه میکردن !

Nostalgia-radsms117

Nostalgia-radsms118

Nostalgia-radsms119

Nostalgia-radsms12

Nostalgia-radsms120

Nostalgia-radsms121

Nostalgia-radsms122

Nostalgia-radsms123

Nostalgia-radsms124

Nostalgia-radsms125

Nostalgia-radsms126

Nostalgia-radsms127

Nostalgia-radsms128

Nostalgia-radsms129

Nostalgia-radsms13

Nostalgia-radsms130

Nostalgia-radsms131

Nostalgia-radsms132

Nostalgia-radsms133

اسمارتیس

فقط هم این مدلشو دوس داشتیم !

Nostalgia-radsms134

Nostalgia-radsms136

توپ شیطونک !

Nostalgia-radsms138

Nostalgia-radsms14

Nostalgia-radsms141

Nostalgia-radsms142

Nostalgia-radsms143

Nostalgia-radsms144

Nostalgia-radsms145

جولز و جولی

(دوقلوهای افسانه ای)

Nostalgia-radsms147

Nostalgia-radsms148

روزنامه دیواری

Nostalgia-radsms149

تیتراژ برنامه کودک

Nostalgia-radsms15

کاراگاه کجت

یکی از خنگ ترین شخصیت ها بود

و بیشتر کارها رو اون دختره با سگش انجام میدادن !

Nostalgia-radsms150

کفتر بازی !

Nostalgia-radsms152

بازی علاالدین

Nostalgia-radsms153

 Nostalgia-radsms154

Nostalgia-radsms155

Nostalgia-radsms156

برنامه NC تحت سیستم عامل داس !

Nostalgia-radsms157

نه مارکی نه نشان استانداردی نه بسته بندی جذابی

غیر بهداشتی هم بود یکم ! اما خیلی خوشمزه بود

Nostalgia-radsms158

نوشابه کانادا به همراه یه کیک !

 Nostalgia-radsms16

Nostalgia-radsms17

برنامه جذای سیب خنده !

لحظه شماری میکردیم شروع بشه

این اول تیتراژ برنامه بود !

 Nostalgia-radsms18

خانواده آقای هاشمی !

Nostalgia-radsms19

ویدئو !

Nostalgia-radsms20

بازی محبوب سگا ، شورش در شهر !

Nostalgia-radsms21

 جلد کتاب اول دبستان

Nostalgia-radsms22

منکه از اینا نداشتم

هرکی هم داشت به هیچکی نمیداد !

Nostalgia-radsms23

اگه سر کلاس بچه خوبی بودی یه کارت آفرین میدادن

 اگه خیلی خوب بودی صد آفرین میدادن !

من یه هزار و سیصد آفرین گرفتم !

 Nostalgia-radsms24

آدامس خرسی ، الانم هست

هنوزم میخرم  ۱۰۰ تومنه !

Nostalgia-radsms25

نهار آبگوشت و ماست چکیده !

نون سنگک تازه کنجدی

به همراه سبزی تازه ، می ارزه به صد تا پیتزا پپرونی و این دیر فودا !

 Nostalgia-radsms26

کارت بازی هم که مثل غذا خوردن بخش جدا نشدنی بچه های اون زمان بود

من ۱۵۰۰ تا داشتم ، همه رو هدیه کردم به این و اون !

چقد آدم خیّری بودم !

Nostalgia-radsms27

آقا از این خط کش ها میخریدیم

۲ روز سالم بود !

میذاشتیم تو کیف ، بعدش میدیدیم به پنج قسمت نا مساوی تقسیم شده !

 

Nostalgia-radsms28

دوغ آبعلی  !!

رو دستش نبود ، دیگه هم نمیاد

 

اگر پیدا کردین با همون خوشمزگی سابق من دونه ای ۵۰ هزار میخرم !

Nostalgia-radsms29

بخشی از تمرین های اون زمان

Nostalgia-radsms30

مهر های آفرین که پای نمره های ما میخورد

اعتبار داشت میشد بری باهاش وام بگیری !

Nostalgia-radsms31

ینی بلا استثنا در خودکارا همه اینجوری میشدن

نمیدونم ، فک کنم تمرکز رو بیشتر میکرد !

Nostalgia-radsms32

نوار کاست و نوار بازی میکرو !

Nostalgia-radsms33

جذابیت منچ چهار نفره اون زمان رو ، فیفا ۲۰۱۳ و کالاف دیوتی الان نداره والا !

Nostalgia-radsms34

 ۱۰ از این جوجه ماشینیا میخریدیم

چارتاش الکی میمرد

۲ تا رو گربه میخورد

۲ تاش مریض میشد میمیرد

اون یدونه هم از تنهایی دق مرگ میشد :(

Nostalgia-radsms35

توپ چسبونکی !

خیلی مسخره  بود !

Nostalgia-radsms36

یکی از برنامه کودک هایی که خیلی دوس داشتیم

اسمشم یادم نیست !

 Nostalgia-radsms38

بچه مثبتا از این لیوانا داشتن !

جم میشد دوباره باز میشد ، ولی فرتی هم خراب میشد !

 

Nostalgia-radsms39

جلد دفتر مشق ما اینجوری بود

به همین بیریختی !

به همین خشنی !

تازه خودمون باید خط کشی میکردیم

حالا میفهمم چرا علاقه ای به مشق نوشتن نداشتم !

Nostalgia-radsms40

دون دون !

یادش بخیر

Nostalgia-radsms41

یه عروسکی بود به نام مجید

دستاش ۳ کیلومتر بود !

خنگ بود

همه کلمه ها رو هم چپه میگفت

Nostalgia-radsms42

الان که فکر میکنم میبینم ما چه بیکارایی بودیم

میشستیم با این اسباب بازی های مسخره بازی میکردیم  !

Nostalgia-radsms43

بستنی توپی !

درش کله زی زی گولو بود

بستیش هم خیلی خوشمزه بود !

Nostalgia-radsms44

اگه خیلی بابا مامان خاطرمون رو میخواست و یکی یدونه بودیم

از اینا میخریدن برامون !

Nostalgia-radsms46

کارتون خوبی بود

نمیدونم خاله ریزه بود اسمش !؟

یادم نیست

Nostalgia-radsms47

این آقاهه خیلی ذهن ما رو مشغول کرد به خودش

همین الانم برنامه اجرا میکنه ، نمیدونم لاله یا ادای لال بودن رو در میاره !

از معمای حل نشدنی انیشتین برای ما حل نشدنی تر بود !

 Nostalgia-radsms49

یکی از بیخود ترین پاک کن های اون زمان بود

قرار بود طرف قرمز مداد پاک کنه

طرف آبی خودکار ! (عمرا اگر پاک میکرد)

اقا گند میزد به تمام دفتر مشق ما !

Nostalgia-radsms50

یکی از آلات موسیقی بود

که فقط یه صدا میداد !

باید میبردیش نزدیک دهنت اون قسمت نازکش رو با دست ضربه میزدی

اونوقت دهنت رو به شکل انواع و اقسام اشکال هندسی در می آوردی

تا صداش تغییر کنه !

کلا یه آهنگ از این معروف شد اونم این بود !

 “لیو لیو لالا لیو “! البته به همین سادگی نبود ، یه سمفونی پشتش خوابیده !

Nostalgia-radsms51

عه ! پلاستیک حبابی

اگه یه وقت یه وسیله الکترونیکی یا شکستی میخریدن

این پلاستیکای محافظش خوراک ما بود

یه دونشو که میترکوندیم انگار قنلج شکوندیم ، راحت میشدیم کلا !

Nostalgia-radsms52

و باز هم یکی از مسخره ترین اسباب بازی ها

مواد لازم : ۲ نفر بچه بیکار  !

۳-۴ متر فضای باز !

هرکسی ۲ تا دسته هاشو میگرفت به نوبت دستاشونو باز میکردن

تا این توپ بیضی شکله بره سمت اونیکی

نمیدونم چه چیز جذاب و مفیدی داشت !

Nostalgia-radsms53

هاپوکومار !

یک شخصیت خیلی وحشتناک و دوست داشتنی !

 Nostalgia-radsms55

توپ دولایه اصل !

۲ تا توپ نو میخریدیم  یکیش رو با چاقو پاره میکردیم

و توپ سالم رو با مشقت زیاد وارد لایه میکردیم

بعد یارکشی میکردیم گل کوچیک میزدیم

 

کارخانه سازنده این توپا هم هر هر و کر کر بهمون میخندید !

اگه دو میلیمتر ضخامت این توپا رو بیشتر میکرد میمرد !؟

Nostalgia-radsms56

از کی بپرسم !؟

یه مسابقه اطلاعات عمومی بود

بعضی وقتا دو نفر با هم لج میکردن تا یکیشون نتونه جواب بده حذف بشه !

Nostalgia-radsms57

از این عروسکا فرو میکردیم ته مداد

درصد پروفسوری مون میرف بالاتر!

Nostalgia-radsms58

لیزر !

کاربردش یه چیز دیگه بود

ولی برای آزار و اذیت بیشتر استفاده میکردیم !

Nostalgia-radsms59

 Nostalgia-radsms61

Nostalgia-radsms62

Nostalgia-radsms63

Nostalgia-radsms64

از این الاسکا دوقلو ها میخریدیم

یه قلش رو خودمون میخوردیم

اونیکی قلش هم بازم خودمون میخوردیم !

Nostalgia-radsms65

مداد شمعی !

بازم یکی از مسخره ترین ابزار های کودکی !

Nostalgia-radsms66

عکس یادگاری منتخب تیم گل کوچیک

اونی که توپ جلوش هست اگر دستش رو توپ نبود

اون عکس ، عکس نمیشد اصلا !

 

Nostalgia-radsms67

میتیکومان !

آخرش هم حکایت اون دستمال قدرت داداش کایکو رو نفهمیدیم !

هیچ وقت هم پیش خودش نبود !

Nostalgia-radsms68

برنامه محبوب دیدنی ها

Nostalgia-radsms69

تیر کمون دست ساز ، ابزار آلات آزار و اذیت !

Nostalgia-radsms70

Nostalgia-radsms71

Nostalgia-radsms72

Nostalgia-radsms73

شادی بعد از گل حمید استیلی

بعد از گل زدن به آمریکا !

اون لحظه همه از خوشحالی رو هوا بودیم !

 Nostalgia-radsms74

گل پر ، در نهایت خز بودن

خیلی طرفدار داشت !

Nostalgia-radsms75

مخمل !

خیلی مارموز و حیله گر بود !

Nostalgia-radsms76

Nostalgia-radsms77

فوتبالیستها !

شما الان صحنه شوت زدنش رو دارید میبینید

اون زمان الان شون میکرد ، یه هفته بعد میرسید به مقصد !

Nostalgia-radsms78

سریال اوشین !

که الان یه سری افشاگری هایی در موردش میشه !

امیدوارم حقیقت نداشته باشه 

Nostalgia-radsms79

Nostalgia-radsms80

ایکیوسان 

مغز متفکر بود مثلا

وفتی فکر میکرد تق تق صدا میداد !

Nostalgia-radsms81

وروجک !

Nostalgia-radsms82

جاسوئیچی !

دکمه هاشو فشار میدادی آهنگ پخش میکرد

 Nostalgia-radsms84

Nostalgia-radsms85

در دسترس ترین سلاح سرد زمان ما بود

داخل کلاس کاربرد زیادی داشت

Nostalgia-radsms86

Nostalgia-radsms87

Nostalgia-radsms88

Nostalgia-radsms89

Nostalgia-radsms90

Nostalgia-radsms91

یکی از روش های آزار و اذیت ما در اون زمان

این بود که یه سوزن لای انگشتمون جاساز میکردیم

سعی میکردیم در نهایت ادب با دیگران دست بدیم !

Nostalgia-radsms93

Nostalgia-radsms95

بابا لنگ دراز !

Nostalgia-radsms96

بچه های کوه های آلپ !

Nostalgia-radsms97

واتو واتو !

Nostalgia-radsms99

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: سه‌شنبه 09 آبان 1391 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

CopyRight| 2009 , 3792.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By:
NazTarin.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران