$$$$ بوي ياس$$$$


سر کوه بلند تا کی نشینم

عزیز بشین به کنارم
که لاله سر زنه گل را بچینم

عزیز بشین به کنارم
گلای سرخ و سفید بر هم تنیده

عزیز بشین به کنارم
نمیدونم کدوم گل رو بچینم

عزیز بشین به کنارم
عزیز بشین به کنارم

ز عشقت بیقرارم جونه تو طاقت ندارم
حالا مرو از کنارم حالا مرو از کنارم به خدا دوست میدارم

به خدا به خدا به خدا دوست میدارم

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: دوشنبه 25 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

گاهــی حجـم دلــــتنـگی هایــم
آن قــــــدر زیـاد میشود
که دنیــــا
با تمام وسعتش
برایـَم تنگ میشود …
دلتنــگـم …
دلتنـــــگ کسی کـــــه
گردش روزگــــارش به من که رسیــــد از
حرکـت ایستـاد …
دلتنگ خودم …
خودی که مدتهــــــــاست گم کـر د ه ام …
گذشت دیگر آن زمان که فقط یک بار از دنیا می رفتیم !
حالا یک بار از شهر می رویم
یک بـــار از دیار …
یک بـــار از یاد …
یک بـــار از دل …
و یک بــــار از دســــت…

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: دوشنبه 25 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

کاش میشد

بچگی را زنده کرد

کودکی شد کودکانه گریه کرد

شعر"قهرقهرتاقیامت"راسرود

آنقیامت که دمی بیش نبود

فاصله باکودکی هامان چه کرد

کاش میشد بچگانه خنده کرد

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: دوشنبه 25 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

خوشبختی یعنی واقف بودن به اینکه هر چه داریم 

ازرحمت خداست

وهر چه نداریم ازحکمت خداست

احساس خوشبختی یعنی همین

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: دوشنبه 25 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

باور کن

دنیا دو روز است...

وما همه رهگذرهستیم...

دراین طلوع وغروب مهربان باش.

وبا تمام عشق

زندگی را احساس کن...

شاید فردا

دنیا باشدولی ما نباشیم...

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: دوشنبه 25 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

  

۩۩۩ ☫ فردا چه خواهد شد چه می داند ( طریقت ☫۩۩۩

  

یک شعر یک پرگاریابگذار اشعار
چرخی بزن با این غم بسیار اشعار 

از تو چه پنهان زیر لب هم می سرودم
این جمله را صدها هزاران بار اشعار 

ما را روانی کرده این افکار تکرار 
تکرار در تکرار هی  تکرار اشعار 

امروز هم ناکام از عشقت سرودم 
شعری به صرف نقطه وُ پرگار اشعار 

 

پر می کشم تا آسمان آبی آری 
تا با خیال تو بسی یک بار اشعار 

فکر و خیالت می شود هی شعر هی شعر
تا می شود روی سرم آوار اشعار 

فردا چه خواهد شد چه می داند (طریقت)
محصور در دیوان یا دیوار اشعار  

 

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: یکشنبه 24 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

 

۩۩۩ ☫این  (طریقت)چون حکایت می کند ☫۩۩۩

 

 


نشنو از نی، چون حكايت می‌كنم
شعرِ ديشب را قرائت می‌كنم

ديشب اندر بزم  ديدم مولوی
معنوی می گفت در  آن مثنوی

روح او از قونيه آمد پدید
وی حکایت کرد از شمس شهید 


 ماجرای مرز وُ کُد شد معنوی
زير لب می‌خواند با خود مثنوی

هر كسی كو دور ماند از اصل خويش
باز جويد روزگار وصل خويش

او به‌سوی بلخ و مشرق درشتاب
با سماعش مثنوی شد در کتاب 


گفتم ای مولای خوب و پاک ما
بلخ ديگر نيست جزو خاک ما

بلخ و خوارزم و بخارا از وطن
گشته منفک بس بود مارا خُتن

گفت پس كو باميان و نخجوان
کو سمرقند و هرات و ايروان

گفتمش اين ها  زيادی بوده‌اند
بعد تو ، آن را دگر بخشيده‌اند

گفت پس اندر كدامين سرزمين
می‌زيند ايرانيان راستين؟

گفتمش شيراز و رشت و اصفهان
زاهدان، تبريز و سمنان، سيستان

مشهد و ساری، اراک و بيرجند
عده‌ای هم كه از ايران رفته‌اند

گفت اكنون مركز ايران كجاست؟
در كدامين شهر غوغائی بپاست؟

گفتمش تهران ، باشد پایتخت
مردمانش مردمانی شوربخت 


بردمش با خود به تهرانِ عزیز
گفتم اینا هست انسان مریض

چون كه دود شهر را از دور ديد
از تعجب چند  وجب در جا پريد

گفت آتش در نیستانی فتاد
یا که آتش در گلستانی فتاد 


زود باش آتش گرفته شهرتان
كن خبر داروغه و آتش‌نشان

گفتمش :مولا پریشانی  مکن
دودِ خودروها، گرانجانی مکن

جملگی  مشتاق آثار تویيم
عده ای سرمست اشعار توييم

نام ، مولانا به‌هرجا بنگری
می کند افسونگری در زرگری


گفت: من آگه نبودم تا به حال
عاشق شعريد و فرهنگ ایحال

دست من گير و به آنجاها ببر
تا ببينم مردم كُوی و گذر

بردمش با خود خيابان خودش
مطمئن بودم كه می‌آيد خوشش

از سرا و تيمچه، تا پامنار
رفته رفته رفت او تا پاچنار

می‌كشاندم مولوی را با خودم
در ميان ازدحام و دود و دم

خلق در طول خيابان‌ها روان
بين خودروها ولو پير و جوان

بوق و سوت و گاز و ويراژ و موتور
گوييا گُم‌گشته با بارش شتر

كودكی اموال دزدی داشته
گوشی همراه و ارز انباشته


دید شرخرها و دلالان ارز
شد پشيمان رجعت اين سوی مرز

الغرض ملای رومی مولوی 
شدپشیمانِ پشیمان منزوی

آنقدر گرداندمش تاخسته شد
گفت :نقد این حکایت بسته شد 


بردمش جايی مصفّا و خُنک
قيطريه، زعفرانيه،تا  ونک

قصد سعدآباد کردم در مجال  
تا مگر يادش رود آن قيل و قال

چون كه او برچسب قيمت‌ها بديد
نعره‌ای زد جامه را بر تن دريد

رو به صحرا و بيابان‌ها نمود
گفتمش ‌ای شيخ اين حالت چه بود؟

گفت بخشيدم عطای  پایتخت
اين چه بلوايی ست اندر زیر تخت 

شهر شلوغ است، و اين آلودگی
مُردم از این زندگانی  زندگی؟

ای دو صد رحمت به روم و قونیه
حُسن جمهوری به هرکی هرکیه
 

این (طریقت) چون حکایت می کند
 این چنین آن را قرائت می کند

 

 

 

 

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: یکشنبه 24 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

 

 

 

۩۩۩ ☫آن (طریقت)چه مجازیست که نتوان گفتن ☫۩۩۩

 

    

خفته در چشم تو نازیست که نتوان گفتن
نگهت دفتر رازیست که نتوان گفتن

قصه ای را که به من طره کوتاه تو گفت
رشته عمر درازیست که نتوان گفتن

بی نیازانه به ما می گذرد دوست ، ولی
سینه اش بحر نیازیست که نتوان گفتن

گرچه در پای تو خاموش فتادست ای شمع
سایه را سوز و گدازیست که نتوان گفتن

یک حقیقت به جهان هست که عشقش خوانند
آن (طریقت) چه مجازیست که نتوان گفتن

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: یکشنبه 24 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

 

 

۩۩۩ ☫برآستان جانان  (تذکره)مولوی  )☫۩۩۩

    

اندر دل بی‌وفا غم و ماتم باد

آن را که وفا نیست ز عالم کم باد

دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد

جز غم که هزار آفرین بر غم باد

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: یکشنبه 24 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

 

 

۩۩۩ ☫زخم (طریقت)درین جامه ی عریان شده ☫۩۩۩

 

     

سروخرامان من بی سر و سامان شده 
بی سرُو سامان شده ،آه پریشان شده

روز و شبِ  فکر تو یاکه   رهایم نکرد
فکر رهایم نکرد آه به  زندان  شده

آن همه تیغ و ترنج آه زلیخا وشان 
آه زِ یوسف خران، آه که حیران  شده

آه ازاین بت گری ،باز  بتِ  دیگری
باز درین بتکده جان  مسلمان شده 

چوب حراجی زدم  چوب حراجی گری 
مایهء  جان  مایه‌ء دلبری  ارزان شده

عید تو نادیده ای  عید هلاکت گری
قدر به تعبیر ما جانب  قربان شده
  

  می درم این پیرهن این چه حجابست تن   
   زخم (طریقت) درین جامه ی عریان شده  

 

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: یکشنبه 24 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

صفحه قبل1...2526272829...163صفحه بعد

CopyRight| 2009 , 3792.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By:
NazTarin.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران