$$$$ بوي ياس$$$$


نویسنده: ssb ׀ تاریخ: شنبه 16 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

بعضـے هــا 

آن قــدر بہ دیگرانـ 

وفــــادارنــــــد 

کہ بہ خــــودشانــ 

خیــانــــــت مـے کننــد:::::

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: شنبه 16 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

خیلی ســخته آدم
 
شـــب و روزش
 
تو یه گوشی لعنتی
 
بــــگذره ...
***************************
هر کاری میخواین تو زندگیتون بکنین ؛
 
ولی کسی رو که دوسش ندارین ؛
 
عاشق خودتون نکنید . . .
نویسنده: ssb ׀ تاریخ: شنبه 16 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

 

 

من قاتل ام!!!

مرا محاکمه کنید...

نه نه.بدون محاکمه اعدام کنید!!

من:

عمری است خاطره میسوزانم...

شب ها سیگار خفه میکنم...

پیک های مشروب تهی میکنم...

شیون و زاری سرقت میکنم...

گریه ها وناله ها عقیم میکنم...

تا دلت بخواهد خودزنی  میکنم...

اما از همه مهم تر وبدتر:

سالهای سال است...

دارم آرزو دفن میکنم...

من قاتل ام!!!

مرا بی محاکمه اعدام کنید...!

 

 

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: شنبه 16 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

ان شب که شد زندگی ما اغاز

اغاز شدافسانه این سوز و گداز

دادند به ما دلی و گفتند بسوز

دیدند که سوختیم گفتند بساز

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: شنبه 16 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

موبایلم را در دست میگیرم.
نگاهم بیهوده روی آن میچرخد!
بدنبال چه هستم؟
به گمانم
"خودم "هم نمیدانم!
زمان می گذرد و باز...
همچنان انگشتانم روی صفحه 
می رقصند!
چه رقص غمگینی!؟

دلم میسوزد
کباب میشود
خاکستر میشود
و هرچه معادل آنست!
تنها
برای "خودم"!
تنها برای خودم دل میسوزانم‌
برای خود ِ هوس رانم!
هوسی که دوست دارد
تا خط زند
تمام فرصتهایم را!

شاید میتوانستم به جای آن...
کف پاهایم را
درون جوی آبی بگذارم...
کبوتری را نوازش کنم
چشم تری را بخشکانم
محبتی خرج کنم...
یاسی ببویم
و لبخندی بکارم

زمان میگذرد و آه که
زمان بسی بسیاااار
"کوتاه" است!
 و مرا دَرک نیست!

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: شنبه 16 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

اخرين لحظه ي رفتن تو يادم نمي ره
اشكا دونه دونه رو گونه ي من نشسته بود
دلم از جور زمونه خسته بود
وقتي كه تو بوسه هاتو مي دادي
انگاري اتيش به قلبم مي زدي
نوبت من كه رسيد انگاري ديرت شده بود
عشق بي دليل من دست و پا گيرت شده بود
با نگاه تو به ساعت دل من شكست و ريخت
شيشه ي عمر منم تموم شدو هيشكي نديد
تو مي رفتي رو تن برگاي خيس
فكر مي كردم تو خيالت كسي نيست
عمريه چشم به درم منتظر نامه هاي سالي يه بار
من مي خوام ببينمت تو و خدا فقط يه بار
به خدا دلم ديگه جاي شكستن نداره
پيش قلب بي وفات نگاه من كم ميا ره
امان از خوش خيالي در به دري اوارگي
ديگه لعنت مي فرستم به تو لعنت زندگي

 

 

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: شنبه 16 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)


شاخه ای گل را اسیر دست طوفان دیده ای؟
کودک گم کرده مادر در خیابان دیده ای ؟


باغبانی که تمام حاصل اش آفت زده
یا گل پژمرده ای را در گلستان دیده ای؟


نیمه شبها شاهد صد بار مردن بوده ای ؟
خواب و بیداری بگو حال پریشان دیده ای؟


شاهد مرگ تمام آرزوها بوده ای ؟
مادری را در عزای طفل بیجان دیده ای؟


با نقاب خنده بر صورت نشستی انجمن ؟
در میان خنده ها چشمان گریان دیده ای؟


خیس دلتنگی شدی درلحظه های بیکسی؟
بلبلی بی آشیان را در زمستان دیده ای ؟


حال من صدها برابر بدتر از این گفته هاست
مثل من سنگ صبوری را به دوران دیده ای؟

 

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: چهارشنبه 13 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)


گاه این دنیابرایم تار و ویران میشود
در جهان آزادیم بدتر ز زندان میشود


رنگ میبازد تمام دل خوشی ها ی جهان
لحظه لحظه زندگی با غم نمایان میشود


خانه ی آباد شهر آرزو با دست غم
نو بهارم بد تر از فصل زمستان میشود


ساعت دیوار خانه با زمان لج میکند
تا سحر آید به شب ،ظلم فراوان میشود


روزهای روشنم در ظلمت مطلق اسیر
گریه هم پشت نقاب خنده پنهان میشود


بی وفایی کار مه رویان عالم بود و هست
آدم دلخسته از خود هم گریزان میشود


درد دل با آسمان کن نیمه شب سنگ صبور
چون خریدار دل بشکسته یزدان میشود

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: چهارشنبه 13 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)


خلوت آغوش تو امشب عبادت گاه من
قبله ام چشمان تو باشد زیارت گاه من


محرم اسرار من جانم فدای خنده ات
حلقه ی دستان تو باشد اسارت گاه من


خسته جانی از غم ایام دارم خوب من
سر بروی شانه ات باشد ندامت گاه من


تک درخت آرزو با یاد تو گل میکند
سجده ام باعشق تو باشد سعادت گاه من


عشق تو درجان من بیماری من نا علاج
چون ضریح چشم تو باشد شفاعت گاه من


شعبه ای دیگر ندارد عشق من تنها تویی
هرکجای این جهان مهرت سفارت گاه من


عشق تو تنها شده سرمایه ی سنگ صبور
مهرتو از روز اول شد اصالت گاه من

 

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: چهارشنبه 13 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

صفحه قبل1...4445464748...163صفحه بعد

CopyRight| 2009 , 3792.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By:
NazTarin.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران