$$$$ بوي ياس$$$$


تو مهم ترین شخص زندگی ام هستی

در کنارت احساس آرامش می کنم

و حاضر نیستم تو را با تمام دنیا عوض کنم.

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: یکشنبه 08 اسفند 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

نمی دانی که چقدر اشتباهات کوچک زندگی ام را دوست دارم

دوست دارم هرلحظه اشتباه کنم

و تو هربار اشتباهاتم را بهم بگویی

وقتی که هربار با مهربانی و خوش رویی اشتباهاتم را بهم گوش زد می کنی 

من از شادی در دنیایی دیگر سیر می کنم.

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: یکشنبه 08 اسفند 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

از وقتی که تو وارد زندگی ام شدی

و من به تو علاقه مند شدم

دنیا جور دیگری برایم شده

زیبا و فوق العاده

و هرروز که چشمانم را می گشویم

روز تولد من است

چون من هرروز با تو متولد می شوم

دوستت دارم دلیل زندگی ام.

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: یکشنبه 08 اسفند 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج

 

داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلب مو با

 

تمام وجودم تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم

 

تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..

 

نیاز فوری به قلب  داشت..از پسر خبری نبود..دختر با

 

خودش میگفت :میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلب تو

 

به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی..ولی این بود

 

اون حرفات..حتی برای دیدنم هم نیومدی…شاید من دیگه

 

هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید…

 

چشمانش را باز کرد..دکتر بالای سرش بود.به دکتر گفت

 

 

 

چه اتفاقی افتاده؟دکتر گفت نگران نباشید پیوند قلب تون

 

 

 

با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت کنید..درضمن این

 

 

 

نامه برای شماست..!

 

 

 

دختر نامه رو برداشت.اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد.

 

 

 

بازش کرد و درون آن چنین نوشته شده بود:

 

 

 

سلام عزیزم.الان که این نامه رو میخونی من در قلب تو

 

 

 

زنده ام.از دستم ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون

 

 

 

میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری که قلب  مو بهت بدم..پس

 

 

 

نیومدم تابتونم این کارو انجام بدم..امیدوارم عملت

 

 

 

موفقیت آمیز باشه.

 

 

 

دختر نمیتوانست باور کند..اون این کارو کرده بود..

 

 

 

 

 

 

 

اون قلبشو به دختر داده بود..

 

 

 

 

 

 

 

آرام اسم پسر را صدا کرد و قطره های اشک روی صورتش

 

 

 

 

 

 

 

جاری شد..و به خودش گفت چرا هیچوقت حرفاشو باور نکردم…

 

 

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: شنبه 07 اسفند 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

زن ...
با چشمانش حرف میزند ؛
دوست داشتنش را با نگاهش میگوید ،
.
دلتنگی در چشمانش اشک میشود !
.
وقت شادی ؛
چشمانش برق میزند ...
.
وقت عشق بازی
چشمانش خُمار میشود ،
.
تمام دنیا را میشود در چشم زن خلاصه کرد !
وقتی با نگاهش دنیا را عاشق میکند .

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: شنبه 07 اسفند 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)


یکی از سخت ترین کارا


پاک کردن مسیج هاییه


که یه روزی


برات یه دنیا معنی داشته..

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: شنبه 07 اسفند 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

  دلم از دنیا گرفته باز.....

 ازهمه ی دنیااااااااااا......

داغون میشم امشب..............

از همه چی خسته ام....

مخصوصا اشکهام..................... از اینکه روبروی مانیتور موهامو شلخته بریزم دورم تا کسی

 اشک ریختنای بی صدامو نبینه.....

از هق هقای زیر پتو....

از زجری که میدونم امشب می کشم ....

از لبخندای مصنوعیم.....

از اینکه مجبورم نذارم هیچکس بفهمه...هیچکس.....

خدایا .... تو که می بینی!!!!

وقتی تو هستی این احساس معنی نداره.....

خدای خوبم.....

می دونم که تازگیادورم ازت ...میدونم وقتی طرفت میام که باز اتفاقی افتاده باشه....

ولی کمکم کن.... فقط احساس بودنتو میخوام...

نذار داغون شم .... خواهش می کنم...

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: شنبه 07 اسفند 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

اینجا زمین است رسم آدم هایش عجیب است!

 

اینجا گم که میشوی

 

به جای اینکه دنبالت بگردند فراموشت میکنند..

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: شنبه 07 اسفند 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

وقتی ی دختر آروم درو دیوارو نگاه میکنه....

 

وقتی نگات میکنه ولی چیزی نمیگه....

 

وقتی تو نگاش میکنی و اون روشو برمیگردونه.....

 

      یعنی: د لامصب بغلش کن دیگه...

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: شنبه 07 اسفند 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

 

پسر :شنیدم داری ازدواج می کنی ..مبارکه..خوشحا­ل شدم شنیدم..

 

دختر :مرسی..انشااله قسمت شما!!

 

پسر:می تونم برای آخرین بار یه چیزی ازت بخوام??

 

دختر:چی می خوای??

 

پسر:اگه یه روز صاحب یه پسر شدی می شه اسم منو بذاری روش??

 

دختر:چرا??می خوای هر موقع که نگاش می کنم ..صداش می کنم درد بکشم??

 

پسر:نه..آخه پسرا عاشق باباهاشون می شن..می خوام بفهمی چقدر عاشقت بودم..

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: شنبه 07 اسفند 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

صفحه قبل1...2122232425...163صفحه بعد

CopyRight| 2009 , 3792.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By:
NazTarin.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران