$$$$ بوي ياس$$$$


عشق حقیقی مثل روح است ، افراد زیادی درباره ی آن صحبت می کنند ، ولی تعداد معدودی آن را دیده اند .

کلید قلب ، زندگی و روح من ... همه در دستان اوست . او مالک آن است فقط باید کلید را بچرخاند و بگذارد تا با تمامی شور و عشقم او را در بر گیرم.

زندگی را بی عشق سپری کن غم بزرگی است . اما این تقریبا برابر است با غمی که زندگی را ترک کنی بدون اینکه به کسی که عاشقش هستی بگویی که دوستش دارید .

گاهی در جستجوی چیزی هستید که نمی توانید آن را ببینید .

گاهی قلب چیزی را می بیند که چشم ها قادر به دیدن آن نیستند .

عشقی را داشتن و آن را از دست دادن بهتر از این است که هرگز عشقی نداشته باشی .

اگر زمانی که به تو می اندیشم ، تک گلی بود ،  می توانستم تا ابد در باغ افکارم قدم بزنم .

در عشق افتادن مردم به گردن قوه ی جاذبه ی زمین نیست .

در تو خود را گم می کنم ، بی تو خود را باز می یابم و دوباره به دنبال گم شدن ...

عشق مانند ساعتی شندی است که با قلب لبریز و با مغز تهی می شود .

هر کدام از ما چون فرشته ای با یک بال است . و تنها زمانی قادر به پرواز خواهیم بود که در آغوش هم باشیم .

عشق عشق است ، از بین نمی رود .

کسانی وارد زندگی ما می شوند و به سرعت بیرون می روند . افرادی برای لحظه ای کوتاه می آیند و جای پایشان بر روی قلب ما باقی خواهد ماند و ما هرگز دیگر آن فرد قبلی نخواهیم بود .

مرد با چشم هایش عاشق می شود و زن با گوش هایش .

عشق ورزیدن ، خود درس زندگی است .

لذت عشق زمانی است که آن را نثار می کنی بیشتر از زمانی است کهن دریافتش می کنی .

طریق دوست داشتنی هر چیز این است که بدانی ممکن است آن را از دست بدهی .

قسمتی از وجود تو در من رشد کرده و ، تو خواهی دید ، تو و من برای همیشه ، هرگز از هم جدا نخواهیم شد .

شاید در مسافت ولی در قلبمان هرگز .

عشق با چشم هایش نمی بیند بلکه با فکرش می بیند از این رو خدای عشق بال زد و تار یکی را ترسیم کرد .

بهتر است منفور باشی به خاطر چیزی که هستی تا محبوب باشی به خاطر چیزی که نیستی .

بعضی از انسانها برای بدست آوردن عشق می میرند و بعضی برای از دست دادن آن .

عشق مانند غنچه گل سرخ است ، می تواند پر از شکوفه شوئد یا به آرامی بمیرد .

عشق مانند غنچه گل سرخ است ، می تواند پر از شکوفه شود یا به آرامی بمیرد .

همانطور که به زیبایی تو خیره شده ام ، با خود می اندیشم ، هرگز فرشته ای را دیده ام که در ارتفاعی چنین پایین پرواز کند .

کلمات دلنشین مانند شانه ی عسل هستند ، روح را حلاوت می بخشند و به جسم سلامتی می دهند .

بیا و بگذار تا صبح از عشق لبریز شویم ، بیا خود را با عشق تسکین دهیم.

چرا تلفظ عباراتی نظیر « خداحافظ » ، « پوزش می خواهم » و « دوستت دارم » چنین راحت است ، اما بیان کردنشان بسیار دشوار ؟

عشق ، اشتیاقی شدید برای شدیدا دوست داشته شدن است .

عشق فرشته ای است در لباس هوس ...

هرگز نمی توانیم کسی را که به او لبخند نزده ایم از ته دل دوست داشته باشیم .

آتشی که عشق روشن می کند بسیار بیشتر از سردی و خاموشی ای است که تنفر به بار می آورد .

هر لحظه ای که صرف عشق ورزیدن نشود ، به هدر می رود .

عشق طریق مخصوص به خود را دارد .

نمی توانم به تو نشان بدهم که دوستت دارم . زمان این را نشان خواهد داد .

ازدواج زمانی کامل می شود که هر دو نفر به این باور برسند که به چیزی بیشتر از شایستگی خود رسیده اند .

اگر چیزی را دوست داری ... بگذار برود اگر به سوی تو بازگشت واقعا می خواهد که مال تو باشد .

عشق واقعی همچون زیارت است . وقتی اتفاق می افتد که بدون برنامه ریزی قبلی طلبیده شود ولی کمیاب است زیرا اکثر مردم برنامه ریزهای ماهری هستند .

اگر بتوانم مانع شکستن یک قلب شوم ، زندگی ام بیهوده نبوده است .

عشق را بشناس تا شادی را بشناسی . بدون عشق ، شادی وجود ندارد .

زیبایی را با چشمانی زیبا بین می توان دید .

دو نیمه ، شانس کمی دارند اما با پیوستن ... بله ، آن ها کامل می شوند ... اما پیوستن دو انسان کامل یعنی زیبایی ، یعنی عشق .

دوری با عشق همان می کند که با با زبانه های آتش ، عشق کم مایه را خاموش می کند و عشق را شعله ور تر .

علاج تمام کجروی ها ، نادانی ها و جنایت ها ... عشق است .

هر چیز زیبا و جذاب خوب نیست ولی هر چیز خوبی ، زیباست .

عشق ترکیبی از یک روح در قالب دو تن است .

تحمل دوری خیلی چیزها برای من آسان است ، اما تحمل دوری تو نه .

عشق ناپخته م یگوید : من تو را دوست دارم زیرا به تو نیاز دارم . عشق پخته می گوید : من به تو نیاز دارم زیرا دوستت دارم .

هر کجا که عشق هست زندگی هست .

جایی که ما به آن عشق می ورزیم خانه است . خانه ای که شاید پاهایمان آن را ترک کند ولی قلبمان هرگز .

توانایی بیان اینکه چقدر کسی را دوست داری عشق است اما اندک

عشق ، هیچ محدودیت و پشیمانی نمی شناسد .

عشق فقط از سه حرف تشکیل شده که معانی بسیاری در پشت این حروف نهفته است .

عشق زمانی واقعی است که از قلب انسان برخیزد نه زمانی که بر زبان جاری شود .

تا زمانی که دل شکسته نشوی عشق را نخواهی آموخت .

به ندای قلبت گوش کن ، زیرا از حقیقت آگاه است .

در شب تاریک زندگی به تنهایی قدم می زنم ، تو شمع من هستی ، نور درخشان من !

عشق ورزیدن زمانی است که دیگر هیچ بهانه ای برای تنفر نداشته باشی.

آهنگ ، ترانه ای بدون کلام است و مرگ ، زندگی ای بدون عشق .

اگر واقعا عشق را یافتی ، به آن پرواز بده و رهایش کن . اگر خودش ماندن را انتخاب کرد ، به این معناست که عشق واقعی تو همان است .

عشق غیر قابل پیش بینی است . نمی دانی چه زمانی خواهد آمد .

عشق ، مهار ناشدنی است و همچنین کسی که در دام عشق گرفتار شده .

عشق ، سازی است که نوای دوستی سر می دهد .

اگر بعد از سال ها تو را ملاقات کنم ، چگونه باید به استقبال تو بیایم ؟

بودن یعنی عشق و عشق تو ، یعنی بودن .

فروش عشق حقیقی هرگز آرام نخواهد گرفت .

اگر بخواهید به قضاوت اشخاص بنشینید زمانی برای دوست داشتن انها نخواهید داشت.

امروز تو را بیشتر از دیروز ولی کمتر از فردا دوست دارم.

گر خودت را دوست نداشته باشی چگونه می توانی دیگران رادوست بداری؟

عشق حقیقی انجاست و به دنبال هیچ کسی نیست پس برو و ان را دریاب.

هرچه بیشتر عاشق باشی هم بیشتر ازار می بینی و هم بیشتر لذت می بری.

عشق مانند یک الا کلنگ پر فرازونشیب است.تورابه مسیر دیگر منحرف نخواهد کرد وبا تمام فرازو نشیب هایش به مقصد خواهد رساند.

قلب یک زن اقیانوسی از رازهاست.

با تو بودن مثل قدم زدن در صبحی بسیار روشن است بی گمان شور تعلق به انجا را دارم.

عشق بسیار شبیه یک کرگدن است کوته نظر و عجول. اگر نتواند راهی پیدا کند ان را خواهد ساخت.

وقتی مرد جوانی شکایت می کند که زنی قلب ندارد علامت مطمئنی است که ان زن قلبش را ربوده است.

عشق مانند بیسکویت ترد است که اسان ساخته میشود و اسان میشکند.

می توان در یک ان عاشق شد.رها شدن از عشق است که زمان می طلبد.

عشق یعنی هیچگاه نگویی(پشیمانم).

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: دوشنبه 18 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

هرگاه زندگی با شور و عشق را برمی گزینید

زندگی نیز شور و عشق خود را برای شما بر خواهد گزید

"باربارا دی آنجلیس"

بیاییم هر روز وظیفمون بدونیم که حداقل دل یک نفرو شاد کنیم :)

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: دوشنبه 18 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

قرار نیست من طوری زندگی کنم که دنیا دوست داره

خب طبعا قرار هم نیست دنیا همونجوری بچرخه که من دوست دارم

این به اون در.. خیالی نیست :)

"جروم دیوید سالینچر"

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: دوشنبه 18 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

کودک نیستیم

اما کودک درونمان هنوز زنده است

هنوز میپرد

از موانع زندگی

هنوز شیطنت میکند

هنوز آنش میسوزانیم

هنوز بعد شیطنت ها ریز ریز میخندیم

و به ظاهر چهره مظلوم میگیریم

*******

کودک درونم..بازیگوش من.. بیدار باش همیشه

بیدار باش تا سادگی بیدار باشد، تا مهربانی بی بهانه بیدار باشد...

تا شادمانه کودکانه زندگانی ...

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: دوشنبه 18 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

مادرم
خدا تو را از خاک آفرید تا بعد از باران تَنت مُهری باشد برای سجده لب هایم …
.
.
من نبودم و تو بودی
بود شدم و تو تمام بودنت را به پایم ریختی
حالا سالهاست که با بودنت زندگی می کنم
هر روز ، هر لحظه و هر آن و دم به دم هستی مادرم !

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: دوشنبه 18 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

عشق من ، قلبت را فشرده ام در آغوشم

میرویم تا اوج احساس عشق ، تا برسیم به جایی که

نبینیم هیچ غمی را در سرنوشت

تا برسیم به جایی که من باشم و تمام وجودت ، بیخیال

همه چیز، باز کن برایم آغوشت.

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: دوشنبه 18 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

چه لذتی بالاتر از اینکه

اسمت

قسم راست یک نفر باشه

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: دوشنبه 18 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

کمی

در آغوشم بگیر

عاشقانه مرا سیر بوسه کن

بگذار

بهشتم را زیباتر بدانم

من از داشتن

تو به خود میبالم

کمی از دلتنگی هایم کم کن 

به من برس 

من از رسیدن تو 

خوب میشوم

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: دوشنبه 18 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

باز باران با ترانه
با گوهرهاي فراوان
مي خورد بر بام خانه
يادم آرد روز باران
گردش يك روز دیرین
خوب و شیرین
توي جنگل هاي گيلان
كودكي ده ساله بودم
شاد و خرم
نرمو نازك
چست و چابك
با دو پاي كودكانه
مي دويدم همچو آهو
مي پريدم ازلب جوي
دور ميگشتم ز خانه
مي شنيدم از پرنده
داستان هاي نهاني
از لب باد وزنده
رازهاي زندگاني
بس گوارا بود باران
وه چه زيبا بود باران
مي شنيدم اندر اين گوهر فشاني
رازهاي جاوداني, پندهاي آسماني
بشنو از من كودك من
پيش چشم مرد فردا
زندگاني خواه تيره خواه روشن
هست زيبا, هست زيبا, هست زيبا

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: دوشنبه 18 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

نیمه های شب است و فکر و خیالت از سرم نمیرود ، خاطراتت ، لبخند هایت آن شیرین زبانی های بی مانندت در مقابل دیدگانم تکرار میشوند ..

گاهی با خود میگویم شاید دوباره او را ببینم ...

و باز یه ذهنم فریاد میزنم ... آرام باش دیدار او خیال است  و محال...

...فقط میدانم عطر تنت خواب را از چشمان من ربوده ...

مرهم زخم کهنه ی دلم دیدار توست ... و شاید فراموشی...

هیچ کدام میسر نیست ...و من مثل مار گزیده ها تا صبح این سو آنسو میشوم...

-- خلاصه دست نوشته های من به او ---

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: دوشنبه 18 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

صفحه قبل1...3637383940...163صفحه بعد

CopyRight| 2009 , 3792.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By:
NazTarin.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران