$$$$ بوي ياس$$$$


پیام حکایت  آزادی خواهی ، آزاد اندیشی و آزاد منشی است و ضرورت احترام به عقاید مخالف .  و در این جهت است که هجویری ( در قالب شیخ ابوطاهر حرمی )  به مرید خود دستور نمی دهد که خاموش باشد . چراکه اگر چنین می کرد ، اولا از اقتدار خود به ناروا بهره گرفته بود و ثانیا بر خلاف پیام حکایت که « ضرورت آزاد اندیشی است »  حرکت کرده بود . شیخ کاملا واقف است که اگر از نفوذ کلام خود علیه مرید استفاده کند کل حکایت و پیامش را تخریب می کند و خواننده را در برابر یک تناقض آشکار و حل ناشدنی قرار می دهد . به همین دلیل، می بینیم شیخ وضعیّتی شرطی ایجاد می کند :  اگر خاموش باشی به تو چیزی خواهم آموخت  . وضعیّتی که به کمک این «اگر» ایجاد می شود و ضعیّتی است کاملا آزادی خواهانه ؛ می توانی پیشنهادم را نپذیری . من تو را وادار به کاری نمی کنم . اما اگر مایلی از من چیزهای بیشتری بیاموزی خاموش باش .

   در خانقاه که دیگر بیم محدود کردن آزادی مرید نمی رود ، حرکت شیخ  که « انداختن نامه » به جانب مرید است ، اقتدار شخصیّت شیخ را نشان می دهد بی آن که بتوان او را به استبداد گرایی متّهم کرد . انداختن نشانه زورگویی شیخ نیست . بلکه نشأت گرفته از خشم شیخ است از حرکت مرید .


نویسنده: ssb ׀ تاریخ: چهارشنبه 26 آذر 1393 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

CopyRight| 2009 , 3792.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By:
NazTarin.Com

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید