$$$$ بوي ياس$$$$


ای دل ِ من!

برایم بگو چرا اینقدر بر خود می لرزی؟

 مگر کجا ایستاده ای ؟ که هر تکانی تو را این چنین می لرزاند!.

 

میدانی چه حالی دارم؟!

خسته  ام

ازتو

از حرفها و دردهاو گریه های تکراری ...!

از بهانه های ِ بی بهانه ...!

اما

می دانم ...

می دانم که تقصیر تو نیست

تقصیر این مــن ِ من است

که به تو یاد نداد چطور محکم باشی  وبا هر ضربه ای نشکنی

تقصیر این من است که به تو یاد نداد کجا را برای ایستادن و گام برداشتن انتخاب کنی .

 

 ای دل!

می دانم که دیر شده است اما باتو سخنی دارم...

ازتو می خواهم دیگربه این مــن ِ من اعتماد نکنی ،خودت را ازنو بسازی اما این بار از جنسی

متفاوت ..جنسی نشکن !

پایت را جایی بگذاری که بتوانی بایستی و گام برداری...گام هایی بلند، گام هایی برای پرواز.

 

همه می گویند نمی شود به دل اعتماد کرد

امامن ازتو می خواهم برای یک بارهم که شده به خودت اعتماد کنی!

فقط کافیست رها شوی.

 

دلنوشته


نویسنده: ssb ׀ تاریخ: یکشنبه 17 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

CopyRight| 2009 , 3792.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By:
NazTarin.Com

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید