$$$$ بوي ياس$$$$


اگر از حال من خواسته باشی

دیده دریا کنم و صبر  به صحرا فکنم

وندرین  کار دل  خویش بدریا  فکنم

از دل  تنگ  گنه  کار   بر آرم  آآآ هی   

کاتش  اندر.  گنه  آدم  و حوا     فکنم

مایه ی خوشدلی آنجاست که دلدار آنجاست

میکنم جهد  که  خود را مگر آنجا فکنم

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: دوشنبه 18 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

محبوب من!

اگر تو نبودی نمیدانم هر روز برای چه کسی مینوشتم

هر جلوه زیبا ناخودگاه  مرا به یاد تو می اندازد

ولاجرم مرا با خود به اوج میبرد

سرنگون میسازد،میخنداندومیگریاند

ای کاش ! لااقل دستم را می گرفتی

تا حرارت عشقم را درک کنی

گرچه میدانم هر گز نمی فهمی چقدر دوستت داشتم

ووومشکل من این روزها همین است

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: دوشنبه 18 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

اگر تو نبودی نمیدانم هر روز برای چه کسی مینوشتم

هر جلوه زیبا ناخودگاه  مرا به یاد تو می اندازد

ولاجرم مرا با خود به اوج میبرد

سرنگون میسازد،میخنداندومیگریاند

ای کاش ! لااقل دستم را می گرفتی

تا حرارت عشقم را درک کنی

گرچه میدانم هر گز نمی فهمی چقدر دوستت داشتم

ووومشکل من این روزها همین است

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: دوشنبه 18 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

محبوبم! عشق جز آآهی ژرف را نمی پذیرد 

آآهی که از آن جز اشکی آتشین نمی توان افشاند 

اشکی چون بخور معطر و خوش بوی

ما راهمان بس که سزاوارش هستیم

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: دوشنبه 18 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

از رفتن بمان

دستت را به من بده

که در امتداد دستانت

بندری است برای آرامش

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: دوشنبه 18 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

قسم به ماه آسمون حس غرور میکنم/خاطره های خوبت و وقتی مرور میکنم/چه حس دلپذیریه دیدن روی ماه تو/از سرکوچه دلم وقتی عبور میکنم/خواستی بشی دلیل واسه همیشه عاشق شدنم/دارم برای جنگ عشق دلُ جسور میکنم/رویای عاشقونه ای برای خواب قصّه ها/کابوس بی تو بودنُ از سینه دور میکنم/به جون هرچی عاشقه یه مدته که روز و شب/هرجا باشی کنارتو حسّ حضور میکنم/تموم نمیشه قصه عشق دلم به اون چشات/کتاب عشقتو دارم هرشب مرور میکنم/چه حس نازنینیه وقتی مثه یه اتفاق تو زندگیت با جام عشق یه شب ظهور میکنم/برای آرامش توحتی اگه که سنگ بشی

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: دوشنبه 18 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

غروب ... زمزمه ای با ترانه های قدیمی

غمی به وسعت ایوان خانه های قدیمی

سکوتِ ساده عکسی شکسته می کشد آرام

مرا به گوشه ای از عاشقانه های قدیمی

صدای گرمِ "بنان" یاکریم هایِ جوان را

نشانده است در آغوش لانه های قدیمی

هوای چادرِ مادربزرگ و جایِ تو خالی ...

که باز گریه کنم با بهانه های قدیمی

مگر به یاد تو امشب غبارِ آینه ام را

به بادها بسپارند شانه های قدیمی

هوای تلخِ اتاق و غمی که می وزد از دور

و عشق تازه تری با ترانه های قدیمی ... !

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: دوشنبه 18 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

چقدر ساده بهم ریختی روان مرا بریده غصه ی دل کندنت امان مرا
قبول کن که مخاطب پسند خواهد شد به هر زبان بنویسند داستانه مرا
گذشتی از منو شبهای خالی از غزلم گرفته حسرته دستان تو جهانه مرا

سریع پیر شدم آنچنان که آینه نیست شکسته در دله خود صورت جوان مرا
به فکر معجزه ای تازه بودمو ناگاه خدا گرفت به دست تو امتحان مرا

سریع پیر شدم آنچنان که آینه نیست شکسته در دله خود صورت جوان مرا
به فکر معجزه ای تازه بودمو ناگاه خدا گرفت به دست تو امتحان مرا

 

نه تو خلیله خدایی نه من چو اسماعیل بگیر خنجرو در دم بگیر جانه مرا
تو را به حرمته عشقت قسم بیا برگرد بیا و تلختر از این مکن دهان مرا

چه روزگار غریبیست بعد رفتن تو بغل گرفته غمی کهنه آسمان مرا
تو نیمه دیگر من نیستی تمامه منی تمام کن غمو اندوه سالیانه مرا

سریع پیر شدم آنچنان که آینه نیست شکسته در دله خود صورت جوان مرا
به فکر معجزه ی تازه بودمو ناگاه خدا گرفت به دست تو امتحان مرا

سریع پیر شدم آنچنان که آینه نیست شکسته در دله خود صورت جوان مرا
به فکر معجزه ای تازه بودمو ناگاه خدا گرفت به دست تو امتحان مرا

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: دوشنبه 18 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: دوشنبه 18 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

و بعد از تو وبعد از تو نمی مانم

می دانم نمی مانم

مسیر بودنم پیداست اگر در روز چون شبهاست

رهی لبریز از غمها به سوی اخر دنیاست

منم بی حس ارامش

همه جانم پر از جوشش

به شکل یک گل مرده

سراپایم پژمرده

تمام لحظه ام اندوه غم دوریت چون یک کوه پریشان حال اشفته

مثال آتشی خفته

بهیادت پرزچشمم خون می بارم

وبعد از تو . .

چه تنهایم  . . .

چه تنهایم . . .

چه تنهایم . . .

به یاد ان نگاهت

به عشق روی چون ماهت

به یاد ان دو  چشم تو

و یا لبخند پاک تو

همه جسمم تمنا است

برای عشق رویا است

همان عشق  ونگاه تو /صدای تو

وبعد از تو نمی خندم

نمی خندم . . .

همیشه فکر یک دردم

همان درد فراق تو که می سوزاندم ریشه به امید وصال تو

و بعد از تو نمی مانم. . .

می دانم نمی مانم . . .

به امید وصال تو . . .

ویا مردن کنار تو

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: دوشنبه 18 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

صفحه قبل1...3839404142...163صفحه بعد

CopyRight| 2009 , 3792.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By:
NazTarin.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران