$$$$ بوي ياس$$$$


زروی دوست دل دشمنان چه دريابد     چراغ مرده کجا شمع آفتاب کجا

شرح بیت 

قلوب دشمنان حقيقت آنچنان آلوده به رذايل و پستی است که به ظاهر رخ زيبای دوست را ( آثار و نشانه های آفرينش ) مشاهده می کنند ولی از درک حقايق هستی عاجزند زيرا چراغی که از خود روشنائی ندارد نمی توان آن را با نور آفتاب مقايسه نمود ، دلهائی که با پليديها و ناپاکی ها آلوده اند هرگز نمی توانند رموز هستی را دريابند بخاطر وصول به جانان بايد خودرا از رذايل و آلودگی ها مبری سازيم و خيال و انديشه های ناحق مادی و دنيوی را در وجود خويش نابود سازيم تا بيداری و آگاهی شامل حال ما شود و بايد دل را از مردگی و کاهلی نجات داد و با نور هستی مزين ساخت و به روح خود صفا و جلا بخشيد چه بسا هستند افرادی که غرق نعمتهای ظاهری دنيا شده اند و عمر گرامی را در مسير باطل و بيهوده و درکلوبها و سرگرمی های کاذب سپری می نمايند و از واقعيتهای زندگی غافل می مانند و اهداف حيات را بخوبی درک نکرده اند و چنين تصور نمودند که با رسيدن به جاه و مقام و مال و منال دنيوی می توانند به گم شده خود و يا به رفاه و آسايش برسند در حاليکه مستغرق غفلتند ،و نمی دانند که آسايش و آرامش خاطر در رسيدن به معشوق است نه در کاخهای سر به فلک کشيده دنيوی و در اوج قدرت سياسی و مادی ، و برای وصال به معشوق بايد دل خودر ا شست و با الهام گرفتن از روشنائی آفتاب منزل دل خودرا نورانی سازيم و عاطل و باطل زندگی را سپری نسازيم که عاقبت خوبی ندارد و مارا از نيل به تکامل و جاده های سعادت و خوسبختی باز می دارد .

 

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: چهارشنبه 13 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

چو کحل بينش ما خاک آستان شماست    کجا رويم بفرما از اين جناب کجا

شرح بیت 

وجود ما متعلق به شماست پديده آورنده و ايجاد کننده ما شماهستی ، ما از وابستگان درگاه شمائيم و افتخار خادمی و چاکری درگاه شمارا داريم و هرگز از اين ناحيه بيرون نخواهيم رفت و هرکجا برويم در آنجا و جود شمارا لمس خواهيم کرد و هرچه که در عالم هستی مشاهده می شود همه ای اين پديده ها بنحوی به شما ارتباط دارند زيرا شما هستی که به ما حيات بخشيده ای و مارا از عدم و نيستی خلق نموده ايد و ما ارتباط عميق و تنگاتنگی با آستان شما داريم و علاقه خاصی به آن درگاه داريم و احدی نمی تواند اين علايق و پيوند ناگسستنی مارا نسبت به شما زايل سازد ،مصائب و تلخی روزگار نيز در اين امر نمی توانند دخالتی داشته باشند و ما بخاطر شما از حوادث و سختی های متلون استقبال خواهيم نمود و رنجها و کربتهای زمانه را تحمل خواهيم کرد و وابسته به درگاه توئيم اگر مارا از اين بارگاه ربوبی برانی آزرده و رنجور می شويم زيرا از عشاق حقيقی اين درگاهيم و بخاطر اين آستان زنده ايم مايه اميد و تسلی بخش غمهای بيکران مان توهستی اگر به تو تعلق ندشته باشيم پس بکجا پناه ببريم .

 

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: چهارشنبه 13 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

مبين بسيب زنخدان که چاه در راه است   کجا همی روی ای دل بدين  شتاب کجا

شرح بیت 

به زيبائی و جمال ظاهری دنيا چندان توجهی منما بدين شتاب و تندی به کجا حرکت می کنی اين راه دارای فرازها و نشيبهای بيشماری است و سختی ها و مشقتهای بسياری در آستين دارد با اندک سهل انگاری رونده ، از گردونه خارج می گردد و سالک عاقبت خودرا در گرداب هلاکت و گمراهی می يابد و برای پيمودن اين مسير ( مسير عشق و عاشقی ) بايد از صخره های زيادی گذشت و نبايد مقاومت و صلابت خودرا از دست داد و بايستی از هوی و هوسهای نفس اماره در امان ماند و بايد نيروی خويشتن داری و عاطفه را همچنان در وجود خويش تقويت نمائيم و مبادا فريب و نيرنگ شياطين روزگاررا بخوريم و شيفته زيبائی های ظاهری پری رويان گرديم تااز ماهرخان واقعی غافل بمانيم و خودرا با جاذبه های زودگذر دنيا مشغول سازيم و معنی و حقاطق هستی را از صفحه ذهن بزدائيم و اذهان را با زنگارهای از پيش تعيين شده آلوده سازيم و روز به روز شاهد بيراهه رفتن و گمراهی خود باشيم اميد است که بتوانيم بااتخاذ تصميمات عاقلانه و منطقی و با متابعت از فرامين حق تعالی مزاحمتها و آلودگيهای فريبنده دنيا را از خود دور نموده و به صفوف دوستان واقعی حق پيوسته و روح خودرا با فيوضات معشوق واقعی جلابخشيم .

 

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: چهارشنبه 13 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

بشد که ياد خوشش باد روزگاروصال    خود آن کرشمه کجارفت و آن عتاب کجا

شرح بیت 

چون که از ايشان يادی شد روزگار وصال برايش خوش و گوارا بادا، خود آن ناز و غمزه و آن کرشمه و عتاب کجا رفته ، آری در آن زمان که عاشق به محبوب و معشوق خود رسيده بود و از تجليات آن بهره ها می جست و نيز شاهد عتابها و کرشمه ها و غمزه های جانانه معشوق بود حالا ديگر لحظه وصال رو به اتمام گشته و خبری از غمزه و عشوه گری نيست پس آن لذتها کجا رفتند بنابر اين عاشق واقعی وقتی که خويشتن را از زنگارها و غبارها ی درونی پاک نمايد و نهاد و سرشت خودرا برای وصال به معشوق آماده کند بلافاصله معشوق چهره خودرا برای عاشق نمايان خواهد کرد و باناز و کرشمه از عاشق پذيرای خواهدنمود و لحظات ديدار يار برای او لحظه های فرحبخش و شور انگيز است زيرا که معشوق به بالين عاشق آمده و زندگی را برای او شيرين و دلربا ساخته است ، بلی اين عاشق است که زمينه را برای لحظه وصال مهيا کرده و گرنه معشوق را کاری نيست.

 

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: چهارشنبه 13 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

قرار و خواب زحافظ طمع مدار ای دوست    قرار چيست صبوری کدام و خواب کجا

شرح بیت

 

عهد و پيمانی که با تو بسته ام بخاطر طمع و آز نيست بلکه صداقت و راستی در ذمه اينجانب است و حاصل تلاشها و زحمات شبانه روزی من است که برای رسيدن و قرب به حق راه طولانی را پيموده ام و گردابهای هولناکی تهديدم کرده و هرگز تسليم آلودگی ها و ناپاکی ها نشدم و عزم و همت خودرا در مبارزه و ريشه کن نمودن خواهش ها ی ناحق نفس خود بکار بستم و با تحمل سختی ها صبر و بردباری را بيشه خود کردم و زندگی را فقط برای معشوق خواستم و گرنه حيات باريچه ای بيش نيست خوردن و خوابيدن ، دفع شهوات ، به جاه و مقام رسيدنها ، و به ديگران حکمرانی کردنها ، بخاطر منافع زودگذردنيوی مطيع بی چون و چرا مستبدان و عارتگران گشتنها ، چه ارزشی دارد ؟ مگر می توان شخصيت و منش واقعی انسانی را با مطاع ناچيز دنيا ( قدرت ، مقام ، پست ، ثروت , .....) سنجيد مگر می شود علم و آگاهی و بينش و بصيرت عميق را با دنيا و ماديات مقايسه نمود اين کجا و آن کجا ، اگر معشوق نباشد آرامش و سکون را در کجا بايد يافت آيا دنيا و حب متعلقات آن پاسخگوی عطش درونی ما خواهد شد ؟ نه هرگز  محال است که با اندوختن ثروت نامشروع و يا حب جاه و مقام بتوان به آرامی زندگی کرد هرچه که بخواهيم اگر به آن برسيم باز هم شعله های آتش درون ما خاموش نخواهد شد زيرا مادر جستجوی چيز ديگری هستيم و خواسته های مورد نظر ما در زيور آلات و خواهشهای ظاهری دنيا نمی گنجد ، پس طمع حافظ برای شهرت و آوازه دنيوی نيست بلکه قرارو صبوری حافظ بخاطر وصال به معشوق است ماهم بايد در چنين راهی گام برداريم تا به مقصود و مراد خود نائل شوئيم.

 

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: چهارشنبه 13 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

گر آن ترک شيرازی بدست آرد دل مارا      بخال هندويش بخشم سمرقند و بخارا را

شرح بیت 

اگر آن ترک زيبای شيرازی خواهشهای مارا بپذيرد و مارا قبول کند ، بخاطر زيبائی و جمالش ، اگر سمرقند و بخارا در اختيار ما باشد به او خواهيم بخشيد آری شاعران عارف هميشه در لفافه سخن می گويند از گفته ها و کلمات سحر آميز آنان تنها ظاهرآن تصور نمی گرددبلکه بايد به مفهوم و معنی آن نگريست منظور از ترک شيرازی همان دختر خوش اندام يا کولی زيبای شيراز نيست و هدف از خال هندو همان زيبائی و طراوت آن ترک شيرازی نيست در بطن اينگونه تشبيهات چيزهای ديگری نهفته است که فهم آن برای افراد عامی ميسر نيست . اينگونه مفاهيم و اصطلاعات را خواص می فهمند و منظور خواجه شيراز را عارفان و سالکان واقعی درک می کنند آنهائی که سالهای متمادی در رياضت و تمرين وصال به معشوق مشغول اند می توانند گوشه ای از بيانات حافظ بالاخص بيت فوق را بخوبی درک نمايند .بنابر اين کلماتی مانند ترک شيرازی ، و خال هندو تقريبا در نظر خواجه همان مفهو م خصوصيات معشوق واقعی را می رساند ، خواجه شوريده شيراز بخاطر معشوق حاضر است همه چيز خود را ببخشد و حتی از جان خود نيز دريغ نمی ورزد او خواستار وصول به مراد و معشوق خود است وصال خود بخود صورت نمی گيرد بلکه به سازندگی بيشتری نياز دارد بايد معشوق را بخوبی شناخت و گفتار و کردار و قوانين وضع شده اورا در امورات روزمره زندگی بکار بست و نيات و اعمال گوناگون را بايد بخاطر او انجام دهيم و بايستی در وجود خويش به جز معشوق چيزی را حس نکنيم و درتمامی مراحل زندگی اورا ناظر اعمال خود تلقی کنيم و خودمان را محودر او سازيم اگر اين شرايط خاص رادر خويشتن ايجاد نمائيم بارقه اميد و نشاط د روجودمان شعله ور می گرددو لحظات وصال به معشوق روز به روز نزديکتر می شود.

 

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: چهارشنبه 13 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

بده ساقی می باقی که درجنت نخواهی يافت      کنار آب رکن آباد و گلگشت مصلا را

شرح بیت 

ساقی لطفا می باقی را جهت نوشيدن بدهيد زيرا که در جنت چنين می گوارا نخواهی يافت در بهشت کنار آب رکن آباد و اين باغ زيبا ومکان ديدنی وجود ندارد . نشستن در باغ و درکنار آب مربوطه برای حافظ آنقدر ديدنی و لذتبخش است که چنين لذتی دربهشت قابل احساس نيست . اندکی در خود نگريستن و تامل نمودن در امورات مختلف زندگی و آفرينش برای آدمی ارمغان زيادی را می آورد وگوشه ای از حقايق هستی را برای او مجسم می سازد آنکس که حقيقت را ديد و فهميد ديگر دست به اعمال احمقانه ای نمی زند و به حقوق ديگران تجاوز نمی نمايد آنچه که برای خود می خواهد برای ديگران هم می طلبد هستی ديگران را هستی خود می داند افکار و انديشه های پوچ را از ذهن خود می زدايد حيات را دوست داشتنی تر از قبل می پندارد دنيا با هزاران مشکلات و سختی هايش برای او جذاب و دوست داشتنی است البته منظور از جذابيت، متاع ناچيز ظاهری دنيوی نيست ، دنيا دونوع است : دنيای مذموم ، دنيای ممدوح ، دنيائی که شخص را از هستی ساقط می کند مورد پسند نيست بلکه چسبيدن به آن نيز خطرات زيادی را به دنبال دارد آنچه که مورد نظر ماست همانا دنيای ممدوح و پسنديده است دنيائی که به هستی انسان صفا و جلا و نورانيت می بخشد دنيائی که فضای هستی را جذاب و شادبخش می سازد دنيائی که در آن اجرای عدالت در تمامی امورات زندگی مورد پسند عامه مردم می باشد دنيائی که تلاش برای رسيدن به تکامل و اندوختن علم و دانش از خواهش های آن است چنين دنيا زمينه ساز آخرت و بهشت ابدی است .

 

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: چهارشنبه 13 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

پیش از آن که درباره ی زندگی،

 

گذشته و شخصیت من قضاوت کنی!!!

 

خودت را جای من بگذار،

 

از مسیری که من گذشتم عبور کن،

 

با غصه ها،ترس ها،تردید ها،درد ها و خنده هایم زندگی کن....

 

یادت باشد.

 

هرکس سرگذشتی دارد.

 

هرگاه بجای من زندگی کردی

 

آنگاه می توانی

 

در باره ی من قضاوت کنی.

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: شنبه 09 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

 

 

 

تنهاییم را پنهان می کنم...


در " نوشته هایم " درد دلم را...


در " دلم " دلتنگی ام را...


در " سکوتم " حرف های نگفته ام را...


در " لبخندم " غصه هایم را...


" دل " من.........

 

چه خردساااااال است...


ساده می نگرد.. ساده می خندد.. ساده می پوشد.. ساده می گرید..


" دل " من.........


از تبار دیوارهای کاهگلی است...


ساده می افتد.. ساده می شکند.. ساده می میرد..

 

  خیلی ساده...

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: شنبه 09 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

غمگین ترین “درد”…


مرگ ” نیست


دلبستگی به کسی است که بدانی


هست


اما…


اجازه ی” بودن در کنارش را نداری

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: شنبه 09 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

صفحه قبل1...4647484950...163صفحه بعد

CopyRight| 2009 , 3792.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By:
NazTarin.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران