$$$$ بوي ياس$$$$


 

توی شیرینی ، تو اول ، قند ، دوم می شود

مزه سوهان اعلا پیش تو گم می شود

 

بین قطاب و گز و نقل محلی ، ساده است

حدس اینکه طعم لب های تو چندم می شود  

 

روزها رد می‌شود، چشمت شرابی کهنه‌تر

پلکهایت کم کَمک تبدیل به خُم می‌شود 

 

هر کجا ساکن شوی در نقشه، مانند شمال

جمعیت ، آنجا ، گرفتار تراکم می‌شود 

 

چشم بسته، هر کسی بویت کند توی سرش

باغهای پرگُلِ قمصر ، تجسم می‌شود 

 

ماه را جای تو می گیرم نمی دانم چرا

اینقدر این روزها سوءتفاهم می شود! 

 

دود کن اسپند را، چشم حسود از دیدنت

شورِ شور، اصلاً دو تا دریاچه‌ی قم می‌شود 

 

وقتِ شرعی، لطف کن از پیش مسجد رد نشو

موجبات سستیِ ایمان مردم می‌شود 

 

وسوسه یعنی تو ! شالیزار هم یعنی بهشت

بیخودی آدم دچار سیب و گندم می شود...

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: یکشنبه 05 دی 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

 

عاشق که باشی شعر شورِ دیگری دارد

لیلی و مجنون قصه‌ی شیرین‌تری دارد

 

دیوان حافظ را شبی صد دفعه می‌بوسی

هر دفعه از آن دفعه ،  فالِ بهتری دارد

 

حتی سؤالاتِ کتابِ تستِ کنکورت

- عاشق که باشی - بیت‌های محشری دارد

 

با خواندن بعضی غزل‌ها تازه می‌فهمی

هر شاعری در سینه‌اش پیغمبری دارد

 

حرفِ دلت را با غزل حالی کنی سخت است

شاعر که باشی عشق زجر دیگری دارد

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: یکشنبه 05 دی 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

 

غم مخور، معشوق اگر امروز و فردا می‌کند

شیر دوراندیش با آهو مدارا می‌کند

 

زهر دوری باعث شیرینی دیدارهاست

آب را گرمای تابستان ، گوارا می‌کند

 

جز نوازش شیوه‌ای دیگر نمی‌داند نسیم

دکمه‌ی پیراهنش را غنچه خود وا می‌کند

 

روی زرد و لرزشت را از که پنهان می‌کنی

نقطه‌ ضعف برگ‌ها را باد ، پیدا می‌کند

 

دلبرت هرقدر زیباتر، غمت هم بیش‌تر

پشت عاشق را همین آزارها، تا می‌کند

 

از دل همچون زغالم سرمه می‌سازم که دوست

در دل آیینه دریابد چه با ما می‌کند

 

نه تبسم، نه اشاره، نه سؤالی، هیچ چیز

عاشقی چون من فقط او را تماشا می‌کند

 

 

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: یکشنبه 05 دی 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

 

بی‌خبر آمد ولی در بوق و کرنا کرد و رفت

بی‌تفاوت التماسم را تماشا کرد و رفت

 

او که احساس مرا عمری گدایی کرده بود

آخر، احساسش به من را ، ساده حاشا کرد و رفت

 

فکر می‌کردم که درمان تمام دردهاست

حیف، او تنها غم خود را مداوا کرد و رفت

 

روزگاری ، غم برایم هیچ معنایی نداشت

آمد و غم را برایم خوب معنا کرد و رفت

 

زندگی بی او برایم زندگی با درد بود

او که پای مردنم را زود امضا کرد و رفت ...

 

 

" سمانه میرزایی "

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: یکشنبه 05 دی 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

یک نفر قلب تو را بی سحر و جادو می برد

بی گمان من می شوم بازنده و ، او می برد

 

اشک می ریزم و می دانم که چشمان مرا

عاقبت این گریه های بی حد ، از سو می برد

 

آنقدر تلخم ، که هر کس یک نظر می بیندم

ماجرا را راحت از رفتار من ، بو می برد

 

من در این فکرم ، جهان را می شود تغییر داد

عاقبت اما مرا ، تقدیر، از رو می برد

 

یک نفر از خواب بیدارم کند ، دارد کسی

با خودش عشق مرا بازو به بازو می برد

 

 

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: یکشنبه 05 دی 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

 

باز هم تسبیح بسم الله را گم کرده ام

شمس من کی می رسد؟ من راه را گم کرده ام

 

طره از پیشانی ات بردار ای خورشیدکم!

در شب یلدا ، مسیر ماه را گم کرده ام

 

در میان مردمان دنبال آدم گشته ام

در میان کوه سوزن ، کاه را گم کرده ام

 

زندگی بی عشق شطرنجی ست در خورد شکست

در صف مشتی پیاده ، شاه را گم کرده ام

 

خواستم با عقل ، راه خویش را پیدا کنم

حال می بینم که حتی چاه را گم کرده ام

 

زندگی آنقدر هم درهم نبود و من فقط

سرنخ این رشته ی کوتاه را گم کرده ام…

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: یکشنبه 05 دی 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

 

دست ما کوتاه و دستان شما در دست دوست

خاطراتی که شما دارید... ما را آرزوست

 

دشمنان از رو برو خنجر زدند و دوستان...

کاش بر میگشتم و می ایستادم رو به دوست!

 

آنچه از تو برده ایم این زخم های کهنه است

آنچه از ما برده ای ای عشق، عمری آبروست

 

حاصل یک عمر پیش چشممان بر باد رفت

چون کسی که رکعت آخر بفهمد بی وضوست ...

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: یکشنبه 05 دی 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

 

اگر چه از تو نوشتن عجیب دشوار است  

برای از تو نوشتن دلیل بسیار است 

 

در این حوالی ِبی تو , کسی خبر دارد؟

چقدر حال و هوای دلم  تأسف بار است 

خودم نماد پریدن... خودم اسیر توام

شبیه پنجره ای که اسیر دیوار است

 

به فرض! عکس تو را از اتاق بردارم

مگر خیال تو از خانه دست بردار است؟

 

چه فرق میکند امروز چندم ِ ماه است؟

که روزهای بدون تو ،  دچار تکرار است 

 

دوباره نیمه شب است و مداد و کاغذ و شعر

و شاعری که به یادت هنوز بیدار است


" اگر چه سهمم از عشقت همین دو خط شعر است"

بسا ! نشانه ی گل بودنت همین خار است 

  

 

" محسن ظهوریان احمدی "

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: یکشنبه 05 دی 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: پنج‌شنبه 20 آبان 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: پنج‌شنبه 20 آبان 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

صفحه قبل1...5556575859...163صفحه بعد

CopyRight| 2009 , 3792.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By:
NazTarin.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران