$$$$ بوي ياس$$$$


 

یاد آن روزی که تختی و حیاطی داشتیم
قُل قُل قوری و قلیان و بساطی داشتیم


عطر آویشن، ردیفِ  استکان های بلور
زندگی شیرین تر از چایی نباتی داشتیم


مادری فیروزه تر از آسمان مخملی
سایه ی مهر پدر، ظهر صــَلاتی داشتیم


خانه ای گرچه کلنگی خالی از اندوه و غم
باخبر از حال هم شور و نشاطی داشتیم


نَم نَم چَنگ و رباب و گلنراقی و قـَمــَر
هر شب جمعه که میشد سور و ساتی داشتیم


شُرشُر فواره ،روی رقص ماهی های حوض
شور و شوق و خاطر پُر انبساطی داشتیم


ساده مثل آفتاب ،آمــده از پشت کوه
بی خجالت لهجه ی اهل دهاتی داشتیم


حافظ از شاخه نباتـَش، سعدی از سیمین تـَنش..
فاعلاتُن فاعلاتُن فاعلاتی داشتیم


کارگردان! آنهمه عشق و صفا یادش بخیر
آخر ِ آن روزها ای کاش کاتی داشتیم


عکس ما را قاب کن هرچند با گرد و غبار
تا که خوشبختی بداند خاطراتی داشتیم.

 


نویسنده: ssb ׀ تاریخ: شنبه 14 فروردین 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

CopyRight| 2009 , 3792.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By:
NazTarin.Com

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید