تا که آمد با پریشانی به من لبخند زد
ساقه ی نیلوفری را لحظه ای پیوند زد
تا که آمد چشم هایش... چشم هایش... چشم ها
تحت تاثیر نگاهش عقلٍ ناقص گند زد !
پایٍ هر قولی ، قراری عشوه ای آمد ، ولی
پایٍ رفتن ها _ گمانم _ مهرٍ یک سوگند زد
خواستم تا زخم هایش را کمی مرهم شوم
یادم آمد چینیٍ دل را نباید بند زد ...
مثل دشمن دوست هم با خنجری زهری به ما
زخم هایی را که رویٍ سینه می مانند زد !
فال حافظ
قالب های نازترین
جوک و اس ام اس
جدید ترین سایت عکس
زیباترین سایت ایرانی
نازترین عکسهای ایرانی
بهترین سرویس وبلاگ دهی
Template By: NazTarin.Com
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید