$$$$ بوي ياس$$$$


İmageفواید طبی حرکات نماز İmage

نتایج نماز و نیایش را با علم نیز مى توان دریافت ، زیرا نماز و نیایش نه تنها به روى حالات عاطفى بلکه روى کیفیات بدنى نیز اثر مى کند و گاهى در چند لحظه یا چند روز بیمارى جسمى را بهبود مى بخشد. این کشفیات هر چقدر هم که غیر قابل درک باشند، بایستى به واقعیتشان معترف شد. دفتر مشاهدات طبى لورد بیش از ۲۰۰ مورد درمان فورى و غیر قابل تردید سل ریوى و عفونت کلیه و سرطان و امراض بدنى دیگر را ضبط کرده است .
اما حرکات نماز، چنانکه امروزه ثابت گردیده ، تکرار قیام و قعود در نماز بهترین وسیله اى است که سرعت گردش خون را افزایش داده و از این رو نماز را یکى از عوامل موثر در به کار انداختن جهاز هاضمه دانسته اند که راه اشتها و میل به غذا را نیز هموار مى سازد. و جالب این است که اوقات نماز و مواقع هضم غذا کاملا مناسب و هماهنگ بوده و چنانکه ملاحظه مى نماییم ، در این امر حکمت عجیبى به کار برده شده است …
به این ترتیب که وقت نماز صبح پیش از شروع به غذاى صبحانه بوده ، و ظهر قبل از آنکه انسان به نهار بپردازد و عصر یا همان وقت که هضم غذا آغاز شده … و به هنگام غروب یا موقعى که انسان بین دو وعده نهار و شام قرار دارد. و به همین ترتیب موقع عشا که هضم غذا تازه شروع گردیده است … طب جدید این موضوع را ثابت کرده و مدلل ساخته که نماز بهترین وسیله اى است که از بالا رفتن فشار خون جلوگیرى کرده و در حفظ تعادل آن اثر بسزایى خواهد داشت . آرى طبق نظریه پزشکان چنانچه در اداى نماز مراقبت و محافظت به عمل آمده و حرکات موزون آن به آرامى و طمانینه که از شرایط صحت آن است ، توام باشد، ثابت و مسلم گردیده که از بسیارى بیماری هاى ناشى از فشار خون جلوگیرى خواهد کرد… و این خود اثرى آنى و فورى بر قلب گذاشته و از ضربان تند و سریع آن مانع خواهد شد.

مجله ریدرز دایچست مى نویسد:
بر اساس تحقیقات معلوم شده است افرادى که بطور مرتب به عبادتگاه مى روند، در برابر بسیارى از بیماری ها نظیر: فشار خون ، بیماریهایى قلبى ، سل و سرطان هاى ناحیه گردن مصونیت دارند.
دکتر ادوین فردریک پاورز، استاد امراض عصبى در ایالات متحده آمریکا مى گوید:
علم طب در دنیاى کنونى از بسیارى از رموز و اسرار بیمارى ها به طرز معجزه آسایى پرده برداشته است . با این وصف هنوز هم هزاران بیمارى و مرض باقى است که بزرگترین اطباء هوشمند و نوابغ پزشکى کمترین بارقه امیدى به کشف و معالجه آنها به دست نیاورده اند. اما بررسى و دقت در مطالعات این اطباء و نوابغ این نکته را روشن مى سازد که اغلب آنها این نظریه را تایید نموده و اعتقاد پیدا کرده اند که در میان معجزات فراوانى که براى نماز شمرده اند، یکى اعاده صحت و تندرستى روحى و شفاى کلیه بیماری هایى است که مداوا شده و کلیه روشهاى پزشکى در برابر آنها عاجز مانده است.
نماز بهترین وسیله اى است که از بالا رفتن فشار خون جلوگیرى کرده و در حفظ تعادل آن اثر بسزایى خواهد داشت .
یک جراح مصرى اخیرا با یک سرى تحقیقات گسترده اعلام داشت :
نماز بهترین درمان براى بیماران مبتلا به جابجایى غضروف هاى ستون فقرات است .
دکتر الزیات استاد دانشگاه نوادا در آمریکا پس از مطالعه بر روى چهل بیمار گفت :حرکت هاى ناشى از پنج بار نماز در روز مى تواند عمل جراحى ناشى از بیمارى مذکور را در مدت یک هفته بهبود بخشد.
این پزشک مصرى به بیماران جراحى شده خود توصیه کرده است که بلافاصله پس از عمل جراحى حرکت کرده و به مدت یک هفته روزى پنج بار حرکات نماز را به جاى آورند و این حرکات را در هر صورت تا پایان عمر ادامه دهند.
همچنین یک دانشمند آمریکایى در کتابى که به تازگى بنام بیماری هاى فقرات منتشر ساخته ، گفته هاى این پزشک مصرى را تایید کرده و به بیماران خود نیز سفارش کرده است که روزانه پنج نوبت حرکاتى شبیه نماز مسلمانان انجام دهند

فایده طبى رکوع و سجود 
چنانچه اشاره شد بزرگترین متخصصان و پزشکان عالى مقام بین المللى بر این باورند که حرکات نماز خم و راست شدن ملایم در سجود و رکوع مى تواند یکى از راه هاى مهم درمان بیمارى دیسکوپاتى یا بیمارى دیسک ناحیه کمر باشد.
رکوع و قیام در نماز در تقویت عضلات پشت و معده اثر بسزایى داشته و آنچه از مواد چربى و پیه که در جدار معده باقى مانده بطور کلى بر طرف مى سازد… و مهمترین فایده سجود نیز این است که هم عضلات ران و ساق پا را تقویت مى نماید و هم در وصول خون به اعضاء و نواحى بدن کمک کرده و نیروى جدار معده را نیز افزایش مى دهد و فعالیت و حرکات امعاء نیز تقویت مى گردد و یکى دیگر از فواید سجود البته اگر سجده بطور صحیح انجام گیرد این است که از بزرگ شدن شکم و ورم معده که بر اثر فشرده شدن عضلات آن بوده و خود بیمارى بزرگى محسوب مى شود، جلوگیرى خواهد کرد.
دکتر مصطفى حفار متخصص امراض دستگاه هضم و عضو تحقیقات علمى مجلس شوراى ملى لبنان و استاد دانشکده طب فرانسه ، راجع به فواید ضمنى رکوع و سجود در نماز مى گوید:
رکوع در تقویت عضلات دیواره شکم بسیار مفید است و به جمع شدن معده کمک مى کند و آن را در کار هضم یارى مى دهد. همچنین روده ها برایشان دفع فضولات هضمى به صورت طبیعى آسان مى شود.
اما سجود باعث رانده شدن هوا از میان معده به دهان مى شود و دشوارى هاى هضم و انعکاسات قلبى را برطرف مى سازد. پزشکان ، نشستن به صورت سجده در نماز را براى درمان جمع شدن خون در پایین شکم بانوان که ناشى از پشت درد در رحم است ، توصیه مى کنند.
دکتر فارس عازورى متخصص بیماریهاى اعصاب و مفصل از دانشگاههاى آمریکا مى گوید:
نماز مسلمانان و رکوع و سجودش عضلات پشت را تقویت و حرکات ستون فقرات پشت را نرم مى سازد و امراض عصبى و عضلانى را آرامش ‍ مى بخشد. بخصوص اگر نماز را از سن نوجوانى بپا دارند، نیرو واستحکامى در برابر بیمارى هایى مى یابند که در نتیجه ضعف عضلات مجاور ستون فقرات عارض مى شود، آنچه باعث این ضعف مى شود، انواع بیماری هاى عصبى است که موجب دردهاى شدید و تشنج عضلانى است .اخیرا بعضى از دانشمندان براى تقویت عضلات تمرین هایى معین کرده اند که برخى از آنها شبیه به حرکات نماز است .
رکوع و قیام در نماز در تقویت عضلات پشت و معده اثر بسزایى داشته و آنچه از مواد چربى و پیه که در جدار معده باقى مانده بطور کلى بر طرف مى سازد.

دکتر دیاب و دکتر قرقوز درباره فواید طبى سجود چنین مى گویند:
پایین آمدن سر به هنگام سجود منجر به احتقان خون در رگهاى خونى مغز مى شود و هنگامى که سر به صورت ناگهانى به طرف بالا مى رود، فشار داخل رگها کاهش مى یابد و این حرکت در هر رکعت نماز شش بار در خلال رکوع و سجود تکرار مى شود، یعنى ۱۰۲ بار در شبانه روز و این در حالى است که انسان فقط نمازهاى واجب را به جا آورد.
ولى اگر علاوه بر نمازهاى واجب ، نمازهاى مستحب نوافل را نیز به جا آورد، این رقم به ۲۱۶ بار در شبانه روز و ۶۴۸۰ بار در ماه بالغ مى شود که در هر حرکتى رگهاى خونى منقبض و منبسط شده و بر نرمى و قدرت جداره و عضلات آن افزوده مى شود.
البته نباید آرامش روحى و صفاى ذهنى حاصل از نماز را نادیده گرفت . تکرار این حالات چند بار در روز موجب مى شود مغز به شکل مطلوبتر و بهترى به فعالیت خود ادامه داده و به تفکر به نحو احسن صورت پذیرد.
دو پزشک سابق الذکر در جایى دیگر مى گویند:
درحقیقت نماز هم عبادت است و هم ورزش بدنى و روحى … و مى توان ادعا کرد که قرآن در تطبیق ورزش هاى سبک که امروزه به ورزش هاى سوئدى معروفند، پیشتاز بوده است .
آنچه ورزش نماز را از سایر ورزش ها ممتاز مى نماید، توزیع مناسب آن در طول شبانه روز است ان الصلوة کانت على المومنین کتابا موقوتا. دانشمندان نیز ثابت کرده اند که بهترین نوع ورزش ، ورزشى است که تکرار شود و در طول روز توزیع گردد و خسته کننده نباشد و انجام آن براى هر کس امکان پذیر باشد، که تمام این ویژگى ها در حرکات نماز فراهم است …
فواید ورزشى حاصله از نماز را مى توان به شرح زیر خلاصه نمود:
۱- در هر رکعت . با علم به اینکه ، نمازهاى یومیه ۱۷ رکعت بوده و نوافل نیز به آن اضافه مى گردد.
۲- نشاط بخشیدن به کار قلب و دستگاههاى گردش خون .
۳- بهبود فعالیتهاى مغزى به دلیل کمک به تغذیه بهتر آن .
۴- تقویت جداره شریان هاى مغزى و حفظ حالت ارتجاعى آنها که در نتیجه آن ، در مقابل پاره شدن و خونریزى مقاوم خواهند شد.
۵- آماده کردن بدن براى مقابله با پیشامد حالت هاى ناگهانى که ممکن است بسیارى از مردم دچار آن شوند؛ مثل سرگیجه و سیاهى رفتن چشم و بیهوشى هاى زود گذر.
۶- آرامش روحى و اعتماد به نفس

تاثیر نماز در تمرکز فکر 
توجه به خشوع در نماز وسیله اى است براى پرورش حضور ذهن و تمرکز حواس که در زندگى بسیار حایز اهمیت است و مى توان گفت که بیشتر موفقیت هاى انسان در نتیجه همین تمرکز فکر و توجه کامل و حضور ذهن است .
ویلیام مورتن مارستن متخصص در روان شناسى مى گوید:
افراد موفق کسانى هستند که مى توانند در امرى تمام افکار خود را متمرکز کنند و تمام دانستنی هاى خود را درباره آن بیاورند و به کار بندند. براستى اگر روح و فکر ما بطور کامل در نقطه اى متمرکز شود یا براى امرى به کار افتد نیروى شگفت انگیز و فوق العاده اى مى آفریند.

ویلیام جیمز که پدر روانشناسى جدید محسوب مى شود، مى گوید:
فرق بین افراد نابغه با دیگران ، یک موهبت فطرى نیست ؛ بلکه مربوط به توجه کاملى است که به موضوعات و نتیجه هاى آن مبذول مى دارند و میزان نبوغ بستگى به میزان و درجه تمرکز افکار شخصى دارد.
در مورد اینکه چگونه مى توان این نیرو را در خود ایجاد کرد ویلیام مولتن در مجله ریدرز دایچست مى نویسد:
این نیرو تمرکز فکر به وسیله تمرین به دست مى آید و البته تمرین احتیاج به شکیبایى و پایدارى دارد. وقتى توانستى افکارت را پى در پى ۵۰ یا ۱۰۰ بار در موضوعى متمرکز کنى لاجرم سایر افکار و خاطره ها جاى خود را به موضوع مورد نظرتان خواهد داد. سرانجام عادت خواهى کرد که در هر امرى با اراده خود ذهن را متمرکز سازى .
از تمام مطالب فوق نتیجه مى گیریم که نماز بهترین وسیله براى پرورش ‍ تمرکز فکر و حواس در انسان است . زیرا نمازگزارى که مى کوشد با تمام قدرت افکار خود را در یک جا جمع کند تا نمازش با خشوع و حضور قلب باشد، بدون تردید این عمل در وى عادت مى شود و مى تواند در هر موردى تمام افکار خود را متمرکز سازد و در نتیجه به ترقیات و اکتشافات مهمى نایل گردد.
در تایید بیشتر این موضوع ، ویلیام مولتن مى گوید:
بهترین راهى که توجه و التفات را در انسان زیاد مى کند این است که فکر و جسم هر دو باهم کار کنند.
و مى بینیم که نماز در اسلام عبارت است از عمل فکر و جسم با هم . زیرا نماز گزار در حالى که تمام افکار و توجهش به خداست به رکوع و سجود و قیام و قعود مى پردازد. و بالاخره دکتر کارل مى گوید: به نظر مى رسد که نیایش ، وضع فکرى آدمى را از سطحى که به اقتضاى توارث و تعلیم و تربیت به دست آورده ، بالاتر مى کشد

تاثیر نماز در طول عمر 
در یک بررسى آمارى محققین دنیاى پزشکى در داخل و خارج اعلام کرده اند که علما و رجال مذهبى و افراد پایبند به قوانین و احکام مذهبى که شبانه روز چند بار در اوقات معین با خدا ارتباط برقرار داشته و زندگى آنان با ایمان و معنویت آمیخته است ، طول عمر بیشترى از سایر افراد بویژه افراد لاابالى و بى بند و بار و کسانى که پایبند مذهب نیستند، خواهند داشت .
در تایید فوق دکتر ویلیام پارک آمریکایى آمارى بدین مضمون منتشر نموده است :
در تمام دنیا هر دقیقه ۶۲ نفر و هر ساعت ۳۷۶۷ نفر و هر روز ۹۰۴۱۰ نفر و هر سال ۳۳ میلیون نفر به مرگ طبیعى از دنیا مى روند.. در اروپا از هر هزار نفر فقط یک نفر به صد سالگى و ۱۰ نفر به مرز ۸۰ سالگى مى رسند و در میان آنهایى که مى توانند خود را به مرز ۸۰ سالگى برسانند، از هر هزار نفر ۴۳ نفر روحانى ، ۴۰ نفر کشاورز، ۲۹ نفر دانشمند و نویسنده ، ۲۶ نفر استاد و دبیر و ۲۴ نفر پزشک مى باشند.
همچنین دکتر على پریور مى نویسد:
همین چند وقت قبل بود که روزنامه هاى آمریکایى نوشته بودند، کشیشان و راهبان کمتر از سایرین به بیماری ها مبتلا مى شوند و دفاعشان بهتر است . در کشور خودمان نیز آنان که ایمان بیشترى دارند کمتر بیمارند و آنها که فقط کوشش خود را در کارها دخیل مى دانند و خدایى را باور ندارند، اغلب ام الامراضند و عمرى را به تلخکامى و بیمارى به سر مى برند.

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: چهارشنبه 10 دی 1393 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

فلک جز عشق محرابی ندارد
جهان بی‌خاک عشق آبی ندارد

غلام عشق شو کاندیشه این است
همه صاحب دلان را پیشه این است

اگر بی‌عشق بودی جان عالم
که بودی زنده در دوران عالم

کسی کز عشق خالی شد فسردست
کرش صد جان بود بی‌عشق مردست

نروید تخم کس بی‌دانه عشق
کس ایمن نیست جز در خانه عشق

ز سوز عشق بهتر در جهان چیست
که بی او گل نخندید ابر نگریست

شنیدم عاشقی را بود مستی
و از آنجا خاست اول بت‌پرستی

اگر عشق اوفتد در سینه سنگ
به معشوقی زند در گوهری چنگ

که مغناطیس اگر عاشق نبودی
بدان شوق آهنی را چون ربودی

و گر عشقی نبودی بر گذرگاه
نبودی کهربا جوینده کاه

بسی سنگ و بسی گوهر بجایند
نه آهن را نه که را می‌ربایند

هران جوهر که هستند از عدد بیش
همه دارند میل مرکز خویش

نظامی

‏فلک جز عشق محرابی ندارد
جهان بی‌خاک عشق آبی ندارد

غلام عشق شو کاندیشه این است
همه صاحب دلان را پیشه این است

اگر بی‌عشق بودی جان عالم
که بودی زنده در دوران عالم

کسی کز عشق خالی شد فسردست
کرش صد جان بود بی‌عشق مردست

نروید تخم کس بی‌دانه عشق
کس ایمن نیست جز در خانه عشق

ز سوز عشق بهتر در جهان چیست
که بی او گل نخندید ابر نگریست

شنیدم عاشقی را بود مستی
و از آنجا خاست اول بت‌پرستی

اگر عشق اوفتد در سینه سنگ
به معشوقی زند در گوهری چنگ

که مغناطیس اگر عاشق نبودی
بدان شوق آهنی را چون ربودی

و گر عشقی نبودی بر گذرگاه
نبودی کهربا جوینده کاه

بسی سنگ و بسی گوهر بجایند
نه آهن را نه که را می‌ربایند

هران جوهر که هستند از عدد بیش
همه دارند میل مرکز خویش

نظامی‏

 

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: چهارشنبه 26 آذر 1393 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ ۚ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا 
همانا خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود و رحمت می فرستند. ای اهل ایمان! بر او درود فرستید و آن گونه که شایسته است، تسلیم او باشید.

صلوات: تنها دعايي هست كه حتما مستجاب مي شود.
صلوات : بهترين هديه از طرف خداوند براي انسان است.
صلوات : تحفه‌اي از بهشت است.
صلوات : روح را جلا مي‌دهد.
صلوات : عطري است كه دهان انسان را خوشبو مي‌كند.
صلوات : نوري در بهشت است.
صلوات : نور پل صراط است.
صلوات : شفيع انسان است.
صلوات : ذكر الهي است.
صلوات : موجب كمال نماز مي‌شود.
صلوات : موجب كمال دعا و استجابت آن مي‌شود.
صلوات : موجب تقرب انسان است.
صلوات : رمز ديدن پيامبر در خواب است.
صلوات : سپري در مقابل آتش جهنم است.
صلوات : انيس انسان در عالم برزخ و قيامت است.
صلوات : جواز عبور انسان به بهشت است.
صلوات : انسان را در سه عالم بيمه مي‌كند.
صلوات : از جانب خداوند رحمت است و از سو فرشتگان پاك كردن گناهان و از طرف مردم دعا است.
صلوات : برترين عمل در روز قيامت است.
صلوات : سنگين‌ترين چيزي است كه در قيامت بر ميزان عرضه مي‌شود.
صلوات : محبوب‌ترين عمل است.
صلوات : آتش جهنم را خاموش مي‌كند.
صلوات : فقر و نفاق را از بين مي‌برد.
صلوات : زينت نماز است.
صلوات : بهترين داروي معنوي است.
صلوات : گناهان را از بين مي‌برد....

 

 

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: چهارشنبه 26 آذر 1393 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

برای دانلود اشعار شهریار با صدای خودش به لینک زیر مراجعه کنید

http://sound.tebyan.net/newindex.aspx?pid=73064&categoryID=10941

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: چهارشنبه 26 آذر 1393 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

حلول عید ولایت و امامت را که به شکرانه ی تکمیل دین و تتمیم نعمت همگان با عرشیان و فرشیان است بر همه ی شیعیان جهان تبریک و تهنیت عرض می نمائیم.

هر کس که در برابر شخصیت ارجمند علی بن ابی طالب (ع) قرار گیرد ، شخصیتی که خداوند او را به عنوان پر افتخارترین انسان در پهنه‌ی هستی آفرید ، به حیرت و شگفتی دچار می‌شود .

شخصیت علی (ع) در حقیقت تابلوی زیبا و ارزشمندی است که بر آن تمام نشانه‌های ارزشهای الهی و آیات کمال و جمال نقش بسته است و چشم و دل بینندگان را به خود خیره می‌سازد ، خواه این بیننده مسلمان باشد یا غیر مسلمان . این تابلوی خیره کننده خود‌ آنچنان آشکار و‌ روشن است‌ که هر کس بدان چشم بدوزد مجذوب زیبایی های آن می‌شود . این تابلوی شکوهمندی که اینک بر سر آنیم تا به شمع خود گوشه‌ای از آن را بنمایانیم ، چیزی نیست مگر تابلوی مختصری از تاریخ غدیر و زندگی حضرت علی (ع) ، که البته انجام چنین کاری نیز بسیار دشوار است ، چرا که در حقیقت می‌خواهیم تمام مظاهر جمال و کمال را در قطعه‌ای کوچک بگنجانیم !!


01.jpg


شخصیت شگفت انگیز حضرت علی (ع) به گونه‌ای است که در طول تاریخ اسلام نظر همه را به خود جلب کرده است . او علاوه بر آنکه نخستین مسلمان و پسر عمو و داماد و جانشین پیامبر اکرم (ص) بود ، چهره‌ای درخشان و حیرت برانگیز در تاریخ داشته است ویژگی‌هایی که نظیر و مانند آن را در هیچ کس نمی‌توان سراغ گرفت مانند :

- صبر و شکیبایی در برابر ستم و نادانی

- علم و دانش همراه با حلم و بردباری

- شجاعت و دلاوری در عین فروتنی و افتادگی

- پیشوایی و زمام داری در کمال زهد و پارسایی

- جوانمردی و گذشت در اوج قدرت و توانایی

- بخشش و دهندگی در نهایت فقر و نیازمندی

از همین رو علی (ع) سرمشق و اسوه‌ی بسیاری از گروه‌ها بوده است :

پهلوانان و رزم آوران آن حضرت را نمونه‌ی کامل پهلوانی و قهرمانی می‌دادند .

مولانا در مثنوی معنوی اینگونه فرموده است :

از علی آموز اخلاص عمل

شیر حق را دادن منزه از دغل

در غزا بر پهلوانی دست یافت

زود شمشیر برآورد و شتافت

او خَدو انداخت بر روی علی

افتخار هر بنی و هر وَلیّ

در زمان انداخت شمشیر آن علی

کرد او اندر غزایش کاهلی

گشت حیران آن مبارز زین عمل

وز نمودن عفو و رحم بی محل

گفت : بر من تیغ تیز افراشتی

از چه افکندی مرا بگذاشتی؟

گفت : من تیغ از پی حق می‌زنم

بنده‌ی حقم نه مامور تنم

شیر حقم نیستم شیر هوا

فعل من بر دین من باشد گوا......

- زمام داران و دولت مردان ، اگر از عدل و دادگری سخن به میان بیاید ، از حکومت عدل علوی یاد می‌کنند .

- دانشمندان و خرمندان ، با استناد به سخنان و استفاده از بیانات حضرت علی سخن متقن و متین می‌گویند .

- نویسندگان و سخنوران در نوشته‌ها و گفته‌های خود «نهج البلاغه» را میزان و معیار می‌دانند .

- نیازمندان و تهی دستان ، از زندگی زاهدانه‌ی اوست که آرامش می‌یابند و پاکی و وارستگی می‌آموزند .

شهریار در این خصوص اینگونه فرموده است :

مگر ‌ای سحاب‌رحمت تو بباری ارنه دوزخ

به شرار قهر سوزد همه جان ماسِوا را

برو ای گدای مسکین در خانه علی زن

که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

عابدان و سالکان ، در سلوک راه خدا و عبادت ، او را نمونه‌ی بی نظیر بندگی خدا می‌شمارند .

شهریار در شعرهای رحمت اینگونه فرموده است :

به جز از علی که آرد پسری ابوالعجایب

که علم کند به عالم شهدای کربلا را ؟

چو به دوست عهد بندد ز میان پاک بازان

چو علی که می‌تواند که به سر برد وفا را ؟

ما ایرانیان از دیر باز دوستدار و دنباله رو علی (ع) بوده‌ایم . و بر جنّ و مَلَک مباهات می‌کنیم که با دل و جان ، پاسدار آیین علوی هستیم .

و بر عالم و آدم فخر می‌فروشیم که در پی و پس از قرآن ، نهج البلاغه را داریم . و خدای را سپاس که ما را از کسانی قرار داده است که به ریسمان استوار و نجات بخش ولایت علوی چنگ زده‌ایم .

همانگونه که حکیم ابوالقاسم فردوسی فرموده است :

من اهم بنده‌ی اهل بیت نبی

ستاینده‌ی خاک پای وصی

خود آن روز نامم به گیتی مباد

که من نام حیدر نیارم به یاد

بر این زادم و هم بر این بگذرم

یقین دان که خاک پی حیدرم

نباشد جز از بی پدر دشمنش

که یزدان به آتش بسوزد تنش

غدیر خم :

امام خمینی (ره) : (عید غدیر) عیدی که در آن امامت ثابت شده و پیغمبر اسلام (ص) امام را برای امامت امت نصب کرد .

غدیرخم مکانی است بین مکه و مدینه که فاصله‌ی آن تا حُجفه دو میل است .

موضعی است میان حرمین که در همان ناحیه قرار دارد . به تعبیری دیگر غدیر خم مکانی است میان دو شهر مقدس مکه و مدینه که چشمه‌ای آب در آن می‌ریزد و میان آن دو مسجد وجود دارد .


02.jpg


«قضیه‌ی نصب خلافت و غدیرخم»

پیامبر اعظم (ص) اعمال حجش را که تمام کرد و قصد رفتن به مدینه را فرمود حضرت «امیرالمومنین» (ع) و سایر مسلمانان در خدمتش بودند . وقتی به «غدیرخم» رسیدند «رسول اعظم (ص)» در آنجا به امر پروردگار متوقف شدند مسلمانان نیز به تبعیت از آن حضرت در آنجا ماندند و علت توقفشان این بود که خدای تعالی به پیامبر اعظم (ص) امر کرده بود که علی بن ابی طالب (ع) را به عنوان جانشین خود برای مردم معرفی کند . که البته این کار در چند مرحله از قبل انجام گرفته بود و به آن اشاره ی مختصری می‌کنیم .

«پیامبر اعظم (ص) از اولین روز دعوت ، مساله ولایت را همراه با نبوت خود صریحاً بیان فرمود . و در‌نخستین روزی که آن ‌حضرت مامور به ‌دعوت علنی شد خویشاوندان خود را دعوت نموده آنان را در مجلسی جمع کرد و در آن مجلس جانشینی علی علیه السلام را آشکارا اعلام و تایید کرد[1] . پیامبر گرامی (ص) در سال دهم هجرت به مکه عزیمت فرمودند تا فریضه حج بجا بیاورند . این حج در آخرین سال عمر پیامبر (ص) انجام شد و به همین جهت در تاریخ به آن «حَجَه الوداع» می‌گویند . در این سفر همراهان پیامبر را که به شوق همسفری با آن حضرت و دیدن و فراگرفتن حجی درست به رکابش شتافته بودند ، تا صد و بیست هزار نفر نوشته‌اند . گروهی نیز در شهر مکه به او پیوستند . پس از گزاردن حج و به هنگام بازگشت به مدینه روز هجدهم ماه ذیحجه در غدیر خم این آیه نازل شد . «يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ[2]»

اى پيامبر آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده ابلاغ كن و اگر نكنى پيامش را نرسانده‏اى و خدا تو را از (گزند) مردم نگاه مى‏دارد آرى خدا گروه كافران را هدايت نمى‏كند .

لذا «پیامبر اعظم (ص)» دستور فرمود : جهاز شترها را روی هم بگذارند و همه‌ی مردم مسلمانی که در آن روز بعد از اعمال حج در آنجا جمع بودند مطلع کنند که خبر مهمی را پیامبر اعظم (ص) می‌خواهد به سمع آنها برسانند . لذا آنان در آن هوای گرم زیر آفتاب سوزان با تمام وجود آماده‌ی استماع سخنان و پیام مهم «پیامبر اعظم (ص)» بودند . پیامبر اعظم (ص) بر بالای جهاز شترها که ساخته بودند تشریف برد و حضرت «امیرالمومنین» (ع) را در کنار خود طلب فرمود . آن حضرت در طرف راست «پیغمبر اعظم (ص)» ایستاد و سپس «رسول اعظم» (ص) پس از حمد و ثنای الهی مردم را موعظه‌ی اخلاقی نمودند و این آیه را تلاوت فرمودند : « إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ[3] »

ای مردم به زودی من برای همیشه از بین شما می‌روم و دعوت حق را لبیک می‌گویم ولی در میان شما چیزی را می گذارم که اگر متمسک به آن باشید هرگز گمراه نمی‌شوید ؛ یکی کتاب خدا است و دیگری عترتم که اهل بیت منند و این دو از هم جدا نمی‌شوند تا در کنار حوض کوثر بر من برگردند . (حدیث ثقلین)

«اِنّی تارِکٌ فیکُمُ الثَّقلَینِ کِتابَ الله وَ عِترَتی اَهلَ بَیتی ما اِن تَمَسَّکتُم بِهما لَن تَضِلُّو اَبَداً وَ اِنَّهُما لَن یَفتَرِقا[4]»

سپس فرمودند : جبرئیل مرا از جانب پروردگار به این مطلب خبر داد و گفت : کسی که «علی» (ع) را دشمن بدارد و او را از روی محبت پیروی نکند بر او لعنت خدا و غضب خدا خواهد بود . و کوشش کنید و بپرهیزید از اینکه با علی بی ابیطالب (ع) مخالفت نمایید و بعد از آنکه مسلمان شده‌اید و قدمتان در راه اسلام استوار گردیده است لغزش پیدا کنید خدا دانا است به آنچه که عمل می‌کنید .

سپس فرمود : آیا من سزاوارتر از شما به خودتان نیستم ؟

اَیُّهَا النّاسُ مَن اَولی النّاسِ بِالمُؤمِنینَ مِن اَنفُسِهِم

گفتند : خدا و پیامبرش داناترند .

پیامبر اعظم (ص) فرمود : خدا بر من ولایت دارد و من بر مومنان ، و من بر مومنان از خودشان سزاوارترم . آنگاه فرمود :

« مَن کُنتُ مَولاهُ فَهذا عَلِیُّ مَولاهُ»

هرکس که من ولی و سرپرست اویم پس این علی نیز سرپرست و ولی اوست .

03.jpg

سپس پیامبر اعظم (ص) فرمود که این مطلب را حاضران به غایبان برسانند .

پس از تمام شدن خطبه‌ی پیامبر (ص) مردم به امیرمومنان علی (ع) تبریک و شادباش گفتند . اول کسانی که خدمتش رسیدند «عمر بن خطاب» و جمعی از اصحاب کبار بودند و هر یک می‌گفتند : « بخ بخ لک یا علی اصبحت مولای و مولی کلّ مؤمن و مؤمنهٍ » و همه به امیرالمومنین علی (ع) تهنیت می‌گفتند و با او بیعت می‌کردند .

پیامبر اعظم (ص) فرمود : « الحمد لله الذی فضلنا علی جمیع العالمین» . تا آنکه بیعت مرد ها تمام شد سپس پیامبر اعظم (ص) دستور دادند زنان خودشان و زنان مسلمانان که حضور داشتند بروند و به حضرت علی بن ابیطالب (ع) تهنیت و تبریک بگویید و با آن حضرت بیعت کنند این عمل سه روز به طول انجامید و پس از آن به طرف مدینه حرکت کردند .

این حدیث از جهت سلسله‌ی راویان چنان محکم است که شاید کمتر حدیثی مانند آن وجود داشته باشد . یکصد و ده نفر از اصحاب پیامبر اعظم (ص) که در غدیر حاضر بودند این حدیث را بی هیچ واسطه از پیامبر اعظم (ص) نقل کرده‌اند ، همچنین هشتاد و چهار نفر از تابعین[5] بیان کرده‌اند .

دانشمندان و تاریخ نویسان و مفسران اهل تسنن نیز حدیث غدیر را با مدارک زیاد در کتابهای خود آورده‌اند که نام سیصد و پنجاه نفر از آنها در کتاب «الغدیر»[6] آمده است .

چون کار بیعت مسلمانان با علی (ع) پایان گرفت ، آیه‌ی دیگری نازل شد که اکمال و اتمام دین را به همگان اعلام می‌داشت :

«اَلیَومَ أکمَلتُ لَکُم دینَکُم وَ اَتمَمتُ عَلَیکُم نِعمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الاِسلامَ دِیناً» [7]

« امروز دین شما را کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام ساختم و اسلام را به عنوان آئین برای شما پسندیدم »

با توجه به بیانات صریح پیامبر اعظم (ص) در مورد جانشینی حضرت علی (ع) که چند مورد از آن بیان شد عده‌ای از مسلمانان برجسته و یاران نامور پیامبر (ص) از قبیل سلمان و ابوذر و عمار و مقداد و غیره را بر آن داشت که از همان روزهای نخستین بعد از رحلت پیامبر اعظم (ص) طرفدار جدی زمامداری علی (ع) باشند . آنها معتقد بودند تنها او می‌تواند جنبش بی نظیر اسلامی را که پیغمبر (ص) برای نجات بشریت آغاز کرده و تا مرحله حساسی پیش برده همچنان در مسیر راستین خود به جلو برد و به ثمر رساند .

این گروه ، یعنی طرفداران و پیروان علی و معتقدان به لزوم زمامداری آن امام بزرگ «شیعه» نامیده شدند . کلمه شیعه به معنی گروه ، یاران و پیروان است .

از پیامبر اعظم (ص) روایاتی نقل شده که در آنها به «شیعه علی» اشاره شده است از جمله زمانی که پیامبر اعظم (ص) رو به علی (ع) کرد و فرمود :

«.... وَالَّذی نَفسی بِیَدِه اِنَّ هذا وَ شیعَتَهُ لَهُمُ الفائِزُونَ یَومَ القِیامَهِ»

«سوگند به آنکه جانم به دست اوست این شخص و کسانی که پیرو شیعه‌ی اویند هم اینان در قیامت رستگارند .

اگر چه بنا به عللی بلافاصله بعد از رحلت پیامبر ، علی (ع) زمامدار مسلمین نشد ولی به هر حال مسئله‌ی شایستگی کامل علی (ع) برای خلافت نمی‌توانست فراموش شود بطوریکه برخی از محققین نام حدود سیصد نفر از بزرگان صحابه‌ی پیامبر را در منابع مختلف یافته‌اند که جزء شیعیان بودند.[8]

آنچه مسلم است این است که شیعه چیزی غیر از اصول و مبانی و تعالیم اسلام ندارد بلکه در شکل راستینش پاسدار اصول اسلامی و خواستار حکومت حق و اجرای عدالت است .

بنابرین ، شیعه فرقه‌ی انشعابی یا ساختگی نیست و خاستگاه او دفاع از اسلام ، ولایت و عدل است[9] .

حمد و سپاس بی کران از آن خداوند که ما را به وادی ولایت هدایت فرموده و اگر خداوند چنین لطفی نمی‌فرمود ما هرگز راه راست را نمی‌یافتیم . خدای را سپاس که ما را از کسانی قرار داده است که به ریسمان استوار و نجات بخش ولایت علوی چنگ زده‌ایم .

ما سرافرازیم و به خود می‌بالیم که وصیت پیامبر خدا را در پیروی از قرآن و عترت به گوش جان شنیده‌ایم و در دشوارترین آزمون خدا ، یعنی امتحان امامت و ولایت ، پیروز گشته‌ایم .

آری ما شکرگزار نعمت ولایت هستیم و به خواست خدای منان ، تا پای جان ، در این راه ، استوار و سرافراز می‌مانیم . ان شاءالله

دوستان عید ولایت بر تمامی عاشقان ولایت امیرالمومنین علی (ع) مبارک باد .



[1] - در این مجلس که حدود چهل نفر از خویشاوندان نزدیک پیامبر گرد آمدند ، پیامبر آنان را مورد خطاب قرار داده و پرسید : « کدامیک از شما در این امر مرا یاری می‌کند تا برادر و وصی و خلیفه‌ی من باشد ؟ این سوال سه بار تکرار شد و در هر بار جز علی بن ابیطالب (ع) کسی پاسخ مثبت نداد آنگاه پیامبر (ع) فرمود : « علی برادر و وصی و جانشین من می‌باشد و باید از او اطاعت کنید » این ماجرای تاریخی که معروف به «یَومُ الدّار» است از طریق شیعه و سنی روایت شده است (تاریخ طبرسی- جلد دوم) .

[2] - سوره مائده ، آیه 67

[3] - سوره مائده ، آیه 55

[4] - چند سال پیش رساله‌ای پیرامون سندها و متن‌ های این حدیث از طرف «دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیه» در مصر منتشر گردید نشر این رساله حاکی از آن است که اساتید و دانشمندان بزرگ مصر و پایه گذاران «دارالتقریب» همگی به صحت این حدیث ایمان دارند . دانشمندان بزرگ شیعه مرحوم میر حامد حسین (در گذشته سال 1306 ه. ق) این حدیث را از حدود دویست نفر از علمای اهل تسنن نقل کرده است و مجموع تحقیقات این دانشمند پیرامون سند و دلالت این روایت در شش جلد چاپ شده است .

[5] - تابعین آنانند که خود پیامبر را ندیده اما برخی از اصحاب آن حضرت را دیده و درک کرده‌اند .

[6] - الغدیر نام مجموعه گرانبهائی است که توسط یکی از دانشمندان عالیقدر شیعه در قرن حاضر- علامه‌ی امینی- در بیش از ده جلد به زبان عربی تالیف و برخی از مجلدات آن به زبان فارسی ترجمه شده و بقیه نیز در دست ترجمه است .

[7] - سیوطی (دانشمند سنی مذهب) در «المنثور» ذیل آیه «اُولئکَ هُم خَیرُ البَرِیَّهِ»

[8] - مرحوم کاشف الغطا در «اصل الشیعه و اصولها» و مرحوم سید شرف الدین در «الفصول المهمه»

[9] - مراجعه شود به کتاب «شیعه در اسلام» اثر علامه طباطبائی

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: چهارشنبه 26 آذر 1393 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: چهارشنبه 26 آذر 1393 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

در آستانه فرارسیدن محرم الحرام و ایام عزاداری شهادت حضرت سیدالشهداء علیه‌السلام و یاران باوفای ایشان، پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR بیست جمله‌ی برگزیده از رهبر انقلاب درباره عزاداری سیدالشهدا علیه‌السلام را منتشر كرد: در زندگى حسين‌بن‌على عليه‌السّلام، يك نقطه‌ى برجسته، مثل قله‌اى كه همه‌ى دامنه‌ها را تحت‌الشعاع خود قرار مى‌دهد، وجود دارد و آن عاشورا است. ۱۳۷۱/۱۱/۰۶ تحقيقاً يكى از مهمترين امتيازات جامعه شيعه بر ديگر جوامع مسلمان، اين است كه جامعه شيعه، برخوردار از خاطره عاشوراست. ۱۳۷۳/۰۳/۱۷ يكى از بزرگترين نعمتها، نعمت خاطره و ياد حسين‌بن‌على عليه‌السّلام، يعنى نعمت مجالس عزا، نعمت محرّم ونعمت عاشورا براى جامعه شيعىِ ماست. ۱۳۷۳/۰۳/۱۷ قدر مجالس عزادارى را بدانند، از اين مجالس استفاده كنند و روحاً و قلباً اين مجالس را وسيله‌اى براى ايجاد ارتباط و اتّصالِ هرچه محكم‌تر ميان خودشان و حسين‌بن‌على عليه‌السّلام، خاندان پيغمبر و روح اسلام و قرآن قرار دهند. ۱۳۷۳/۰۳/۱۷ در ماه محرم، معارف حسينى و معارف علوى را كه همان معارف قرآنى و اسلامى اصيل و صحيح است براى مردم بيان كنيد. ۱۳۷۲/۰۳/۲۶ اگر براى ذكر مصيبت، كتاب «نَفَس المهمومِ» مرحوم «محدّث قمى» را باز كنيدو از رو بخوانيد، براى مستمع گريه‌آور است و همان عواطفِ جوشان را به‌وجود مى‌آورد. چه لزومى دارد كه ما به خيال خودمان، براى مجلس‌آرايى كارى كنيم كه اصل مجلس عزا از فلسفه واقعى‌اش دور بماند؟! ۱۳۷۳/۰۳/۱۷ وقتى شعر را ميخوانيم، به فكر باشيم كه از اين شعر ما ايمان مخاطبان ما زياد شود. پس، هر شعرى را نميخوانيم؛ هرجور خواندنى را انتخاب نميكنيم؛ جورى ميخوانيم كه لفظ و معنا و آهنگ، مجموعاً اثرگذار باشد. در چه؟ در افزايش ايمان مخاطب. ۱۳۸۶/۰۴/۱۴ برخى كارهاست كه پرداختن به آنها، مردم را به خدا و دين نزديك مى‌كند. يكى از آن كارها، همين عزاداريهاى سنّتى است كه باعث تقرّبِ بيشترِ مردم به دين مى‌شود. اين‌كه امام فرمودند «عزادارى سنّتى بكنيد» به خاطر همين تقريب است. در مجالس عزادارى نشستن، روضه خواندن، گريه كردن، به سروسينه زدن و مواكب عزا و دسته‌هاى عزادارى به راه انداختن، از امورى است كه عواطف عمومى را نسبت به خاندان پيغمبر، پرجوش مى‌كند و بسيار خوب است. ۱۳۷۳/۰۳/۱۷ من حقيقتاً هر چه فكر كردم، ديدم نمى‌توانم اين مطلب - قمه‌زدن - را كه قطعاً يك خلاف و يك بدعت است، به اطّلاع مردم عزيزمان نرسانم. اين كار را نكنند. بنده راضى نيستم. اگر كسى تظاهر به اين معنا كند كه بخواهد قمه بزند، من قلباً از اوناراضى‌ام. ۱۳۷۳/۰۳/۱۷ لازم است از همه برادران و خواهرانى كه در سراسر كشور، در ايّام عزادارى، با اقامه عزا و به راه انداختن مراسم عزادارى، بخصوص با اقامه نماز جماعت در ظهر عاشورا و با عرض ارادت به خاندان پيامبر، اين روزها را بزرگ داشتند سپاسگزارى كنم. ۱۳۷۷/۰۲/۱۸ هيچ وقت نبايد امت اسلامى و جامعه‌ى اسلامى ماجراى عاشورا را به عنوان يك درس، به عنوان يك عبرت، به عنوان يك پرچم هدايت از نظر دور بدارد. قطعاً اسلام، زنده‌ى به عاشورا و به حسين‌بن‌على (عليه‌السّلام) است. ۱۳۹۱/۰۹/۰۱ اگر كسانى براى حفظ جانشان، راه خدا را ترك كنند و آن‌جا كه بايد حق بگويند، نگويند، چون جانشان به خطر مى‌افتد، يا براى مقامشان يا براى شغلشان يا براى پولشان يا محبّت به اولاد، خانواده و نزديكان و دوستانشان، راه خدا را رها كنند، آن وقت حسين‌بن‌على‌ها به مسلخ كربلا خواهند رفت و به قتلگاه كشيده خواهند شد. ۱۳۷۵/۰۳/۲۰ اگر فداكارى بزرگ حسين‌بن‌على عليه‌السلام نمى‌بود كه اين فداكارى، وجدان تاريخ را به كلى متوجه و بيدار كرد در همان قرن اول يا نيمه‌ى قرن دوم هجرى، بساط اسلام به كلى برچيده مى‌شد. ۱۳۷۲/۰۳/۲۶ كار امام حسين عليه‌الصّلاه والسّلام در كربلا، با كار جدّ مطهرش حضرت محمد بن عبداللَّه صلى‌اللَّه‌عليه‌وآله‌وسلم در بعثت، قابل تشبيه و مقايسه است. قضيه اين است. همان طور كه پيغمبر در آن جا، يك تنه با يك دنيا مواجه شد، امام حسين هم در ماجراى كربلا، يك تنه با يك دنيا مواجه بود. ۱۳۷۵/۰۹/۲۴ عبرت آن است كه انسان نگاه كند و ببيند چطور شد حسين‌بن‌على عليه‌السّلام - همان كودكى كه جلوِ چشم مردم، آن همه موردِ تجليلِ پيغمبر بود و پيغمبر درباره‌ى او فرموده بود: «سيّد شباب اهل الجنه»؛ سرور جوانان بهشت - بعد از گذشت نيم قرن از زمان پيغمبر، با آن وضعِ فجيع كشته شد؟! ۱۳۷۳/۱۰/۱۵ امام حسين را فقط به جنگِ روز عاشورا نبايد شناخت؛ آن يك بخش از جهاد امام حسين است. به تبيين او، امر به معروف او، نهى از منكر او، توضيح مسائل گوناگون در همان منى و عرفات، خطاب به علما، خطاب به نخبگان- حضرت بيانات عجيبى دارد كه تو كتابها ثبت و ضبط است- بعد هم در راه به سمت كربلا، هم در خود عرصه‌‌ى كربلا و ميدان كربلا، بايد شناخت. ۱۳۸۸/۰۵/۰۵ عاشورا پيامها و درسهايى دارد. عاشورا درس مى‌دهد كه براى حفظ دين، بايد فداكارى كرد. درس مى‌دهد كه در راه قرآن، از همه چيز بايد گذشت. درس مى‌دهد كه در ميدان نبرد حق و باطل، كوچك و بزرگ، زن و مرد، پير و جوان، شيف و وضيع و امام و رعيت، با هم در يك صف قرار مى‌گيرند. ۱۳۷۱/۰۴/۲۲ درس عاشورا، درس فداكارى و ديندارى و شجاعت و مواسات و درس قيام للَّه و درس محبّت و عشق است. يكى از درسهاى عاشورا، همين انقلاب عظيم و كبيرى است كه شما ملت ايران پشت سر حسين زمان و فرزند ابى‌عبداللَّه الحسين عليه‌السّلام انجام داديد. خود اين، يكى از درسهاى عاشورا بود. ۱۳۷۷/۰۲/۱۸ امام بزرگوار ما، محرّم را به عنوان ماهى كه در آن، خون بر شمشير پيروز مى‌شود، مطرح نمود و به بركت محرّم، با همين تحليل و منطق، خون را بر شمشير پيروز كرد. اين، يك نمونه از جلوه‌هاى نعمت ماه محرّم و مجالس ذكر و ياد امام حسين عليه‌السّلام است كه شما ديديد. ۱۳۷۳/۰۳/۱۷ درس حسين‌بن‌على عليه‌الصّلاةوالسّلام به امّت اسلامى اين است كه براى حقّ، براى عدل، براى اقامه‌ى عدل، براى مقابله‌ى با ظلم، بايد هميشه آماده بود و بايد موجودى خود را به ميدان آورد؛ در آن سطح و در آن مقياس، كار من و شما نيست؛ امّا در سطوحى كه با وضعيّت ما، با خُلقيّات ما، با عادات ما متناسب باشد چرا؛ بايد ياد بگيريم. ۱۳۹۲/۰۳/۲۲ پروردگارا! تو را به حسين و زينب عليهماالسّلام قسم مى‌دهيم كه ما را جزو دوستان و ياران و دنباله‌روان آنان قرار بده. پروردگارا! حيات و زندگى ما را زندگى حسينى و مرگ ما را مرگ حسينى قرار بده. پروردگارا! امام بزرگوار ما را كه به اين راه هدايتمان كرد، با شهداى كربلا محشور كن. شهداى عزيز ما را با شهداى كربلا محشور كن.
نویسنده: ssb ׀ تاریخ: چهارشنبه 26 آذر 1393 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

برای دانلود جزوات درسی زبان فارسی 3 و ادبیات 3 به لینک زیر مراجعه کنید 

اینجا کلیک کنید

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: چهارشنبه 26 آذر 1393 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

آزمونهای آنلاین ادبیات فارسی ۳

 

  _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|___͡͡͡ _▫_͡ ___͡͡π__͡͡ __͡▫__͡͡ _|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|___͡͡͡ _▫_͡ ___͡͡π__͡͡ __͡▫__͡͡ _|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_

ادبیات فارسی ۳ درس ۱

 

ادبیات فارسی ۳ درس ۲

 

 

 

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: چهارشنبه 26 آذر 1393 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

پیام حکایت  آزادی خواهی ، آزاد اندیشی و آزاد منشی است و ضرورت احترام به عقاید مخالف .  و در این جهت است که هجویری ( در قالب شیخ ابوطاهر حرمی )  به مرید خود دستور نمی دهد که خاموش باشد . چراکه اگر چنین می کرد ، اولا از اقتدار خود به ناروا بهره گرفته بود و ثانیا بر خلاف پیام حکایت که « ضرورت آزاد اندیشی است »  حرکت کرده بود . شیخ کاملا واقف است که اگر از نفوذ کلام خود علیه مرید استفاده کند کل حکایت و پیامش را تخریب می کند و خواننده را در برابر یک تناقض آشکار و حل ناشدنی قرار می دهد . به همین دلیل، می بینیم شیخ وضعیّتی شرطی ایجاد می کند :  اگر خاموش باشی به تو چیزی خواهم آموخت  . وضعیّتی که به کمک این «اگر» ایجاد می شود و ضعیّتی است کاملا آزادی خواهانه ؛ می توانی پیشنهادم را نپذیری . من تو را وادار به کاری نمی کنم . اما اگر مایلی از من چیزهای بیشتری بیاموزی خاموش باش .

   در خانقاه که دیگر بیم محدود کردن آزادی مرید نمی رود ، حرکت شیخ  که « انداختن نامه » به جانب مرید است ، اقتدار شخصیّت شیخ را نشان می دهد بی آن که بتوان او را به استبداد گرایی متّهم کرد . انداختن نشانه زورگویی شیخ نیست . بلکه نشأت گرفته از خشم شیخ است از حرکت مرید .

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: چهارشنبه 26 آذر 1393 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

CopyRight| 2009 , 3792.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By:
NazTarin.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران