$$$$ بوي ياس$$$$


خانم ها و آقایون در شرایط مختلف چه می کنند؟
کل کل میان خانم ها و آقایان چه به شوخی و چه به جدی مهم ترین ژانر کل کل میان موجودات زنده است. بخصوص بین ما ایرانی هایی که از همان دوران ابتدایی گوش مان به اشعار فخیمه ای چون «دخترا شیرن مث شمشیرن، پسرا موشن مثل خرگوشن» و یا بالعکس عادت کرده و فحوای آن با گوشت و خونمان درآمیخته است.
 برترین ها به نقل از مجله یکشنبه : کل کل میان خانم ها و آقایان چه به شوخی و چه به جدی مهم ترین ژانر کل کل میان موجودات زنده است. بخصوص بین ما ایرانی هایی که از همان دوران ابتدایی گوش مان به اشعار فخیمه ای چون «دخترا شیرن مث شمشیرن، پسرا موشن مثل خرگوشن» و یا بالعکس عادت کرده و فحوای آن با گوشت و خونمان درآمیخته است.



ما در این بخش سعی کرده ایم مقداری از کل کل های اینچنینی را برایتان جمع بیاوریم. باور کنید واقعا هیچ قصدی برای طرفداری از جنسیت خاصی را هم نداریم، قصد توهین را هم همینطور هدف فقط کمی مزاح است اگرچه که برخی از این مزاح ها هم می تواند تلنگری جدی به رفتارهای ما در میان هر دو جنس باشد.

وقتی پسرا دور هم جمع میشن چی کار می کنن

*ایتالیا: درمورد مد عینک و لباس جدیدشون بحث می کنن!

*آلمان: درباره سیاست های دولت حرف می زنن!

*مکزیک: دونفر شون دوئل می کنن و یه نفرشون ناظر دوئل میشه و دو نفر دیگه هم گیتار می زنن!

امارات متحده عربی: 4 نفرشون دست می زنن و یه نفرشون می رقصه!

افغانستان: اگه پول نداشته باشن کار می کنن و اگه پول داشته باشن می خوابن!

کره جنوبی: باهم یه شرکت راه میندازن و یه کالای ژاپنی رو کپی می کنن!

چین: اینها که دیگه روی هرچی متقلیه کم کردن کافی یه چیزی یه جای دنیا ساخته شه 3 سوت نزده کپی می کنن

آذربایجان: یه بطری آب پرتقال می خرن و با هم می خورن!

مصر: میرن یه جا می شینن قلیون می کشن!

پاکستان: یه باند قاچاق تریاک تشکیل میدن!

روسیه: از همدیگه رشوه می گیرن!

ژاپن: هیچوقت 5 نفر دور هم جمع نمیشن! چون همیشه حداقل 3 نفرشون کار دارن!

هند: یا با همدیگه می رقصن و یا میرن سینما و رقص تماشا می کنن!

عراق: برای حمله به سربازهای آمریکایی نقشه می کشن!

کوبا: هر وقت 2 نفر یا بیشتر یه جا جمع بشن از کاسترو تعریف می کنن!

ایران: یا پشت سر بقیه غیب می کنن یا روزنامه راه میندازن یا به جلسه سخنرانی ترتیب میدن یا از حرف زدن و سوتی های همدیگه ایراد می گیرن یا یه نفرشون رو میذارن وسط و 4 نفرشون متلک بارونش می کنن یا الکی می خندن یا یه پیتزافروشی باز می کنن یا بدون هیچ صحبتی می ایستن و چشم و سرشون و رو می چرخونن و مردم رو نگاه می کنن یا یه شرکت کامپیوتر و اینترنت راه میندازن یا میرن یه چت روم توی یاهو مسنجر می سازن.



کلاس های آمادگی آقایان جهت رسیدن به سطح هوشی یک خانم!!!

هدف های آموزشی: کلاس های آمادگی دایم برای مردان تا عضوی از بدنشان به نام مغز را فعال کنند، عضوی که آنان منکر وجود آن هستند.

برنامه: 4 واحد اجباری

واحد 1: کلاس های اجباری

1. بیاموزیم چگونه بدون مادرمان زندگی کنیم. (2000 ساعت)

2. زن من مادر من نیست. (350 ساعت)

3. تمام درآمدم را به زنم می دهم. (550 ساعت)

4. می فهمم که فوتبال ورزش نیست و رونالدو یک ابله است. (500 ساعت)

5. زن من پرستار من نیست.

6. زن من کلفت من نیست.

واحد 2: زندگی مشترک

1. بچه دارشدن بدون احساس حسادت. (50 ساعت)

2. من دیگر به دوره های دوستانه زنم دوره احمق ها نمی گویم. (500 ساعت)

3. ترک اعتیاد به بازی کردن با کنترل از راه دور تلویزیون. (550 ساعت)

4. من پیشرفتک ردم و تکبر را کنار گذاشتم... (تمرین عملی همراه با نوار وی دیو 100 ساعت)

5. من دیگر دوش استخر را بدوش حمام اشتباه نمی گیرم.

6. چگونگی انتقال لباس های کثیف به سبدشان بدون پخش و پلاکردن آنها. (500 ساعت)

7. چگونگی بهبود یافتن از سرماخوردگی بدون از دست دادن امید به زندگی. (200 ساعت)

8. چگونگی به تنهایی لباس پوشیدن، به تنهایی لباس انتخاب کردن و دانستن محل کمد لباس ها.

واحد 3: تفریح و سرگرمی

1. اتوکشی در دو مرحله:

الف) یک پیراهن در کمتر از 2 ساعت

ب) تکرار با دیگر لباس ها (تمرین عملی)

2. تمیزکردن خانه... فعالیتی مطلوب و دلپذیر.

3. فراموش نکردن بیورن بردن زباله ها.

4. به خاطر سپردن معنای جاروبرقی: وسیله ای برای تمیزکردن خانه که گرد و خاک و آشغال ها را جمع می کند. (برای استفاده بهتر به بخش 1 واحد 4 توجه کنید.)

5. چگونگی استفاده از دستمال گردگیری.

6. جمع کردن خرابکاری ها بعد از انجام تعمیرات در خانه.

7. بیاموزیم معادل زنانه ی + نشستن جلوی تلویزیون؛، + ایستادن کنار اجاق گاز؛ نیست.

واحد 4: کلاس آشپزی

سطح 1 (مقدماتی): وسایل خانه:

ON: روشن کردن دستگاه

OF: خاموش کردن دستگاه

سطح 2 (پیشرفته): درست کردن اولین سوپ آماده بدون سوزاندن آن.

(تمرین عملی: قبل از اضافه کردن مواد، آب را بجوشانید.)

سطح 3 (تخصصی): درست کردن چای بدون فراموش کردن آب و چای، و دم کردن آن داخل قوری و نه کتری.

سطح 4 (عالی): تعارف کردن چای بدون این که نصف آن در نعلبکی بریزد.
نویسنده: ssb ׀ تاریخ: شنبه 01 بهمن 1390 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

تصاویری گویا از ماجرای درگیر شدن کروکودیل با ماده فیل و شجاعت و فداکاری یک بچه فیل که اخیرا جزء موضوعات دراماتیک و داغ ایمیل های روزانه کاربران اروپایی و خصوصا بریتانیا شده که بد نیست شما دوستان پرشین استار هم از این اتفاق نادر و البته قابل تامل بی خبر نباشید.
تصاویر ابتدایی این مطلب هر چند قدری ناخوشایند است ولی وقتی به تصویر آخر می رسید نظرتان عوض می شود ... تصاویری گویا از ماجرای درگیر شدن کروکودیل با ماده فیل و شجاعت و فداکاری یک بچه فیل که اخیرا جزء موضوعات دراماتیک و داغ ایمیل های روزانه کاربران اروپایی و خصوصا بریتانیا شده که بد نیست شما دوستان پرشین استار هم از این اتفاق نادر و البته قابل تامل بی خبر نباشید.

ماجرا از اونجا شروع میشه که یه ماده فیل بهمراه بچه اش لب رودخانه ای در یه پارک ملی حیات وحش در آفریقای جنوبی داشتند آب می خوردند که چشمتون روز بد نبینه ! یه مرتبه سر و کله ی یه کروکودیل زبون نفهم پیدا شدن همان و گرفتن و ول نکردن خرطوم فیل بینوا هم همانا ... خیلی دردناکه نه ؟!

عکاس این تصاویر در یادداشتش نوشته فیل بخت برگشته به حدی تقلا می کنه تا خودش رو از آرواره های سنگین کروکودیل نجان بده که میشد این جدال رو به جنگ با زامبی ها تشبیه کرد. خلاصه مامان فیله داشت مغلوب قدرت کروکودیل بیرحم می شد و کم مونده بود که نیروی نداشته اش تموم بشه که اتفاقی شگفت انگیز افتاد و اون چیزی نبود جز اینکه اون بچه فیل شجاع نقش خودش رو جوری ایفا کرد که هر طور شده مادرش از این دردسر نجات پیدا کنه و بدینصورت خودش رو روی تمساح انداخت و مادرش رو نجات داد. شاید اون فیل کوچولو باور داشت که عشــق به مــادر، انسان و حیوان نمی شناسه و باید هر طور شده براش فداکاری کرد ...














قربون هر چی بامرام و بامعرفته که حاضره واسه اثبات عشــق به مــادر، خطر کنه


منبع: پرشین استار
نویسنده: ssb ׀ تاریخ: شنبه 01 بهمن 1390 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

تنها بازمانده یک کشتی شکسته به جزیره کوچک خالی از سکنه افتاد. او با دلی لرزان دعا کرد که خدا نجاتش دهد و اگر چه روزها افق را به دنبال یاری رسانی از نظر می گذارند، اما کسی نمی آمد...
تنها بازمانده یک کشتی شکسته به جزیره کوچک خالی از سکنه افتاد. او با دلی لرزان دعا کرد که خدا نجاتش دهد و اگر چه روزها افق را به دنبال یاری رسانی از نظر می گذارند، اما کسی نمی آمد.

سرانجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته پاره ها کلبه ای بسازد تا خود را از عوامل زیان بار محافظت کند و داراییهای اندکش را در آن نگه دارد.

اما روزی که برای جستجوی غذا بیرون رفته بود، به هنگام برگشتن دید که کلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود. متاسفانه بدترین اتفاق ممکن افتاده و همه جیز از دست رفته بود.

از شدت خشم و اندوه درجا خشک اش زد فریاد زد: خدایا چطور راضی شدی با من چنین کاری کنی؟"

صبح روز بعد با صدای بوق کشتی ای که به ساحل نزدیک می شد از خواب پرید. کشتی ای آمده بود تا نجاتش دهد. مرد خسته، از نجات دهندگانش پرسید: شما از کجا فهمیدید که من اینجا هستم؟ آنها جواب دادند: ما متوجه علائمی که با دود می دادی شدیم.

وقتی که اوضاع خراب می شود، ناامید شدن آسان است. ولی ما نباید دلمان را ببازیم چون حتی در میان درد و رنج دست خدا در کار زندگی مان است.

پس به یاد داشته باش، در زندگی اگر کلبه ات سوخت و خاکستر شد، ممکن است دودهای برخاسته از آن علائمی باشد که عظمت و بزرگی خداوند را به کمک می خواند.


منبع: گروه اینترنتی وارنینگ
نویسنده: ssb ׀ تاریخ: شنبه 01 بهمن 1390 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

 

قانون یکم: به شما جسمی داده می‌شود. چه جسمتان را دوست داشته یا از آن متنفر باشید، باید بدانید که در طول زندگی در دنیای خاکی با شماست.
 

قانون دوم:
در مدرسه‌ای غیر رسمی و تمام وقت نام‌نویسی کرده‌اید که "زندگی" نام دارد. در این مدرسه هر روز فرصت یادگیری دروس را دارید. چه این درس‌ها را دوست داشته باشید چه از آن بدتان بیاید، پس بهتر است به عنوان بخشی از برنامه آموزشی برایشان طرح‌ریزی کنید.

قانون سوم:
اشتباه وجود ندارد، تنها درس است. رشد فرآیند آزمایش است، یک سلسله دادرسی، خطا و پیروزی‌های گهگاهی، آزمایش‌های ناکام نیز به همان اندازه آزمایش‌های موفق بخشی از فرآیند رشد هستند.
 

قانون چهارم:
درس آنقدر تکرار می‌شود تا آموخته شود. درس‌ها در اشکال مختلف آنقدر تکرار می‌شوند، تا آنها را بیاموزید. وقتی آموختید می‌توانید درس بعدی را شروع کنید، بنابراین بهتر است زودتر درس‌هایتان را بیاموزید.
 

قانون پنجم:
آموختن پایان ندارد. هیچ بخشی از زندگی نیست که در آن درسی نباشد. اگر زنده هستید درس‌هایتان را نیز باید بیاموزید.


قانون ششم:
قضاوت نکنید، غیبت نکنید، ادعا نکنید،سرزنش نکنید،تحقیرو مسخره نکنید، وگرنه سرتون میاد. خداوند شما را در همان شرایط قرار می‌دهد تا ببیند شما چکار می‌کنید.
 

قانون هفتم:
دیگران فقط آینه شما هستند. نمی‌توانید از چیزی در دیگران خوشتان بیاید یا بدتان بیاید، مگر آنکه منعکس کننده چیزی باشد که درباره خودتان می‌پسندید یا از آن بدتان می‌آید.

قانون هشتم:
انتخاب چگونه زندگی کردن با شماست. همه ابزار و منابع مورد نیاز را در اختیار دارید، این که با آنها چه می‌کنید، بستگی به خودتان دارد.

قانون نهم:
جواب‌هایتان در وجود خودتان است. تنها کاری که باید بکنید این است که نگاه کنید، گوش بدهید و اعتماد کنید.
 

قانون دهم :
خیرخواه همه باشید تا به شما نیز خیر برسد.

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: شنبه 01 بهمن 1390 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

 

 

شما یادتون نمیاد، تو دبستان زنگ تفریح که تموم می شد مامورای آبخوری دیگه نمی ذاشتن… آب بخوریم

 

 

 

شما یادتون نمیاد، قبل از شروع برنامه یه مجری میومد اولش شعر می خوند بعد هم برنامه ها رو پشت سر هم اعلام می کرد…آخرشم می گفت شما رو به دیدن برنامه ی فلان دعوت می کنم..

 

شما یادتون نمیاد، تو نیمکت ها باید سه نفری می نشستیم بعد موقع امتحان نفر وسطی باید میرفت زیر میز.

 

شما یادتون نمیاد، سرمونو می گرفتیم جلوی پنکه می گفتیم: آ آ آ آ آ آآآآآ

 

شما یادتون نمیاد، ولی نوک مداد قرمزای سوسمار نشانُ که زبون میزدی خوش رنگ تر میشد.

 

شما یادتون نمیاد، تو فیلم سازدهنی مرده با دوچرخه توکوچه ها دور میزدو میخوند:دِریااااااا موجه کا کا.. دِریا موجه.

 

شما یادتون نمیاد، کاغذ باطله و نون خشکه میدادیم به نمکی ، نمک بهمون میداد بعدش هم نمک ید دار اومد که پیشرفت کرده بود نمک ید دار میداد، تابستونها هم دمپایی پاره میگرفت جوجه های رنگی میداد.

 

شما یادتون نمیاد، خانواده آقای هاشمی رو که میخواستن از نیشابور برن کازرون، تو کتاب تعلیمات اجتماعی ! شما یادتون نمیاد موقع امتحان باید بین خودمون و نفر بغلی کیف میذاشتیم رو میز که تقلب نکنیم.

 

شما یادتون نمیاد، سریال آیینه ، دو قسمتی بود اول زن و شوهر ها بد بودند و خیلی دعوا میکردند بعد قسمت دوم : زندگی شیرین می شود بود و همه قربون صدقه هم می رفتند. یه قسمتی بود که زن و شوهر ازدواج کرده بودند همه براشون ساعت دیواری اورده بودند. بعد قسمت زندگی شیرین میشود جواد خدایاری و مهین شهابی برای زوج جوان چایی و قند و شکر بردند همه از حسن سلیقه این دو نفر انگشت به دهان موندند و ما باید نتیجه میگرفتیم که چایی بهترین هدیه عروسی می تونه باشه.

 

شما یادتون نمیاد؛ جمعه شبا سریال جنگجویان کوهستان رو، فرداش همه تو مدرسه جوگیر بودیم.

 

شما یادتون نمیاد، پیک نوروزی که شب عید میدادن دستمون حالمونو تا روز آخر عید میگرفتن !

 

شما یادتون نمیاد، اون قایق ها رو که توش نفت میریختیم و با یه تیکه پنبه براش فتیله درست میکردیم و بعد روشنش میکردیم و میگذاشتیمش تو حوض. بعدش هم پت پت صدا میکرد و حرکت میکرد و ما هم کلی خر کیف میشدیم..!!!

 

شما یادتون نمیاد، شیشه های همه خونه ها چسب ضربدری داشت.

 

شما یادتون نمیاد، زنگ آخر که می شد کیف و کوله رو مینداختیم رو دوشمون و منتظر بودیم زنگ بخوره تا اولین نفری باشیم که از کلاس میدوه بیرون .

 

شما یادتون نمیاد، یک مدت از این مداد تراش رو میزی ها مد شده بود هرکی از اونا داشت خیلی با کلاس بود.

 

شما یادتون نمیاد، دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده سواد داری؟

 

شما یادتون نمیاد، ماه رمضون که میشد اگه کسی می گفت من روزه ام بهش میگفتیم: زبونتو در بیار ببینم راست میگی یا نه !

 

شما یادتون نمیاد، که کانال های تلویزیون دو تا بیشتر نبود، کانال یک و کانال دو !

 

شما یادتون نمیاد، پاک کن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی بعد با طرف آبیش می خواستیم که خودکارو پاک کنیم، همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره می کرد یا سیاه و کثیف می شد !

 

شما یادتون نمیاد، سر صف پاهامونو ۱۸۰ درجه باز می کردیم تا واسه رفیق فابریکمون جا بگیریم !

 

شما یادتون نمیاد، آن مان نماران، تو تو اسکاچی، آنی مانی کَ. لا. چی !

 

شما یادتون نمیاد، گوشه پایین ورقه های دفتر مشقمون، نقاشی می کشیدیم. بعد تند برگ میزدیم میشد انیمیشن

 

شما یادتون نمیاد، آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم درستون کجاست اونا یه درس از ما عقب تر باشن !

 

شما یادتون نمیاد، یه زمانی به دوستمون که میرسیدیم دستمون رو دراز میکردیم که مثلا میخوایم دست بدیم، بعد اون واقعا دستش رو دراز میکرد که دست بده بعد ما یهو بصورت ضربتی دستمون رو پس میکشیدیم و میگفتیم: یه بچه ی این قدی ندیدی؟؟ (قد بچه رو با دست نشون میدادیم) و بعد کرکر میخندیدیم که کنفش کردیم !

 

شما یادتون نمیاد، با آب و مایع ظرفشویی کف درست میکردیم، تو لوله خالی خودکار بیک فوت میکردیم تا حباب درست بشه !

 

شما یادتون نمیاد، انگشتر فیروزه، خدا کنه بسوزه !

 

شما یادتون نمیاد، اون موقعها یکی میومد خونه مون و ما خونه نبودیم رو در مینوشتن: آمدیم نبودید!!

 

شما یادتون نمیاد، دبستان که بودیم، هر چی میپرسیدن و میموندیم توش، میگفتیم ما تا سر اینجا خوندیم !

 

شما یادتون نمیاد، گل گل گل اومد کدوم گل؟ همون که رنگارنگاره برای شاپرکها یه خونه قشنگه. کدوم کدوم شاپرک؟؟ همون که روی بالش خالهای سرخ و زرده، با بالهای قشنگش میره و برمیگرده، میره و برمیگرده.. شاپرک خسته میشه… بالهاشو زود میبنده… روی گلها میشینه… شعر میخونه، میخنده !

 

شما یادتون نمیاد، اون مسلسل های پلاستیکی سیاه رو که وقتی ماشه اش رو میکشیدی ترررررررررررررترررررررررر ررر صدا میداد !

 

شما یادتون نمیاد، بچه که بودیم می خواستیم بریم حموم باید یک ساعت قبل بخاری تو حموم روشن میکردیم.

 

شما یادتون نمیاد، آسیاب بشین میشینم، آسیاب پاشو پامیشم، آسیاب بچرخ میچرخم، آسیاب پاشو،پا نمیشم؛ جوون ننه جون، پا نمیشم؛… جوونه قفل چمدون،پامیشم..آسیاب تند ترش کن، تندتر تندترش کن!

 

شما یادتون نمیاد، اونجا که الان برج میلاد ساختن، جمعه ها موتورهای کراس میومدن تمرین و نمایش. عشقمون این بود که بریم اونا رو ببینیم. راستی چی شدن اینا

 

شما یادتون نمیاد، چرخ فلکی که چرخو فلکش رو میاورد ۴ تا جا بیشتر نداشت و با دست میچرخوندش.

 

شما یادتون نمیاد، …تا پلیس میدیدم صدای ضبط ماشین رو کم میکردیم!

 

شما یادتون نمیاد، که چه حالی ازت گرفته می شد وقتی تعطیلات عید داشت تموم می شد و یادت می آمد پیک نوروزیت را با اون همه تکالیفی که معلمت بهت داده رو هنوز انجام ندادی واقعا که هنوزم وقتی یادم می یاد گریم می گیره.

 

شما یادتون نمیاد، انگشتامونو تو هم کلید میکردیم یکیشونو قایم میکردیم اینو میخوندیم: بر پاااا….بر جاااا…. کی غایبه؟ مرجاااان…دروغ نگو من اینجااام…

 

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: شنبه 01 بهمن 1390 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)


 
 
 
در صورت اجرای تصمیم دولت قیمت بنزین باید به بیشتر از 1000 تومان افزایش یابد که به هیچ وجه منطقی نیست.
 
 
 
عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه دولت موظف به اجرای استفساریه اخیر مجلس در مورد اجرای فاز دوم قانون هدفمندی یارانه ها است، تصمیم دولت را در این زمینه غیر قانونی خواند و گفت که در صورت اجرای تصمیم دولت قیمت بنزین باید به بیشتر از 1000 تومان افزایش یابد که به هیچ وجه منطقی نیست.

جعفر قادری اظهار داشت: اجازه دولت برای هدفمندی یارانه ها در حد قانون بودجه است و استفساریه اخیر مجلس هم کاملا تکلیف دولت را در اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه ها مشخص کرده است.

نماینده مردم شیراز در مجلس شورای اسلامی افزود: دولت حداکثر قیمت حامل های انرژی و کالاهای یارانه ای را در طول سال 90 می تواند معادل 20 درصد افزایش دهد.

وی با اشاره به اظهارات رئیس مجلس شورای اسلامی پس از تصویب استفساریه قانون بودجه مبنی بر اینکه مجلس با این مصوبه جلوی افزایش 200 تا 300 درصدی قیمت ها را گرفته است، گفت: دولت می خواست 20 درصد از در آمد حاصل از اجرای قانون هدفمندی یارانه ها را افزایش دهد به عنوان مثال دولت 35000 میلیارد تومان امسال به عنوان یارانه هدفمند کرد، اگر 20 درصد این مبلغ که حدود 8000 میلیارد تومان است را نیز امسال اضافه کند، قیمت بنزین باید بیشتر از 1000 تومان افزایش یابد که به هیچ وجه منطقی نیست.

وی افزود: دولت قیمت آن دسته از حامل های انرژی را که امسال افزایش نداده است، می تواند تا پایان سال 20 درصد نسبت به سال 89 افزایش دهد اما افزایش ارزش حامل های انرژی که قیمت آنها را افزایش داده ممنوع است.

نمایندگان مجلس شورای اسلامی هفته گذشته طرح استفساریه‌ای را به تصویب رساندند که به گفته علی لاریجانی رئیس مجلس مانع از افزایش 200 تا 300 درصدی قیمت حامل های انرژی در ماه های پایانی سال 90 شد.

بر اساس این استفساریه دولت نمی تواند تمام یا سهم افزایش قیمت حامل های انرژی ماه های گذشته را در ماه های باقیمانده سال تجمیع نماید و قیمت فروش واحد هر کدام از حامل های انرژی را می تواند حداکثر 20 درصد نسبت به قیمت سال 1389 در همان مورد افزایش دهد.


منبع: مهر
نویسنده: ssb ׀ تاریخ: شنبه 01 بهمن 1390 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون


SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون


SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون


SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون



SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون


SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: شنبه 01 بهمن 1390 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

مفاد نامه ای که نوشته نشد!

 

حضرت محمد

 

بُخاری که معتبرترین کتاب اهل سنت به نام اوست در کتاب حدیثی خود، احادیثی را از ابن عباس نقل می کند که در آنها یکی از غم انگیزترین صحنه های تاریخ اسلام بازگو شده است؛ ماجرایی که متاسفانه برخی از صحابه آن را به وجود آوردند و با خلق آن، قلب رسول خدا صلی الله علیه وآله را در آخرین روزها و یا ساعات عمر شریفش به درد آوردند.

 

 

«لَمَّا اشْتَدَّ بِالنَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَجَعُهُ قَالَ ائْتُونِی بِكِتَابٍ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لَا تَضِلُّوا بَعْدَهُ»؛ زمانی که بیماری رسول خدا صلی الله علیه وآله شدت گرفت؛ فرمود: برگه ای برای من بیاورید تا برای شما چیزی بنویسم که بعد از آن گمراه نشوید.

«قَالَ عُمَرُ إِنَّ النَّبِیَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ غَلَبَهُ الْوَجَعُ وَعِنْدَنَا كِتَابُ اللَّهِ حَسْبُنَا»؛ بلا فاصله عُمَر گفت: بی تردید درد و بیماری بر پیامبر چیره شده و کتاب خدا نزد ما هست و همان ما را کفایت می کند.

با توجه به قبل و متن این سخن؛ منظور عُمَر این می شود: با وجود کتاب خدا در دست ما دیگر نیازی نیست رسول خدا چیزی بنویسد و ما را از گمراهی حفظ کند، خصوصا که او الآن در فشار درد و مریضی است و (معاذالله) اعتباری به سخنان او نیست.

پس از این سخنی که عُمَر در کنار رسول خدا صلی الله علیه وآله و با اشاره به ایشان بر زبان راند، بین حاضران اختلاف افتاد؛ برخی با او همنوا شدند و با آوردن برگ نوشته و قلم مخالفت کردند و برخی هم برای اطاعت از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) با نظر عُمَر مخالفت کردند و خلاصه در بین جمع حاضر اختلاف بالا گرفت و سر و صدا زیاد شد.

«فَاخْتَلَفُوا وَ كَثُرَ اللَّغَطُ»

چون وضعیت بدین شکل اسفناک تبدیل شد، رسول خدا [با ناراحتی] فرمود: «قُومُوا عَنِّی وَ لَا یَنْبَغِی عِنْدِی التَّنَازُعُ»؛ بلند شوید و بروید و پیش من بگو مگو نکنید.(1)

کسانی که معتقدند محتوای آن نامه هیچگاه به مردم ابلاغ نشد؛ بدانند که نقص بزرگی را خواسته یا ناخواسته متوجه رسول خدا صلی الله علیه وآله می کنند؛ زیرا معنای چنین اعتقاد باطلی این است که مردم، نیازمند برنامه مهمی برای هدایت بودند ولی پیامبر صلی الله علیه وآله هیچگاه به آنها ابلاغ نکرد. پر واضح است که چنین سخنی از ساحت رسالت به دور است

ابن سعد (متوفی 230) بدون اشاره به نام کسی که در برابر امر رسول خدا صلی الله علیه وآله مخالفت کرد؛ جریان را اینگونه از ابن عباس نقل می کند:

پیامبر روز پنجشنبه سخت دردمند شد. سعید که راوی این روایت از ابن عباس است می گوید: [بعد از این جمله] ابن عبّاس به گریه افتاد و گفت: روز پنجشنبه و چه روز پنجشنبه‏ یى! درد پیامبر و بیماریش سخت شد و فرمود: دوات و قلم و ورقى بیاورید تا از براى شما نامه ‏یى نوشته شود كه پس از آن هرگز گمراه نشوید. سخن رسول خدا که تمام شد؛

«فقال بعض من كان عنده إن نبی الله لیهجر!»

یكى از كسانى كه آن جا بود گفت: پیامبر هذیان مى‏گوید.

«فقیل له: أ لانأتیك بما طلبت؟ قال: أ و بعد ما ذا؟ »

سپس كسى به حضرت عرض کرد: آنچه مى‏خواستید بیاوریم؟ فرمود: حالا و پس از این حرف؟

ابن عباس سخن خود را اینگونه به پایان می برد: «فلم یدع به» و دیگر ورق و قلم نخواست.(2)

طبری (متوفی 310) نیز همین احادیث را با تفاوت های جزئی به نقل از سعید بن جبیر از ابن عباس نقل كرده است.(3)

همین حدیث را شیخ مفید در ارشاد(4) ، طبرسی در اعلام الوری(5) و بسیاری دیگر از بزرگان و علما در كتاب های خویش با اختلافات جزئی در مطالب ذكر كرده اند.

اما چند نکته درباره این ماجرای تأسف برانگیز:

حضرت محمد

 

نکته اول

 پیامبر خدا صلی الله علیه وآله قصد نوشتن چه مطلب مهمی را داشت؟

پاسخ این سوال مهم را می توان با دقت در سخن رسول خدا صلی الله علیه وآله و قرار دادن آن در کنار دیگر سخنان آن حضرت به خوبی به دست آورد.

در کلام رسول خدا صلی الله علیه وآله این عبارت به چشم می خورد « لَا تَضِلُّوا بَعْدَهُ » یعنی بعد از آن گمراه نشوید. معلوم می شود که اگر حضرت این توصیه را نکند و آن نامه را ننویسد بعد از او مردم، دچار گمراهی خواهند شد. با قرار دادن این عبارت در کنار عبارت « لَنْ تَضِلُّوا أَبَداً » در حدیث ثقلین که با عبارتهای نزدیک به هم بارها از رسول خدا شنیده شد(6) به خوبی این نتیجه به دست می آید که حضرت برای تاکید بیشتر به خصوص در مقابل آن عده که دور بسترش جمع شده بودند قصد مکتوب کردن آن حدیث را داشت.

و اما کسانی که معتقدند محتوای آن نامه هیچگاه به مردم ابلاغ نشد؛ بدانند که نقص بزرگی را خواسته یا ناخواسته متوجه رسول خدا صلی الله علیه وآله می کنند؛ زیرا معنای چنین اعتقاد باطلی این است که مردم، نیازمند برنامه مهمی برای هدایت بودند ولی پیامبر صلی الله علیه وآله هیچگاه به آنها ابلاغ نکرد. پر واضح است که چنین سخنی از ساحت رسالت به دور است.

جمله ای که عُمَر در جلسه بر زبان راند و بر ذهن حاضرین القاء کرد؛ فضا را برای پذیرش آن نامه خراب کرد؛ این را می توان از سخن رسول خدا صلی الله علیه وآله فهمید، زمانی که به آن شخصی که قصد آوردن برگه و قلم را داشت فرمود: حالا؟! بعد از این حرف؟!

نکته دوم

چرا حضرت آن نامه را در فرصت دیگر ننوشتند؟

سوال این است که چرا رسول خدا صلی الله علیه وآله بعد از بیرون کردن آن عده دوباره برگه و قلم طلب نکردند و آنچه را می خواستند بنویسند؛ ننوشتند؟

پاسخ به این سوال را در چند بند بیان می کنیم:

1. طبق آنچه گذشت، رسول خدا صلی الله علیه وآله قصد بیان مطلب جدیدی را نداشتند و فقط می خواستند در آخرین ساعات عمر شریفشان مفاد حدیث ثقلین را تاکید بیشتری کنند.

2. با حوادثی که بعد از رحلت آن حضرت رخ داد به نظر می رسد مخاطب ویژه حضرت همان افراد و کسانی بودند که در آن مجلس حضور داشتند بنابراین بعد از امتناع آنها از پذیرش و نیز پراکنده شدن آنها دیگر دلیلی برای نوشتن وجود نداشت.

3. جمله ای که عُمَر در جلسه بر زبان راند و بر ذهن حاضرین القاء کرد؛ فضا را برای پذیرش آن نامه خراب کرد؛ این را می توان از سخن رسول خدا صلی الله علیه وآله فهمید، زمانی که به آن شخصی که قصد آوردن برگه و قلم را داشت فرمود: حالا؟! بعد از این حرف؟!

نکته سوم

مگر می شود کسی که فرستاده خداست – معاذالله-  هذیان بگوید؟

به راستی مگر می شود پیامبری که در مقام هدایت؛ جز به تعلیم وحی سخن نمی گوید «مَا یَنطِقُ عَنِ الهَْوَى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْىٌ یُوحَى» (نجم/3 و 4)؛ در مقام هدایت و نوشتن نامه ای برای جلوگیری از انحراف امت؛ - معاذالله- هذیان بگوید؟! این نمی شود جز آنکه گوینده آن سخن، «وحی» را هذیان بداند!!

پی نوشت ها:

1. بخاری ج1 ص194 . حدیث دیگر: عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ - رضى الله عنهما - قَالَ لَمَّا حُضِرَ رَسُولُ اللَّهِ - صلى الله علیه و سلم – و َفِى الْبَیْتِ رِجَالٌ فیهم عمر بن الخطاب، قَالَ النَّبِىُّ - صلى الله علیه و سلم - « هَلُمَّ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لاَ تَضِلُّوا بَعْدَهُ » . فَقَالَ عمر إِنَّ النبی - صلى الله علیه و سلم - قَدْ غَلَبَ علیهُ الْوَجَعُ وَ عِنْدَكُمُ الْقُرْآنُ ، حَسْبُنَا كِتَابُ اللَّهِ . فَاخْتَلَفَ أَهْلُ الْبَیْتِ فَاخْتَصَمُوا ، مِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ قَرِّبُوا یَكْتُبُ لَكُمْ النبی صلی الله علیه و سلم كِتَابًا لاَ تَضِلُّوا بَعْدَهُ . وَ مِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ ما قال عمر، فَلَمَّا أَكْثَرُوا اللَّغْوَ وَ الاِخْتِلاَفَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ - صلى الله علیه وسلم- «قُومُوا». قال عبید الله فكان ابن عباس یقول إن الرزیة كل الرزیة ما حال بین رسول الله صلى الله علیه و سلم و بین أن یكتب لهم ذلك الكتاب من اختلافهم و لغطهم بخاری (مصحح: البغا) ج5 ص2146 (نرم افزار الشاملة)

2. الطبقات‏الكبرى، ج‏2، ص187

3. تاریخ الطبری، بیروت، موسسه الاعلمی، ج2، ص437

4. الارشاد، ج1، ص184

5. اعلام الوری، ص136

6. حضرت رسول در آن اجتماع بزرگ غدیر به مسلمانان فرمود: إِنِّی مُخَلِّفٌ فِیكُمْ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا أَبَداً كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی فَإِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْض‏ الارشاد، شیخ مفید(ره)، ج‏1، ص 176

 

 ماجرا از این قرار است:
نویسنده: ssb ׀ تاریخ: شنبه 01 بهمن 1390 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

خنده‌دارترین قوانین جهان(ورژن جدید)

بازگشایی مدارس و زیاده‌روی در بازی‌های رایانه‌ای

 

 


 

گاهی در سطح جهان با قوانینی برخورد می‌کنیم که بسیار عجیب و در عین حال خنده‌دار هستند. در این مطلب با بعضی از این قوانین عجیب و خنده‌دار آشنا می‌شوید.

 


 

 

ممنوعیت مردن در پارلمان

کشور انگلستان در میان سایر ملل اروپایی به داشتن بیشترین قوانین احمقانه معروف است. اما شاید در میان این قوانین و مقررات احمقانه، این یکی از بقیه معروف‌تر است که مردن در پارلمان انگلستان ممنوع!

این بدین معناست که اگر شما در پارلمان این کشور حالتان بد شود، ابتدا شما را به بیرون پارلمان منتقل کرده و سپس به شما کمک‌های اولیه را می‌رسانند. سالهاست که بسیاری از نمایندگان پارلمان انگلستان در تلاش هستند تا این قانون را عوض کنند.

 

قانون تک‌فرزندی در چین

این قانون شاید یکی از شناخته‌شده‌ترین قوانین عجیب در دنیا باشد. در کشور چین و از سال 1987 به این سو، قانونی به تصویب رسید که زوج‌های جوانی که می‌خواهند بیش از یک فرزند داشته باشند، بایستی مالیات سنگینی بپردازند.

این قانون به منظور کنترل جمعیت رو به افزایش کشور چین به تصویب رسید و مسئولان این کشور منظور خود از تصویب این قانون را مقابله با افزایش جمعیت در این کشور اعلام کرده‌اند؛ اما مخالفان این قانون اعلام می‌کنند که این قانون باعث شده است که آمار سقط جنین در چین بالا برود. خانواده‌هایی که فرزند پسر می‌خواهند، در صورتی که متوجه شوند فرزند آنها دختر است، جنین را سقط می‌کنند و بالعکس.

 

ممنوعیت بازی‌های رایانه‌ای در یونان

این قانون اولین بار در سپتامبر سال 2002 در کشور یونان به اجرا درآمد. قانون‌گذاران یونانی در توجیه این قانون اعلام کردند که این قانون فقط مخصوص گیم‌نت‌ها بوده و هدف آن مقابله با قمار و شرط‌بندی است.

اما در دسامبر سال 2003 میلادی این قانون به صورت کلی در کل یونان اعمال شد و دولت اعلام کرد که نمی‌تواند بین بازی‌های مضر که می‌توان با آنها قمار کرد و بازی‌های بی‌ضرر تفکیک کند. در سایر کشورها مثل آمریکا نیز کمپین‌هایی برای ممنوعیت بعضی از بازی‌های رایانه‌ای که خشونت در آنها شدید است، به راه افتاده است.

 

هیچ خوکی را نمی‌توان ناپلئون نام نهاد

ناپلئون بناپارت امپراتور مشهور فرانسوی است که نزدیک به کل اروپا را فتح کرد، اما شانس با وی یار نبود و در نهایت در تبعید جان سپرد. وی همچنان هم در کشور فرانسه برای بسیاری از مردم به عنوان سمبل و نمادی از روزهای اوج اقتدار و عظمت امپراتوری این کشور شناخته می‌شود. در سال‌های گذشته و به منظور احترام به او، قانونی تصویب شد که بر اساس آن هیچ خوکی را نمی‌توان ناپلئون صدا زد. البته بسیاری در فرانسه امروزه این قانون را یک جوک تلقی کرده و بسیاری نیز از وجود آن بی‌اطلاع هستند.

 

بالش، یک سلاح غیر‌فعال

در کشور آلمان قانونی وجود دارد که بر اساس آن اگر شما با بالش به کسی حمله کنید به مانند این است که با چاقو به این شخص حمله كرده‌اید. در هر حال در کشور آلمان بالش به عنوان یک سلاح غیر‌فعال رده‌بندی شده است.

 

حیوانات جفت، نمی‌توانند در انظار ظاهر شوند

بر اساس این قانون عجیب و به نوعی احمقانه، حیوانات جفت نمی‌توانند با هم در شعاع کمتر از 450 متری از مدارس، کلیساها و یا رستوران‌ها ظاهر شوند. واقعا باید پرسید افرادی که این قانون را به تصویب رساندند، چگونه فکر می‌کنند و چه‌طور می‌خواهند این قانون را اعمال کنند.

 

روزهای مشخص برای ماشین‌ها در فیلیپین

در کشور فلیپین قوانین خاصی وجود دارد که بر اساس آن خودروهایی که شماره پلاک آنها به دو عدد 1 و2 ختم می‌شود، دوشنبه‌ها، 3و 4 در سه‌شنبه، 5 و 6 در چهارشنبه، 7 و 8 در پنج‌شنبه و 9 و 0 نیز در روز جمعه اجازه تردد ندارند. واقعا مشخص نیست که پلیس فلیپین چگونه می‌تواند در این مورد به اعمال قانون بپردازد.

 

اجباری بودن واژه "استالین"

بسیاری از مردم دنیا، استالین را به عنوان یکی از بی‌رحم‌ترین دیکتاتورهای قرن بیستم می‌شناسند. وی روسیه را به یک انقلاب صنعتی وادار کرده و چهره این کشور را به کلی دگرگون ساخت. اما در این میان، مسئول کشتار میلیون‌ها انسان بی‌گناه نیز بود.

با این وجود، در بخش‌هایی از این کشور، هنوز وی به عنوان رهبری بزرگ شناخته می‌شود. در بخش‌هایی از روسیه هنوز قانونی وجود دارد که در میان اسم پسران، حتما بایستی واژه استالین به کار رود.

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: شنبه 01 بهمن 1390 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

 
 
 
تصاویری دیدنی از فستیوال مجسمه های شنی در ژاپن
 
 
 

 
منبع: پرشین اســـــتار
نویسنده: ssb ׀ تاریخ: شنبه 01 بهمن 1390 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

صفحه قبل1...157158159160161...163صفحه بعد

CopyRight| 2009 , 3792.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By:
NazTarin.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران