$$$$ بوي ياس$$$$


اینجادیارمن است جانم!

زن که عاشق شودسنگسارمیکنند

رهادربادبرقصد

       فاحشه می خوانند

زن که نبایدشعرشود

        سانسورمیکنند...

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: دوشنبه 25 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

بی شک توزمزمه ی آرام حرفهای ناگفته ای که مثل بغضی درگلویم جاپیداکرده ای!

وباپرسه های عاشقی عشق راازیادبرده ای.ولی من هنوزبه حسی که درلبخندهای توجاری بود زندگی رامی گذرانم...

کی،کجاوچگونه می توان زمزمه های عشق رادروجودت لمس کردوسوگندخوردبروجودی که همراه بامهرتوپیوندخورده است...

می دانی چندبهارگذشته است ازآن بهاربی قرار،می دانی هنوزدلتنگی هایم رازیرباران به نام توباگریه محک میزنم حالایک بهار،نه!شش بهار،نه باورکن ازآن سالهای بی قرارهزاران بهارگذشته است ومن هنوزدربه در همین کوچه های برگ ریزم که خاطره توراتاهمیشه زنده میخواهند.توراست میگفتی:"فاصله هاهرگزحریف خاطره هانخواهندشد

تواولین ترانه پروازبودی!چه باشکوه بودآمدنت،چه بی دوام بودماندگاریت وچه دردناک بودرفتنت... "

 

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: دوشنبه 25 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

اگرگام اول رادر عشق باتردیدبرداری عاشق نیستی وعشق ریایی راهمان بهترکه گل ناشکفته 

 

ازشاخه بچینی وزیرپالگدمال کنی!عشق دریای بی انتهایی است که دریادلان از آن می گذرند.

 

هوسبازان وساده اندیشان رادراین دریاجزغرقاب نصیبی نیست.اگردرعشق ثابت قدمی 

 

ازنشیب وفرازآن هراست مباد!نهایت مرگ است چنین مرگی شیرین ترازعمری حسرت خوردن

 

وخودرادرحرم شوی بیگانه پنداشتن است...

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: دوشنبه 25 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

به تومی اندیشم

 

به تووتندی طوفان نگاهت برمن

 

به خودوعشق عمیقت برتن

 

به تووخاطره ها...

 

که چراهیچ زمانی من وتومانشدیم

 

جام قلبم که بدست توشکست

 

من چرابازتورابخشیدم؟!!

 

به تومی اندیشم...

 

به توکه غرق درافکارخودی

 

من دراندیشه افکارتوام

 

قانعم برنگه کوته تو

 

هرزمان درپی دیدارتوام...

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: دوشنبه 25 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

می خواهم دوباره به دنیابیایم

 

بیرون درتومنتظرم باشی

 

وبی آن که کسی بفهمد

 

جای بیداری وخواب رابه رسم خودمان درآریم

 

چه بودبیداری؟!!

 

که زندگیش نام کرده بودند؟!...

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: دوشنبه 25 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

تولددوباره...

می خواهم دوباره به دنیابیایم

 

بیرون درتومنتظرم باشی

 

وبی آن که کسی بفهمد

 

جای بیداری وخواب رابه رسم خودمان درآریم

 

چه بودبیداری؟!!

 

که زندگیش نام کرده بودند؟!...

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: دوشنبه 25 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

همه چیز بستگی به هوای دلت دارد !
حال دلت که خوب باشد ،
همه دنیا به نظرت زیباست !
آدم‌ها همه شان دوست داشتنی اند و همه را می توانی ببخشی ،حتی چراغ قرمز برایت مکثی دوست داشتنی می شود که لحظه‌ای پا را از روی پدال برداری و بتوانی فکرکنی به چیزهایی که دوست داری .
حال دلت که خوب باشد ،
حتی می شوی همبازی بچه ها !
برای عزیزانت وقت می گذاری و یک دنیا مهربانی در چهره ات نهفته است .
و چقدر لذت دارد که آدم حال دلش خوب باشد...

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: دوشنبه 25 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

ز دودیده خون فشانم ز غمت شب جدایی

چــه كنم كه هست اینها گـل باغ آشــــنایی

 

همه شـب نهاده ام سر ، چوسگان برآستانت

كــه رقــیـب در نــیـایـد بــه بــهـانـه گدایی

 

مــــژه‌ها و چــشـم یارم به نظر چــــنان نـماید

كـه مـــیان سنبلــستان چـرد آهــوی ختــایی

 

در گـلستان چـشـمم زچـه رو همیشه باز است

به امــیـد آنـكـه شـایـد تو به چشم من درآیی

 

سر برگ گــل ندارم ،به چه رو روم به گلشن

كه شــنیده‌ام ز گلــــها هـــمه بوی بی‌وفـایی

 

به كدام مذهب است این؟به كدام ملت‌است این؟

كه كـشنـد عاشقی را كه تو عاشقم چرایی

 

به طـواف كــعبه رفـتم به حرم رهـم ندادند

كه بـرون درچه كردی كه درون خانه آیی؟

 

به قـمـارخــانه رفتم، هــمه پاكــــباز دیدم

چـو به صـومعه رسـیدم هـمـه زاهـد ریـایی

 

درمیخانه زدم مــــن، که نـــدا ز در درآمد

که در ا درا عراقی که تو هم از ان مایی

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: دوشنبه 25 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

در فرو بسته ترین دشواری

در گرانبارترین نومیدی،

بارها بر سر خود بانگ زدم:

"هیچت ار نیست مخور خون جگر، دست که هست!"

بیستون را یاد آر، دستهایت را بسپار به کار

کوه را چون پَرِ کاه از سر راه بردار!

وَه چه نیروی شگفت انگیزیست

دستهایی که به هم پیوسته ست...!

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: دوشنبه 25 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

دل دل نکن دلکم
خسته ام کردی

کمتر به در دیوار این قفس سرد بکوب

این بی قراری های دیوانه وارت ،مرا از پای در آورد

خودت خواستی

خودت کردی

آخر دلکم

خود کرده را که تدبیری نیست

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: دوشنبه 25 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

صفحه قبل1...2425262728...163صفحه بعد

CopyRight| 2009 , 3792.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By:
NazTarin.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران