$$$$ بوي ياس$$$$


دیدنی های امروز

تظاهرات معترضان مصری در مقابل سفارت آمریکا در قاهره در اعتراض به دخالت واشنگتن در امور داخلی مصر

معترضان مصری
حمله هوایی اسراییل به خودروی یکی از رهبران فلسطینی در غزه

غزه
دعا برای جان باختگان فاجعه فوکوشیما در معبدی در توکیو

توکیو
اجرای آتش بازی در مهد کودکی در سیچوان چین

آتش بازی
نمایش مجسمه مومی آن فرانک یکی از مشهورترین قربانیان اردوگاه آشویتس در برلین

مجسمه مومی
پلیس شیلی در حال مقابله با تظاهرات فعالان زن در روز جهانی زن در سانتیاگو شیلی

پلیس شیلی
تظاهرات معترضان فسطینی در روستای نبی صالح در کرانه غربی علیه اسراییل

معترضان فسطینی
ماهیگری از دریاچه ای یخ زده در مسکو

ماهیگری
لباس های سنتی برخی از اعضای کنگره خلق چین

کنگره خلق چین
یک تاجر هندی مشغول بررسی کانتینرهای صادراتی پنبه

تاجر هندی
برگزاری نمایشگاه از 250 هزار عکس از فاجعه سونامی فوکوشیما در نخستین سالگرد این فاجعه

سالگرد سونامی فوکوشیما
دراز کشیدن یک نوجوان کنیایی مریض روی نیمکت بیمارستانی در نایروبی

نوجوان کنیایی
فستیوال سواری گرفتن از اسب وحشی در اروگوئه

اسب وحشی
مسابقات بین المللی تیراندازی در آلمان

مسابقات تیراندازی
بادبادک بازی کودک سریلانکایی

بادبادک بازی
بدون شرح!

بدون شرح

بدون شرح
نویسنده: ssb ׀ تاریخ: یکشنبه 21 اسفند 1390 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

سفری به دنيای يخی زير آب

يك عكاس آماتور روس موفق به ثبت تصاويري بسيار ديدني از دنيايي يخي در زير يك رودخانه يخ‌زده در منطقه «لنينگرادسكايا»ي روسيه شد.

به گزارش سه نسل به نقل از ايسنا، رودخانه «تيانوكسا» در شرق روسيه قرار دارد و هر ساله در فصل زمستان به دليل برودت شديد هوا يخ مي‌زند.

رودخانه منجمد تيانوكسا در شرق روسيه

يك عكاس آماتور بطور اتفاقي دنياي يخي در زير رودخانه منجمد را كشف كرد. وي با ايجاد حفره‌هاي مختلف در سطح لايه هاي يخ و قرار دادن دوربين موفق شد اين تصاوير ديدني را شكار كند.


در نگاه اول، اين تصاوير بيشتر به سيارات بيگانه يا اعماق اقيانوس شباهت دارند؛ اما در حقيقت دنيايي يخي در زير يك رودخانه منجمد هستند.


ستون‌هاي ظريف و شفاف يخي در كنار اشكال ديدني كريستالي

دنيايي رنگارنگ از ستون‌هاي يخ و اشكال ديدني كريستالي در عمق 60 سانتي لايه‌هاي يخي قرار دارد و يك لايه آب نيز بر روي سطح يخي رودخانه در جريان است.

می توانید سن این خانم را حدس بزنید؟

.
.
.
.
.
.
.
این خانم به ظاهر جوان سیسیلینا و یکی از پر طرفدار ترین بازیگران تلویزیون ایتالیا است. باور این موضوع شاید کمی سخت باشد اما سن این زن یعنی آنا ایلونا شتالر 64 سال می باشد.
او که با نام سی سیبلینا شناخته میشود متولد مجارستان است و به عنوان یک بازیگر و خواننده مطرح در تلویزیون ایتالیا فعالیت می کند. وی که خود را با نمایش اندامش در کلیپ های خود معروف کرد همواره مورد انتقاد دیگر خواننده ها است.

مقایسه دختر و پسر ها در استفاده از عابر بانک!


 

آقا پسر ها :
1-با ماشین میرن به بانک، پارک میکنن، میرن دم دستگاه عابر بانک.

2-کارت رو داخل دستگاه میذارن.

3-کد رمز رو میزنن، مبلغ درخواستی رو وارد میکنن.

4-پول و کارت رو میگیرن و میرن.

دختر خانم ها :

1-با ماشین میرن دم بانک.

2-به خودشون عطر میزنن.

3-احتمالاً موهاشون رو هم چک میکنن.

4-در پارک کردن ماشین مشکل پیدا میکنن.

5-در پارک کردن ماشین خیلی مشکل پیدا میکنن.

6-بلاخره ماشین رو پارک میکنن.

7-توی کیفشون دنبال کارتشون میگردن.

8-کارت رو داخل دستگاه میذارن، کارت توسط ماشین پذیرفته نمیشه.

9-کارت تلفن رو میندازن توی کیفشون.

10-دنبال کارت عابربانکشون میگردن.

11-کارت رو وارد دستگاه میکنن.

12-توی کیفشون دنبال تیکه کاغذی که کد رمز رو روش یاداشت کردن میگردن.

13-کد رمز رو وارد میکنن.

14-۲دقیقه قسمت راهنمای دستگاه رو میخونن.

15-کنسل میکنن.

16-دوباره کد رمز رو میزنن.

17-کنسل میکنن.

18-مبلغ درخواستی رو میزنن.

19-دستگاه ارور (خطا) میده.

20-مبلغ بیشتری رو درخواست میکنن.

21-دستگاه ارور (خطا) میده.

22-بیشترین مبلغ ممکن در خواست میکنن.

23-پول رو میگیرن.

24-برمیگردن به ماشین.

25-آرایششون رو توی آینه عقب چک میکنن.

26-توی کیفشون دنبال سویچ ماشین میگردن.

27-استارت میزنن.

28-پنجاه متر میرن جلو.

29-ماشین رو نگه میدارن.

30-دوباره برمیگردن جلوی بانک.

31-از ماشین پیاده میشن.

32-کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر میدارن. (حواس نمی‌ذاره برای آدم)

33-سوار ماشین میشن.

34-کارت رو پرت میکنن روی صندلی کنار راننده.

35-احتمالاً یه نگاهی هم به موهاشون میندازن.

36-میندازن توی خیابون اشتباه.

37-برمیگردن.

38-میندازن توی خیابون درست.

39-پنج کیلومتر میرن جلو.

40-ترمز دستی رو آزاد میکنن. (میگم چرا اینقدر یواش میره)
 

کوتاهترین مرد جهان چگونه زندگی می کند!

540کیلومتر دورتر از کاتماندو، پایتخت نپال روستایی دور افتاده وجود دارد که کسی نمی‌تواند تصور کند محل زندگی مردی است که در روزهای گذشته دیگر تقریباً همه مردم جهان او را به خاطر رکوردشکنی‌اش شناخته‌اند.


۵۴۰ کیلومتر دورتر از کاتماندو، پایتخت نپال روستایی دور افتاده وجود دارد
که کسی نمی‌تواند تصور کند محل زندگی مردی است که در روزهای گذشته دیگر
تقریباً همه مردم جهان او را به خاطر رکوردشکنی‌اش شناخته‌اند.


چاندارا باهادور دانگی،۷۲ ساله به تازگی به عنوان کوتاه قدترین
مرد جهان معرفی شد و صدها خبرگزاری و روزنامه عکس‌هایش را منتشر کردند. این
کشاورز نپالی با قد 54.6 سانتی‌متر، کوتاه قدترین مردی است که نامش تاکنون
در کتاب رکوردهای گینس ثبت شده و همه رقبایش را پشت سر گذاشته است.


قد
او از جونری بالاوینگ که پیش از او این رکورد را اختیار داشته، ۵سانتی‌متر
کوتاه‌تر است. چاندارا باهادور دانگی که با زندگی در روستایی دورافتاده،
زندگی سختی داشته حالا قصد دارد با جایزه‌ای که دریافت کرده، به شهرهای
دیگر سفر کند و تبدیل به‌ یک جهانگرد شود. این کشاورز نپالی هفته گذشته
توانست اولین سفرش به پایتخت نپال را با هزینه گینس انجام دهد و از از
هواپیما سواری لذت ببرد! او می‌گوید: فکر می‌کنم زندگی‌ام حالا بهتر شود و
همه جهان من را شناخته‌اند. چند وقت قبل وقتی یک تاجر به روستای محل
ندگیچاندارا باهادور سفر می‌کند وخبر دیدن این مرد را به مقام‌های دولتی در
پایتخت می‌رساند.

روستایی
که او همراه با ۶برادر و ۲خواهرش زندگی می‌کنند در مجموع ۲۰۰خانه دارد که
در هیچکدام از آنها خبری از تلویزیون نیست. با وجود ۷۲سال زندگی، چاندارا
باهادور می‌گوید که تاکنون با بیماری خاصی مواجه نبوده و زندگی سالمی داشته
است. در تمامی سال‌های گذشته این مرد در کنار کشاورزی برای امرار معاش،
وسایل مردم روستا را با بستن روی شانه‌هایش حمل می‌کرده است. نپالی‌ها که
تاکنون رکورد داشتن مرتفع‌ترین قله جهان را در اختیار داشته‌اند حالا
نام‌شان با داشتن کوتاه‌قدترین انسان جهان هم در کتاب رکوردها ثبت شده است.

 هر کی جرات داره سوار شه!!!!!

.

.

 

 

 

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: یکشنبه 21 اسفند 1390 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

 
 
 
نحوه محاسبه قيمت سکه با توجه به قيمت‌هاي جهاني طلا بدين شکل است
 
 
 
مرکز خبری ارز و طلا:   نحوه محاسبه قيمت سکه با توجه به قيمت‌هاي جهاني طلا بدين شکل است:

* عيار سکه مطابق با استاندارد بانک مرکزي 9/0 با وزن 8.133 گرم است.

* قيمت‌هاي جهاني طلا براي هر اونس طلا با عيار 999/0 (که همان عيار 24 است) اعلام مي‌شود.

* هر اونس برابر با 31.103431 گرم است.

* هزينه ضرب سکه معمولا 5هزار تا 7هزار تومان در نظر گرفته مي‌شود.

مطابق با مفروضات فوق قيمت هر سکه را مي‌توان از رابطه زير به دست آورد:

قيمت سکه = (235334/0× قيمت هر اونس طلا× نرخ برابري دلار)+5000

طبق فرمول قيمت سکه طلاي بهار آزادي در بازار کشورمان درصورتي که قيمت هر اونس طلا در بازارهاي جهاني 1100دلار باشد با نرخ دلار 990توماني، حدود 261 تا 263هزار تومان مي‌شود.

بنابراين زماني که 2هفته پيش قيمت هر اونس طلا در بازارهاي جهاني به 1100دلار رسيده بود و قيمت سکه طلا در بازار کشورمان از 270هزار تومان هم بالاتر رفت، مي‌توان گفت که 7هزار تومان از قيمت سکه ناشي از جو رواني بازار يا فرصت‌طلبي فروشندگان بوده است.

اين واقعيت، بيانگر ميزان اثرگذاري بورس‌بازي بر قيمت سکه و طلا در بازار کشورمان است.
 
نویسنده: ssb ׀ تاریخ: شنبه 20 اسفند 1390 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

«آندره پاکان»، عکاسی از اهالی اسلوواکی است که با استفاده از لنزهایی ویژه از حشراتی که در زیر قطرات باران خیس شده‌اند عکاسی کرده است.

ذرات کوچک آب بر روی بدن این حشرات چهره‌ای کاملا جدید و متفاوت را از آنها به وجود آورده است زیرا تحدب قطرات آب بدن این حشرات را ورم کرده نشان داده و ابعاد بزرگتری به آنها بخشیده است.

در یکی از این تصاویر اینطور به نظر می‌آید که مورچه‌ای به سختی در حال حمل کردن قطرات سنگین آب است. این عکاس اسلوواکی که در زمینه عکاسی از حشرات پس از بارش باران تخصصی ویژه دارد، خود را نیز به واسطه قرار گرفتن در زیر بارش باران غرق در آب می‌کند، اما به اعتقاد وی این خیس شدن در زیر باران ارزش دیدن تصاویری که در نهایت از تلاش وی به جا می‌مانند را خواهد داشت.
بر اساس گزارش میل آنلاین، تصاویر به ثبت رسیده جزئیات کوچکی را از بدن حشرات نمایش می‌دهند که دیدن آنها با چشم غیر مسلح امکان پذیر نخواهد بود. دوربین مورد استفاده این عکاس کانن ۴۰D است و وی برای نمایش دادن جزئی ترین بخشهای بدن این حشرات کوچک از لنزهایی ویژه استفاده می‌کند
 

S A L I J O O N

S A L I J O O N

S A L I J O O N

S A L I J O O N

S A L I J O O N

S A L I J O O N

S A L I J O O N

S A L I J O O N

S A L I J O O N

S A L I J O O N

S A L I J O O N

S A L I J O O N

S A L I J O O N

S A L I J O O N

S A L I J O O N

S A L I J O O N

S A L I J O O N

S A L I J O O N

S A L I J O O N

S A L I J O O N

S A L I J O O N

S A L I J O O N

S A L I J O O N

S A L I J O O N

S A L I J O O N

S A L I J O O N

S A L I J O O N

S A L I J O O N

S A L I J O O N

S A L I J O O N

S A L I J O O N

S A L I J O O N

S A L I J O O N

S A L I J O O N

S A L I J O O N

S A L I J O O N

S A L I J O O N

S A L I J O O N

S A L I J O O N

S A L I J O O N

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: شنبه 20 اسفند 1390 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

تصاویر بدون شرح جالب و دیدنی

 لطفا تا باز شدن كامل عكسها شكیبا باشید
در صورتی که هر یک از عکسها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture و یا Reload Image را انتخاب كنید
























































































































 

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: پنج‌شنبه 18 اسفند 1390 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

داستان های کوتاه و خواندنی


از یک دختربچه بدجوری کتک خوردم !
امروز سر چهار راه کـتـک بـدی از یـک دختـر بچـه ی هفـت سـالـه خـوردم ! اگه دل به درددلم بدین قضیه دستگیرتون میشه ...
پشت چراغ قرمز تو ماشین داشتم با تلفن حرف میزدم و برای طرفم شاخ و شونه میکشیدم که نابودت میکنم ! به زمینو زمان میکوبمت تا بفهمی با کی در افتادی! زور ندیدی که اینجوری پول مردم رو بالا میکشی و... خلاصه فریاد میزدم که دیدم یه دختر بچه یه دسته گل دستش بود و چون قدش به پنجره ی ماشین نمی رسید هی می پرید بالا و میگفت آقا گل ! آقا این گل رو بگیرید...

منم در کمال قدرت و صلابت و در عین حال عصبانیت داشتم داد میزدم و هی هیچی نمیگفتم به این بچه ی مزاحم! اما دخترک سمج اینقد بالا پایین پرید که دیگه کاسه ی صبرم لبریز شد و سرمو آوردم از پنجره بیرون و با فریاد گفتم: بچه برو پی کارت ! من گـــل نمیخـــرم ! چرا اینقد پر رویی! شماها کی میخواین یاد بگیرین مزاحم دیگران نشین و ... دخترک ترسید و کمی عقب رفت! رنگش پریده بود ! وقتی چشماشو دیدم ناخودآگاه ساکت شدم! نفهمیدم چرا یک دفعه زبونم بند اومد! البته جواب این سوالو چند ثانیه بعد فهمیدم!

ساکت که شدم و دست از قدرت نمایی که برداشتم، اومد جلو و با ترس گفت: آقا! من گل نمیفروشم! آدامس میفروشم! دوستم که اونورخیابونه گل میفروشه! این گل رو برای شما ازش گرفتم که اینقد ناراحت نباشین! اگه عصبانی بشین قلبتون درد میگیره و مثل بابای من میبرنتون بیمارستان، دخترتون گناه داره ...

دیگه نمیشنیدم! خدایا! چه کردی با من! این فرشته ی کوچولو چی میگه؟!

حالا علت سکوت ناگهانیمو فهمیده بودم! کشیده ای که دخترک با نگاه مهربونش بهم زده بود، توان بیان رو ازم گرفته بود! و حالا با حرفاش داشت خورده های غرور بی ارزشمو زیر پاهاش له میکرد!

یه صدایی در درونم ملتمسانه میگفت: رحم کن کوچولو! آدم از همه ی قدرتش که برای زدن یک نفر استفاده نمیکنه! ... اما دریغ از توان و نای سخن گفتن!

تا اومدم چیزی بگم، فرشته ی کوچولو، بی ادعا و سبکبال ازم دور شد! اون حتی بهم آدامس هم نفروخت! هنوز رد سیلی پر قدرتی که بهم زد روی قلبمه! چه قدرتمند بود!

همیشه مواظب باشید با کی درگیر میشید! ممکنه خیلی قوی باشه و بد جور کتک بخورید که حتی نتونید دیگه به این سادگیا روبراه بشین ...
داستانی متفاوت از چوپان دروغگویی دیگر
یکی بود یکی نبود. غیر از خدا هیچ کس نبود. چوپانی مهربان بود که در نزدیکی دهی، گوسفندان را به چرا می برد. مردم ده که از مهربانی و خوش اخلاقی او خرسند بودند، تصمیم گرفتند که گوسفندانشان را به او بسپارند تا هر روز آنها را به چرا ببرد. او هر روز مشغول مراقبت از گوسفندان بود و مردم نیز از این کار راضی بودند. برای مدتها این وضعیت ادامه داشت و کسی شکوه ای نداشت تا اینکه ...

یک روز چوپان شروع کرد به فریاد: آی گرگ آی گرگ. وقتی مردم خود را به چوپان رساندند دریافتند که گرگی آمده است و یک گوسفند را خورده است.

آنان چوپان را دلداری دادند و گفتند نگران نباشد و خدا را شکر که بقیه گله سالم است. اما از آن پس، هر چند روز یک بار چوپان فریاد میزد: "گرگ. گرگ. آی مردم، گرگ". وقتی مردم ده، سرآسیمه خود را به چوپان می رساندند می دیدند کمی دیر شده و دوباره گرگ، گوسفندی را خورده است. این وضعیت مدتها ادامه داشت و همیشه مردم دیر می رسیدند و گرگ، گوسفندی را خورده بود!

پس مردم ده تصمیم گرفتند پولهای خود را روی هم بگذارند و چند سگ گله بخرند. از وحشی ترین ها و قوی ترین سگ ها را ...

چوپان نیز به آنها اطمینان داد که با خرید این سگها، دیگر هیچگاه، گوسفندی خورده نخواهد شد. اما پس از خرید سگ ها، هنوز مدت زیادی نگذشته بود که دوباره، صدای فریاد "آی گرگ، آی گرگ" چوپان به گوش رسید. مردم دویدند و خود را به گله رساندند و دیدند دوباره گوسفندی خورده شده است. ناگهان یکی از مردم، که از دیگران باهوش تر بود، به بقیه گفت: ببینید، ببینید. هنوز اجاق چوپان داغ است و استخوانهای گوشت سرخ شده و خورده شده گوسفندانمان در اطراف پراکنده است !!!

مردم که تازه متوجه شده بودند که در تمام این مدت، چوپان، دروغ می گفته است، فریاد برآوردند: آی دزد. آی دزد. چوپان دروغگو را بگیرید تا ادبش کنیم. اما ناگهان چهره مهربان و مظلوم چوپان تغییر کرد. چهره ای خشن به خود گرفت. چماق چوپانی را برداشت و به سمت مردم حمله ور شد. سگها هم که فقط از دست چوپان غذا خورده بودند و کسی را جز او صاحب خود نمی دانستند او را همراهی کردند.

بسیاری از مردم از چماق چوپان و بسیاری از آنها از "گاز" سگ ها زخمی شدند. دیگران نیز وقتی این وضعیت را دیدند، گریختند. در روزهای بعد که مردم برای عیادت از زخمی شدگان می رفتند به یکدیگر می گفتند: "خود کرده را تدبیر نیست". یکی از آنها پیشنهاد داد که از این پس وقتی داستان "چوپان دروغگو" را برای کودکانمان نقل می کنیم باید برای آنها توضیح دهیم که هر گاه خواستید گوسفندان، چماق، و سگ های خود را به کسی بسپارید، پیش از هر کاری در مورد درستکاری او بررسی کنید و مطمئن شوید که او دروغگو نیست.

اما معلم مدرسه که آنجا بود و حرفهای مردم را می شنید گفت: دوستان توجه کنید که ممکن است کسی نخست ""راستگو"" باشد ولی وقتی گوسفندان، چماق و سگ های ما را گرفت وسوسه شود و دروغگو شود. بنابراین بهتر است هیچگاه ""گوسفندان""، ""چماق"" و ""سگ های نگهبان"" خود را به یک نفر نسپاریم**.


حکایت چهار دانشجو‎
چهار دانشجو شب امتحان به جای درس خواندن به مهمونی و خوش گذرونی رفته بودند و هیچ آمادگی برای امتحانشون رو نداشتند.
روز امتحان به فکر چاره افتادند و حقه ای سوار کردند به اینصورت که سر و رو شون رو کثیف کردند و مقداری هم با پاره کردن لباس هاشون در ظاهرشون تغییراتی بوجود آوردند. سپس عزم رفتن به دانشگاه نمودند و یک راست به پیش استاد رفتند.

مسئله رو با استاد اینطور مطرح کردند:


که دیشب به یک مراسم عروسی خارج از شهر رفته بودند و در راه برگشت از شانس بد یکی از لاستیک های ماشین پنچر میشه و اونا با هزار زحمت و هل دادن ماشین به یه جایی رسوندنش و این بوده که به آمادگی لازم برای امتحان نرسیدند کلی از اینها اصرار و از استاد انکار، آخر سر قرار میشه سه روز دیگه یک امتحان اختصاصی برای این 4 نفر از طرف استاد برگزار بشه ...

آنها هم بشکن زنان از این موفقیت بزرگ، سه روز تمام به درس خوندن مشغول میشن و روز امتحان با اعتماد به نفس بالا به اتاق استاد میرن تا اعلام آمادگی خودشون رو ابراز کنند.

استاد قبل از امتحان با اونها این نکته رو عنوان می کنه که بدلیل خاص بودن و خارج از نوبت بودن این امتحان باید هر کدوم از دانشجوها توی یک کلاس جدا بنشینند و امتحان بدن که آنها هم به خاطر داشتن وقت کافی و آمادگی لازم با کمال میل قبول می کنند.

امتحان حاوی دو سوال و بارم بندی از نمره بیست بود:

1. نام و نام خانوادگی؟
2 نمره

2. کدام لاستیک پنچر شده بود؟
18 نمره

الف. لاستیک سمت راست جلو
ب. لاستیک سمت چپ جلو
ج. لاستیک سمت راست عقب
د. لاستیك سمت چپ عقب

بنظر شما دوستان، آیا اون 4 دانشجو توانستند به سوالات پاسخ صحیح بدهند ؟!

مورچه و سلیمان
روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاک های پایین کوه بود.
از او پرسید: چرا این همه سختی را متحمل می شوی؟
مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال او می خواهم این کوه را جابجا کنم.
حضرت سلیمان فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمی توانی این کار را انجام بدهی.
مورچه گفت: "تمام سعی ام را می کنم...!"
حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشتکار مورچه خوشش آمده بود برای او کوه را جابجا کرد.
مورچه رو به آسمان کرد و گفت: خدایی را شکر می گویم که در راه عشق، پیامبری را به خدمت موری در می آورد ...

چه بهتر که هرگز نومیدی را در حریم خود راه ندهیم و در هر تلاشی تمام سعی مان را بکنیم، چون پیامبری همیشه در همین نزدیکی ست ...

آیینه و شیشه
جوان ثروتمندی نزد عارفی رفت و از او اندرزی برای زندگی نیک خواست ...
عارف او را به کنار پنجره برد و پرسید: چه می بینی؟
گفت: آدم هایی که می آیند و می روند و گدای کوری که در خیابان صدقه می گیرد.
بعد آینه بزرگی به او نشان داد و باز پرسید: در آینه نگاه کن و بعد بگو چه می بینی؟
گفت: خودم را می بینم !
عارف گفت: ولی دیگر دیگران را نمی بینی !
آینه و پنجره هر دو از یک ماده ی اولیه ساخته شده اند و آن چیزی نیست جز "شیشه"
اما در آینه لایه ی نازکی از نقره در پشت شیشه قرار گرفته و در آن چیزی جز شخص خودت را نمی بینی
این دو شی شیشه ای را با هم مقایسه کن :
وقتی شیشه فقیر باشد، دیگران را می بیند و به آنها احساس محبت می کند.
اما وقتی از جیوه (یعنی ثروت) پوشیده می شود، تنها خودش را می بیند !
تنها وقتی ارزش داری که شجاع باشی و آن پوشش جیوه ای را از جلو چشم هایت برداری، تا بار دیگر بتوانی دیگران را ببینی و دوستشان بداری ...


میمون ها و کلاه فروش
کلاه فروشی روزی از جنگلی می گذشت. تصمیم گرفت زیر درخت مدتی استراحت کند. لذا کلاه ها را کنار گذاشت و خوابید. وقتی بیدار شد متوجه شد که کلاه ها نیست!
بالای سرش را نگاه کرد. تعدادی میمون را دید که کلاه ها را برداشته اند.
فکر کرد که چگونه کلاه ها را پس بگیرد. در حال فکر کردن سرش را خاراند و دید که میمون ها همین کار را کردند. او کلاه را از سرش برداشت و دید که میمون ها هم از او تقلید کردند.
به فکرش رسید... که کلاه خود را روی زمین پرت کند. لذا این کار را کرد. میمونها هم کلاهها را بطرف زمین پرت کردند و او همه کلاه ها را جمع کرد و روانه شهر شد.
سالهای بعد نوه او هم کلاه فروش شد. پدر بزرگ این داستان را برای نوه اش تعریف کرد و تاکید کرد که اگر چنین وضعی برایش پیش آمد چگونه برخورد کند ...
یک روز که او از همان جنگل گذشت در زیر درختی استراحت کرد و همان قضیه برایش اتفاق افتاد.
او شروع به خاراندن سرش کرد. میمون ها هم همان کار را کردند. او کلاهش را برداشت، میمون ها هم همان کار را کردند. نهایتا کلاهش را بر روی زمین انداخت. ولی میمون ها این کار را نکردند!
یکی از میمون ها از درخت پایین آمد و کلاه را از روی زمین برداشت و در گوشی محکمی به او زد و گفت : فکر می کنی فقط تو پدر بزرگ داری؟!

نکته : رقابت هیچگاه سکون نمی شناسد

تغییر دنیا
بر سر گور کشیشی در کلیسای وست مینستر نوشته شده است: "کودک که بودم می خواستم دنیا را تغییر دهم. بزرگتر که شدم متوجه شدم دنیا خیلی بزرگ است من باید انگلستان را تغییر دهم. بعدها انگلستان را هم بزرگ دیدم و تصمیم گرفتم شهرم را تغییر دهم. در سالخوردگی تصمیم گرفتم خانواده ام را متحول کنم. اینک که در آستانه مرگ هستم می فهمم که اگر روز اول خودم را تغییر داده بودم، شاید می توانستم دنیا را هم تغییر دهم!"

زشت ترین دختر کلاس
دختر دانش آموزی صورتی زشت داشت. دندان هایی نامتناسب با گونه هایش، موهای کم پشت و رنگ چهره ای تیره. روز اولی که به مدرسه جدیدی آمد، هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند! نقطه مقابل او دختر زیباروی و پولداری بود که مورد توجه همه قرار داشت. او در همان روز اول مقابل تازه وارد ایستاد و از او پرسید:
میدونی زشت ترین دختر این کلاسی ؟
یکدفعه کلاس از خنده ترکید …

بعضی ها هم اغراق آمیزتر می خندیدند. اما تازه وارد با نگاهی مملو از مهربانی و عشق در جوابش جمله ای گفت که موجب شد در همان روز اول، احترام ویژه ای در میان همه و از جمله من پیدا کند.
او گفت: اما بر عکس من، تو بسیار زیبا و جذاب هستی.

او با همین یک جمله نشان داد که قابل اطمینان ترین فردی است که می توان به او اعتماد کرد و لذا کار به جایی رسید که برای اردوی آخر هفته همه می خواستند با او هم گروه باشند. او برای هر کسی نام مناسبی انتخاب کرده بود. به یکی می گفت چشم عسلی و به یکی ابرو کمانی و … به یکی از دبیران، لقب خوش اخلاق ترین معلم دنیا و به مستخدم مدرسه هم محبوب ترین یاور دانش آموزان را داده بود. آری ویژگی برجسته او در تعریف و تمجید هایش از دیگران بود که واقعاً به حرف هایش ایمان داشت و دقیقاً به جنبه های مثبت فرد اشاره می کرد. مثلاً به من می گفت بزرگترین نویسنده دنیا و به خواهرم می گفت بهترین آشپز دنیا!

سالها بعد وقتی او به عنوان شهردار شهر کوچک ما انتخاب شده بود به دیدنش رفتم و بدون توجه به صورت ظاهری اش احساس کردم شدیداً به او علاقه مندم. پنج سال پیش وقتی برای خواستگاری اش رفتم، دلیل علاقه ام را جذابیت سحر آمیزش می دانستم و او با همان سادگی و وقار همیشگی اش گفت:
برای دیدن جذابیت یک چیز، باید قبل از آن جذاب بود!

در حال حاضر من از او یک دختر سه ساله دارم. دخترم بسیار زیباست و همه از زیبایی صورتش در حیرتند.
روزی مادرم از همسرم سؤال کرد که راز زیبایی دخترمان در چیست ؟
و همسرم اینگونه جواب داد:
من زیبایی چهره دخترم را مدیون خانواده پدری او هستم ...

شادی را هدیه کن حتی به کسانی که آن را از تو گرفتند
عشق بورز به آنهایی که دلت را شکستند
دعا کن برای آنهایی که نفرینت کردند
و بخند که خدا هنوز آن بالا با تـوست


مفهوم خانواده

با مردی که در حال عبور بود برخورد کردم
اووه ! معذرت میخوام … من هم معذرت میخوام.
دقت نکردم … ما خیلی مؤدب بودیم، من و اون غریبه خداحافظی کردیم و به راهمان ادامه دادیم؛ اما در خانه با آنهایی که دوستشان داریم چطور رفتار می کنیم ؟!

کمی بعد از آنروز، در یک غروب غمگین مشغول پختن شام بودم. دخترم خیلی آرام کنارم ایستاد اما همینکه برگشتم به او خوردم و تقریبا انداختمش ولی بدون کمترین توجهی با اخم به او گفتم: "اه ! ازسرراه برو کنار" قلب کوچکش شکست و رفت ! اصلا نفهمیدم که چقدر تند حرف زدم ...

وقتی توی رختخوابم بیدار بودم صدای آرام خدا در درونم گفت:
وقتی با یک غریبه برخورد میکنی، آداب معمول را رعایت میکنی اما با بچه ای که دوستش داری بد رفتار میکنی !
برو به کف آشپزخانه نگاه کن. آنجا نزدیک در، چند گل پیدا میکنی.
آنها گلهایی هستند که او برایت آورده بود. خودش آنها را چیده. صورتی و زرد و آبی ...
او تنها به این خاطر آرام ایستاده بود که سورپرایزت بکنه
هرگز اشکهایی که چشمهای کوچیکشو پر کرده بود ندیدی

در این لحظه بود که احساس حقارت کردم و بی امان اشکهایم سرازیر شدند.

آرام رفتم و کنار تختش زانو زدم ... بیدار شو کوچولو، بیدار شو. اینا رو برای من چیدی؟
گفتم دخترم واقعاً متاسفم از رفتاری که امروز داشتم. نمی بایست اونجور سرت داد می کشیدم
دخترم گفت : اشکالی نداره مامان چون من به هر حال دوستت دارم مامان
من هم دوستت دارم دخترم
و گلها رو هم دوست دارم
مخصوصا آبیه رو ...

کوچولوی من ادامه داد : اونا رو کنار درخت پیدا کردم ورشون داشتم چون مثل تو خوشگل هستن. میدونستم دوستشون داری، مخصوصا آبیه رو ...


آیا میدانید که اگر فردا بمیرید شرکت یا موسسه ای که در آن کار میکنید به آسانی در ظرف یک روز برای شما جانشین جدیدی می آورد؟
اما خانواده ای که به جا میگذارید تا آخر عمر فقدان شما را احساس خواهد کرد؟
و به این فکر کنید که ما خود را عجیب وقف کار میکنیم و به خانواده مان آنطور که باید اهمیت نمی دهیم!

چه سرمایه گذاری ناعاقلانه ای !
اینطور فکر نمی کنید؟!
به راستی کلمه "خانواده" یعنی چه ؟!

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: پنج‌شنبه 18 اسفند 1390 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

زیبا ترین جزیره های جهان


 لطفا تا باز شدن كامل عكسها شكیبا باشید
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را انتخاب كنید

 

 
 







 
 
 







 
 
 







 
 
 






م:ایران ویج

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: پنج‌شنبه 18 اسفند 1390 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

عروسی رنگارنگ


 لطفا تا باز شدن كامل عكسها شكیبا باشید
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را انتخاب كنید

" دو روح با یک فکر واحد
دو قلب که برای یکدیگر می تپد . . . "

 

 
 







 
 
 







 

 
 







 
 
 












م:ایران ویج

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: پنج‌شنبه 18 اسفند 1390 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

 

 

نام کشور

قیمت هر لیتر بنزین

ونزوئلا

5 سنت

بحرین

21 سنت

آذربایجان

75 سنت

مالزی

61 سنت

روسیه

91 سنت

کانادا

1 دلار و 30 سنت

ژاپن

1 دلار و 91 سنت

انگلیس

2 دلار و 13 سنت

آلمان

2 دلار و 17 سنت

فرانسه

2 دلار و 28 سنت

هلند

2 دلار و 40 سنت

 

بنزین در مقیاس جهانی

برخلاف آنچه تصور می شود مردم کشورهای نفت خیز و دارنده ذخایر نفتی باید هزینه کمتری را در قبال خرید سوخت مصرفی خودروهای خود بپردازند اما آمارها نشان می دهد این تصور درست نبوده و ذخایر نفتی یک کشور تعیین کننده قیمت بنزین در آن کشور نیست. به عنوان مثال امارات به عنوان چهارمین کشور دارای ذخایر بزرگ نفتی در میان سایر کشورهای عربی منطقه، سومین کشور عربی است که قیمت بنزین در آن بالا است.

در این مقایسه کشورهای سوریه و تونس دو کشوری هستند که مصرف کنندگان آن با پرداخت هر لیتر بنزین به ترتیب 3/15 درهم، یعنی حدود 1620 تومان و 2/56 درهم در حدود 1320 تومان مقام اول و دوم را به عنوان گران ترین نرخ بنزین به خود اختصاص داده اند و پس از آن امارات با قیمت هر لیتر بنزین 5/1 درهمی در حدود 770 تومان دارای مقام سوم است. همچنین کشور عراق با قیمت هر لیتر بنزین 1/39 درهم در حدود 720 تومان، الجزایر با قیمت 1/1 درهم در حدود 565 تومان، مصر با قیمت 58/0 درهم در حدود 300 تومان، لیبی با قیمت 0/51 درهم در حدود 260 تومان و عربستان با قیمت 0/44 درهم در حدود 220 تومان به ترتیب رتبه های چهارم تا هشتم را دارا هستند. در این رتبه بندی نکته جالب توجه میزان ذخایر نفتی کشورهاست؛ مثلا کشور مصر که ذخایر نفتی آن کمتر از یک بیستم ذخایر نفتی امارات است قیمت بنزین در آن تقریبا 300 درصد کمتر از قیمت بنزین در کشور امارات است اما نکته حائز اهمیت در این مقایسه رتبه ایران است که با کمی محاسبه و درنظر گرفتن این که به عنوان هفتمین دارنده ذخایر نفتی جهان و دومین دارنده ذخایر گازی در جهان شناخته می شود قیمت بنزین در آن کمی بالا بوده و بعد از کشور امارات قرار می گیرد در حقیقت باید ایران را به عنوان چهارمین کشور در این لیست جای داد.

کشورهای اروپایی

کشورهای اروپایی به جهت در اختیار نداشتن ذخایر نفتی هزینه بنزین و در مجموع هزینه های تامین انرژی نسبت به سایر کشورها خصوصا کشورهای آسیایی که تولیدکننده نفت هستند بسیار بالاست اما این درحالی ست که مردم ساکن در این کشورها به واسطه داشتن سطح درآمدی مناسب، دغدغه چندانی برای تامین هزینه بنزین مصرفی خود را ندارند. جالب است بدانید در بین کشورهای اروپایی هلند با قیمت دو دلار و 40 سنت برای هر لیتر بنزین مقام اول و ایتالیا و دانمارک با قیمت دو دلار و 36 سنت برای هر لیتر دوم و فنلاند با دو دلار و 33 سنت مقام سوم را به لحاظ گران ترین بنزین در بین سایر کشورهای اروپایی دارا هستند. همچنین فرانسه با دو دلار و 28 سنت، آلمان 2 دلار و 17 سنت، پرتغال با دو دلار و 16 سنت و انگلیس با دو دلار و 13 سنت به ترتیب رتبه های چهارم تا هفتم را در اختیار دارند. نکته جالب توجه در بین کشورهای اروپایی قیمت پایین بنزین در بلغارستان بوده که با قیمت یک دلار و 74 سنت ارزان ترین بنزین اروپا را به مردم خود ارائه می کند.

کشورهای قاره آمریکا

با وجود اینکه اغلب کشورهای آمریکای شمالی و جنوبی خود دارای منافع نفتی هستند و می توانند با تکیه بر همین اصل قیمت بنزین را در حد تعادل نگه دارند اما به نظر می رسد سیاست های این کشورها در شرایط کنونی فقط بر اصل واردات پایه گذاری شده و قصد استفاده از منابع داخلی خود را ندارند.

هرچند قیمت بنزین در این کشورها نسبت به کشورهای اروپایی در حد مناسب تری قرار دارد اما به نسبت درآمد ساکنان آنها هزینه بنزین برای آنها بالا است. در بین کشورهای آمریکایی برزیل با قیمت یک دلار و 53 سنت در هر لیتر عنوان نخست گران ترین بنزین را به خود اختصاص داده و بعد از آن اروگوئه با یک دلار و 52 سنت و شیلی با یک دلار و 36 سنت مقام های دوم و سوم را دارا هستند. همچنین قیمنت بنزین در کانادا یک دلار و 30 سنت به فروش می رسد و در خود ایالات متحده مردم برای هر لیتر باید 89 سنت پرداخت نمایند.

جالب است بدانید کشور بولیوی دارای ارزان ترین قیمت بنزین در بین سایر کشورهای حوزه آمریکا بوده و مردم آن بابت هر لیتر بنزین فقط 54 سنت می پردازند.

ارزان ترین و گران ترین بنزین جهان

جالب است بدانید ارزان ترین بنزین جهان در کاراکاس پایتخت ونزوئلا و آن هم فقط با قیمت پنج سنت بابت هر لیتر فروخته می شود و پس از آن کشورهای عربستان و لیبی رتبه های دوم و سوم را در اختیار دارند. همچنین در خصوص گران ترین قیمت بنزین جهان نیز باید گفت مردم کشور ترکیه با پرداخت دو دلار و 68 سنت بیشترین هزینه را با بت خرید بنزین پرداخت می کنند و بعد از آن کشورهای انگلیس و هنگ کنگ در رده های بعدی گران قیمت ترین بهای بنزین جهان قرار دارند.

تناسب بهای بنزین و قدرت خرید مردم

مقایسه قیمت بنزین نسبت به درآمد سرانه مردم نشان می دهد قدرت خرید مردم در نقاط مختلف جهان جهت خرید بنزین متفاوت است. هرچند آمار و ارقام به دست آمده گویای گران تر بودن قیمت بنزین در کشورهای اروپایی نسبت به سایر کشورهای جهان است اما سرانه درآمد مردم این کشورها نشان می دهد هزینه پرداختی آنها بابت بنزین رقم معقولی بوده و بررسی قیمت ها نمی تواند ملاک مناسبی برای گرانی یا ارزانی بنزین در یک منطقه باشد.


درخصوص جایگاه کشور ایران باید گفت براساس آمارهای جهانی سرانه درآمد سالانه هر ایرانی 12 میلیون و 900 هزار تومان تعیین شده، حال اگر مبنای قیمت بنزین را بنزین آزاد لیتری 700 تومانی قرار دهیم؛ هر ایرانی برای مصرف هزار لیتر بنزین سالانه باید در حدود 700 هزار تومان هزینه کند و این یعنی اختصاص کمتر از دو درصد از درآمد خاص هر ایرانی برای مصرف بنزین سالانه که همانطور که مشخص است ایران در جایگاه بدی قرار ندارد.

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: چهارشنبه 17 اسفند 1390 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

حس نوستالژیکی که این روزها با به خاطر آوردن آن‌ها به ما دست میدهد شاید یکی از قشنگترین حس‌ها باشد. این گوشی‌ها در زمان خودشان آنقدر زیاد شده بودند که شاید از بدست گرفتن آن‌ها خجالت میکشیدید اما این روزها به داشتن آن‌ها افتخار میکنید.

ما نیز سعی کردیم تا گزارشی از این گوشی‌های بسیار نوستالژیک تهیه کنیم و مروری داشته باشیم بر تعدادی از آن‌ها که برای ما و شما یادآور خاطرات تلخ و شیرین هستند:

 نوکیا ۱۱۰۰:

خاطرات من,موبايل, گوشی‌, خاطرات ,گوشی‌های نوکیا

  نوکیا ۱۱۰۰ به عنوان یکی از مهمترین گوشی‌های بازار ایران به شمار می‌آید. این گوشی به گفته خیلی‌ها هیچوقت از یادها نمیرود. بیش از ۹۰ درصد از افرادی که این گوشی را خریداری کردند از آن راضی هستند و به طور خاصی روی آن تعصب دارند. یکی از ویژگی‌های فراموش نشدنی این گوشی چراغ قوه آن بود که در زمان‌های حساس واقعا به کمک صاحبانش میشتافت. این گوشی در طی زمان‌های مختلف به نام‌هایی مانند:

گوشکوب، یازده دو سوراخ، یازده چراغ قوه معروف بود.

یکی دیگر از ویزگی‌های این گوشی که بیشتر زبان زد شد سفت و محکم بودن آن بود. همیشه وقتی با صاحبان این گوشی‌ها صحبت کنید خاطراتی مبنی بر سقوط از ارتفاع یا رد شدن ماشین از روی آن میشنوید.

 نوکیا ۶۶۰۰:

خاطرات من,موبايل, گوشی‌, خاطرات ,گوشی‌های نوکیا

این گوشی جزء اولین گوشی‌هایی است که دارای سیستم بلوتوث بود. البته در آن زمان این فناوری زیاد کابرد نداشت زیرا گوشی‌های دیگر تنها قابلیت‌های ابتدایی داشتند. نوکیا ۶۶۰۰ به عنوان یکی از گوشی‌هایی شناخته میشود که توانست انقلابی را در عرصه موبایل ایجاد کند.

این گوشی توانایی پخش بعضی از فرمت‌های تصویری را داشت و به خاطر طراحی زیبا و جذابی که دارا بود توانست خیلی زود جای خود را در بین جوانان ایرانی باز کند. البته در آن زمان گوشی‌هایی مانند ۷۶۱۰ نیز در بازار وجود داشت،اما در کنار فروش زیاد این گوشی شاید خیلی به چشم نمی‌آمد. البته دوربینVGA و همچنین ۶ مگابایت حافظه داخلی نیز از دیگر امکانات این گوشی بود.

نوکیا ۶۶۰۰ به خاطر شکل خاصی که داشت بیشتر به نام‌هایی مانند: کتلت یا آجر شناخته می‌شد.

از دیگر گوشی‌های نوکیا که در دوره‌های متفاوت توانستند اسم و رسم خوبی برای خود دست و پا کنند میتوان به N70 یا N73 که در زمان خود بسیار همه گیر شده بودند اشاره کرد. نوکیا همچنان به ارائه گوشی‌های ساده ادامه میدهد اما در تولید گوشی‌های لمسی نیز بیکار نیست و گوشی‌هایی مانند:N8 یا ۵۸۰۰ تولید می‌کند.

یکی دیگر از شرکت‌هایی که آن روزها در بین مردم طرفداران بسیاری داشت و توانسته بود نظر افراد زیادی را به سمت

خود جلب کند سونی اریکسون بود. این شرکت نیز بعد از نوکیا بازار فروش خوبی در کشور ما داشت. این فروش خوب به این معنا است که حتما گوشی‌های خاطره انگیز نیز تولید کرده است.

 سونی اریکسون P910:

 

خاطرات من,موبايل, گوشی‌, خاطرات ,گوشی‌های نوکیا

این گوشی با صفحه ۳ اینچی و لمسی خود توانست توجه افراد زیادی را به خود جلب کند. شاید این اولین گوشی لمسی ای نبود که وارد کشور ما شد اما باید به جرات بگوییم که جزء اولین گوشی‌های این سبک بود که به قدرت و محبوبیت رسید. از مزایای آن میتوان به یک دوربین VGA و بلوتوث و درگاه مخصوص اتصال به کامپیوتر نام برد. همچنین به غیر از صفحه نمایش لمسی این گوشی دارای یک صفحه کیبورد QWERTY نیز بود. از اجداد این گوشی که در ایران هم وجود داشتند میتوان به P810 و P900 اشاره کرد که آن‌ها نیز بازار نسبتا خوبی داشتند.

چندی پیش که در بازار موبایل قدم میزدم که متوجه یکی از این گوشی‌ها بابرچسب “فروشی نیست” شدم و وقتی علت را از صاحب مغازه پرسیدیم او در جواب گفت: ” این گوشی تنها برای تزئین و زیبایی ویترین اونجاست و خیلی دوستش دارم”. این جمله شاید سندی برای محبوبیت زیاد این گوشی باشد.

 سونی اریکسون K750:

خاطرات من,موبايل, گوشی‌, خاطرات ,گوشی‌های نوکیا

شاید معروف ترین گوشی در ایران همین K750 باشد. تقریبا ۹۹ درصد از مردم با این گوشی به خوبی آشنا هستند و کمتر کسی است که آن را ندیده و یا نشناسد. بعد از شنیدن کلمه همه گیر یا در اصطلاح عامیانه “خز” شاید اولین چیزی که به ذهن شما میرسد همین گوشی باشد.

K750 گوشی ای ساده و با امکانات نه چندان زیادی مانند دوربین ۲ مگاپیکسلی و البته وزن کم و متناسب بود. اما همین امکانات نسبتا کم توانست سر وصدای زیادی را به پا کند به طوری که در بعضی مقاطع این گوشی نایاب نیز شد. البته همانطور که میدانید گوشی‌هایی که طرفداران زیادی دارند حتما اسم‌های خاص نیز دارند. از مهمترین اسم‌های این گوشی میتوان به آجر اشاره کرد.

البته پس از این گوشی مدل‌های جدیدتری از آن نیز وارد بازار شدن مانند:K800 که آن نیز به دسته گوشی‌های همه گیر پیوست اما نتوانست خاطرات K750 را دوباره زنده کند.

اما در بین گوشی‌های سونی اریکسون شاید انصاف نباشد که از سری W نام نبریم.

 W700:
خاطرات من,موبايل, گوشی‌, خاطرات ,گوشی‌های نوکیا

در بین گوشی‌های این سری شاید مهمترین و محبوب ترین گوشی W700 بود. سری W در سونی اریکسون با هدف افزایش قدرت صوتی و تصویری به بازار آمد. البته نباید از این مسئله غافل شویم که این سری از گوشی‌های این شرکت بسیار خوب و کارآمد بودند.

W700 به علت سبک ساده و قدرت زیادی که داشت توانست خیلی سریع در بین مردم جایی برای خود پیدا کند به طوری که گاهی دیده میشد که تمام اعضای یک خانواده از این گوشی استفاده میکنند.

نکته جالب اینکه در حین گشت و گذار در یکی از بازارهای موبایل شرق تهران بافردی روبرو شدیم که یک W700 در دست داشت. از او در مورد تلفن اش سوالی پرسیدیم و جواب جالبی نیز دریافت کردیم. او در پاسخ به اینکه آیا از گوشی خود راضی هست یا نه گفت: “این گوشی ۴ ساله داره کار میکنه، دوربینش خرابه،صفحش شکسته، بعضی از دکمه‌هاش کار نمیکنه اما هنوز بسیار عالیه و قصد عوض کردش را ندارم”.

در اینجا

باید به این اشاره کنیم که به جز این دوشرکت در زمان‌های گذشته گوشی‌ها و شرکت‌هایی بوده اند که در دوره ای از زمان همه گیر شده اند. از بین این شرکت‌ها میتوان به SONY یا ALCATEL اشاره کرد. همچنین گوشی‌هایی مانند Z5 نیز خاطرات زیادی برای شما یادآوری میکند. همچنین گوشی‌هایی مانند نوکیا۸۱۱۰ نیز هستند که خاطراتی را برای اولین افرادی که تلفن همراه داشتند یادآوری میکند.

برای اینکه با نظر مردم و مغاره داران نیز بیشتر آشنا بشویم سری به یکی از بازارهای موبایل زدیم. در ابتدا پس از صحبت با مغازه داران از آنها خواستیم تا نظراتشون در مورد گوشی‌ها بگویند.

یکی از نکات مشترکی که در بین همه افراد وجود داشت تمجید آن‌ها از گوشی۱۱۰۰ بود. همه این گوشی را به عنوان یکی از قدرتمندترین و بهترین گوشی‌های  ساخته شده در جهان می‌دانستند. تقریبا ۹۰ درصد از افرادی که از آن‌ها سوالاتی پرسیدیم خاطراتی با این گوشی داشتند.

در مورد دیگر گوشی‌ها نیز جملات جالبی را عده ای به زبان آوردند. وقتی ازیک نفر در مورد گوشی ۳۳۱۰ سوال کردیم او در جواب گفت: “منفجر میشد اما کارمیکرد”.

یا هنگامی‌که از یک دانش آموز در مورد همین گوشی پرسیدیم او گفت:“این گوشیا به سن من قد نمی‌ده”.

جملاتی که در مورد K750 و ۶۶۰۰ شنیدیم بیشتر در این حوزه که : “دست همه بود”.

این روزها مردم بیشتر به گوشی‌های ظریف، با کاربری بالا، هوشمند و قالبا صفحه لمسی روی آورده اند. گوشی‌هایی که شاید با یک زمین خوردن از بین بروند.

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: چهارشنبه 17 اسفند 1390 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

صفحه قبل1...142143144145146...163صفحه بعد

CopyRight| 2009 , 3792.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By:
NazTarin.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران