$$$$ بوي ياس$$$$


نیمه های شب است و فکر و خیالت از سرم نمیرود ، خاطراتت ، لبخند هایت آن شیرین زبانی های بی مانندت در مقابل دیدگانم تکرار میشوند ..

گاهی با خود میگویم شاید دوباره او را ببینم ...

و باز یه ذهنم فریاد میزنم ... آرام باش دیدار او خیال است  و محال...

...فقط میدانم عطر تنت خواب را از چشمان من ربوده ...

مرهم زخم کهنه ی دلم دیدار توست ... و شاید فراموشی...

هیچ کدام میسر نیست ...و من مثل مار گزیده ها تا صبح این سو آنسو میشوم...

-- خلاصه دست نوشته های من به او ---


نویسنده: ssb ׀ تاریخ: دوشنبه 18 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

CopyRight| 2009 , 3792.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By:
NazTarin.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران