$$$$ بوي ياس$$$$


نکــات کوچــک امــا مفیـــد 
 

 
 
خط و خش روي وسايل چوبي را با كشيدن گردو بر روي آنها برطرف كنيد

كاسه بلور يا چيني مي تواند براي موبايل شما نقش آمپلي فاير را بازي كند

روش ماموران پليس با آسانسور براي رسيدن به طبقه مورد بدون توقف:
كليد باز وبسته شدن در را نگه داشته تا در بسته شود و دست خود را نيز از روي آن برنداريد. حال دكمه طبق موردنظر را بزنيد و تا رسيدن به آن طبقه دست خود را از روي دكمه ها برنداريد


براي جلوگيري كردن از سررفتن شيرجوش، يك قاشق چوبي برروي آن قرار دهيد

به جاي خريد حوله هاي سر طي تميز كننده ي كف، از دستمال كهنه هاي آشپزخانه استفاده كنيد 
 
هنگام دريل كاري ديوار، از برچسب هاي كاغذي براي جمع آوري گچ و خاك استفاده كنيد

براي پيدا كردن اشياء قيمتي ريز، يك جوراب را با كش لاستيكي به سر جاروبرقي زده و كف محل را جارو كنيد

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: یکشنبه 03 اردیبهشت 1391 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

آیا میدانستید ؟ !



 

آیا میدانستید که کهکشان راه شیری تقریبا صد میلیارد ستاره دارد ؟

آیا میدانستید که شن خیس از شن خشک سبک تر است ؟

آیا میدانستید که بهترین زمان خواب از ساعت ۱۰ شب تا اذان صبح است ؟

آیا میدانستید که به اعدادی که بیش از نه رقم دارند، اعداد نجومی گویند ؟

آیا میدانستید که نور خورشید تا عمق ۴۰۰ متری آب دریا نفوذ می کند ؟

آیا میدانستید که اگر زنی به کوررنگی مبتلا باشد، فرزندان پسر او کوررنگ می شوند ؟

آیا میدانستید که پرواز با کایت یک ورزش حرفه ای در تایلند است ؟

آیا میدانستید که ایران برای اولین بار در جهان از ضایعات نخل خرما چوب مصنوعی می سازد ؟

آیا میدانستید که ایران دومین تولیدکنندهٔ انجیر جهان است ؟

آیا میدانستید که زرافه میتواند با زبانش گوشهایش را تمیز کند ؟

آیا میدانستید که خرس قطبی هنگامی که روی دو پا می ایستد حدود سه متر است ؟

آیا میدانستید که بلندی شترمرغ به دو متر و نیم و وزنش به ۹۰ کیلو میرسد ؟

آیا میدانستید که اگر تمام رگهای خونی یک انسان را در یک خط بگذاریم تقریبا ۹۷۰۰۰ کیلومتر میشود ؟

آیا میدانستید که قلب میگوها در سر آنها قرار دارد ؟

آیا میدانستید که کانگوروها قادرند ۳ متر به سمت بالا و ۸ متر به سمت جلو بپرند ؟

آیا میدانستید که هر هکتار جنگل قادر است بیش از پنج تن گوگرد و غبار هوا را جذب کند ؟

آیا میدانستید که ۸۵ درصد گیاهان در اقیانوس ها رشد می کنند ؟

آیا میدانستید که آقایان بطور میانگین، روزانه ۴۰ تار مو و خانم ها ۷۰ تا موی خود را از دست می دهند ؟

آیا میدانستید که اسبها در مقابل گاز اشک آور مصون اند ؟

آیا میدانستید که نعناع سکسکه و تنگی نفس را شفا میدهد ؟

آیا میدانستید که جرم زمین هشتاد و یک برابر ماه است ؟

آیا میدانستید که نور میتواند در یک ثانیه ۷.۵ دور دور زمین بچرخد ؟

آیا میدانستید که ماشین ظرفشویی در سال ۱۸۸۹ اختراع شد ؟

آیا میدانستید که مرکز خورشید حدود ۱۵ میلیون درجه سانتی گراد حرارت دارد ؟

آیا میدانستید که بعد از موز، غذای مورد علاقه گوریل های باغ وحش، کرفس است ؟

آیا میدانستید که در هر ثانیه در امریکا بیش از ۵۵۰ هات داگ خورده میشود ؟

آیا میدانستید که اروپا تنها قاره بدون صحرا است ؟

آیا میدانستید که سطح ریه های شما، تقریبا به اندازه یک زمین تنیس است ؟

آیا میدانستید که زنبور عسل می تواند نور فرابنفش را ببینید ؟

آیا میدانستید که در هر اینچ مربع از بدن انسان به طور متوسط ​۳۲میلیون باکتری وجود دارد ؟

آیا میدانستید که کوچک ترین استخوان بدن شما، در گوش شماست ؟

آیا میدانستید که اکثر مردم نیمی از جوانه های چشایی خود را از دست داده اند ؟

آیا میدانستید که این مطلب را در ایمیل های پرشین استار میخوانید ؟

آیا میدانستید که وزن مجسمه آزادی در امریکا، بیش از ۲۲۵ تن است ؟

آیا میدانستید که آلبرت انیشتین هرگز نمیتوانست رانندگی کند ؟

آیا میدانستید که قدیمی ترین فسیل سوسک مربوط به ۲۸۰ میلیون سال پیش است ؟

آیا میدانستید که شتر می تواند ۹۴ لیتر (۲۵ گالن) آب را در کمتر از ۳ دقیقه بنوشید ؟

آیا میدانستید که اولین تاکسی سرویس در سال ۱۹۰۷ در نیویورک آغاز شد ؟

آیا میدانستید که اولین پرش چتر نجات از هواپیما در سال ۱۹۱۸ بیش از فرانسه بود ؟

آیا میدانستید که بدن انسان در هر ثانیه ۲،۵۰۰،۰۰۰ سلول قرمز خون تولید میکند ؟

آیا میدانستید که یک گاو به طور متوسط روزانه ۴۰ لیوان شیر تولید میکند ؟

آیا میدانستید که کمترین سوخت و ساز بدن در حیوانات متعلق به نهنگ است ؟

آیا میدانستید که جعبه سیاه هواپیما، در حقیقت نارنجی رنگ است ؟

آیا میدانستید که متوسط یک کوه یخی ۲۰،۰۰۰،۰۰۰ تن است ؟

آیا میدانستید که 132 اتاق در کاخ سفید ایالات متحده وجود دارد ؟

آیا میدانستید که آفتاب پرست می تواند همزمان چشم خود را در دو جهت حرکت دهد ؟

آیا میدانستید که املای کلمه "تاکسی" در زبان های انگلیسی، آلمانی، فرانسوی، سوئدی و پرتغالی یکیست ؟

آیا میدانستید که تمام مارها گوشتخوار هستند ؟

آیا میدانستید که درب بطری بازکن در سال ۱۸۹۰ اختراع شد ؟

آیا میدانستید که زمستان ۱۹۳۲ آنقدر سرد بود که آبشار نیاگارا به طور کامل یخ زد ؟

آیا میدانستید که نام خانوادگی گارسیا، شایع ترین نام در اسپانیا است ؟

آیا میدانستید که بزرگترین منبع درآمد اسپانیا از صنعت گردشگری است ؟

آیا میدانستید که طول عمر خرس های وحشی به طور متوسط ۱۷ سال است ؟

آیا میدانستید که طول عمر متوسط سنجاب ۹ سال است ؟

آیا میدانستید که قهوه محبوب ترین نوشیدنی در سراسر جهان با بیش از ۴۰۰ میلیارد فنجان مصرف در هر سال است ؟

آیا میدانستید که گربه ماهی بیش از 100.000 جوانه های چشایی دارد ؟

آیا میدانستید که قند و شکر تفاله باقیمانده چغندر قند و نیشکراست که مواد ارزشمند آن گرفته و به دامها داده میشود؟

آیا میدانستید که اسید های چرب ترانس در چیپس پس از حرارت مکرر سرطان زا می‌شوند ؟

آیا میدانستید که بیماری قند اولین عامل کوری در مردم جهان است ؟

آیا میدانستید که هر عنکبوت تار مخصوص به خود را دارد و تارهای آنها هرگز شبیه به هم نیستند ؟

آیا میدانستید که مار ناشنواست و به وسیله ارتعاشات دریافتی از زمین میتواند محیط اطراف خود را درک کند ؟

آیا میدانستید که نظیر اثرانگشت، اثر زبان هر شخص نیز متفاوت است ؟

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: یکشنبه 03 اردیبهشت 1391 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

درآمد 30 میلیون تومانی یک گدا فقط در یک روز

کمیته امنیتی عربستان برای مبارزه با تکدی گری به پلیس شهر الریاض دستور بازداشت کوتاه قدترین گدای شهر که پدرش وی را هر روز در یکی از خیابان های رها می کند، صادر کرد. به نقل از روزنامه الریاض این دختر 25 ساله 50 سانتیمتر قد دارد.

کمیته امنیتی عربستان درباره علت دستگیری این دختر چنین گفت: بسیاری از مردم به دلیل کوتاهی قد وی به او ترحم کرده و به او کمک می کنند و او بدین ترتیب جیب آنها را خالی می کند.

تحقیقات این کمیته نشان می دهد که در برخی روزها این دختر کوتاه قد بیش از 30 میلیون تومان در ماه درآمد دارد. به اعتراف خود این دختر، یک شهروند عربستانی در یک روز 500 هزار تومان به وی کمک کرده است.

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: شنبه 02 اردیبهشت 1391 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

چند راهکار خوب برای درمان حسد

حسد

 

معنی و مفهوم حسد

حسد رذیله ای است که مانع درک و تحمل موفقیت های دیگران از سوی حسود می شود و نمی تواند نعمتی را که نصیب دیگری شده بپذیرد. حسود همواره آرزو می کند که موفقیت ها و نعمت های مذکور از محسود گرفته شود.

 

در این باره علامه احمد نراقی صاحب معراج السعاده می گوید: "حسد یعنی تمنای زوال نعمتی از برادر مسلم خود، از نعمت هایی که صلاح او باشد."(معراج السعاده – ملا احمد نراقی، ص362)

حسد از امراض نفسانیه و بدترین رذایل و خبیث ترین آنها می باشد. در این باره علامه احمد نراقی می گوید: "حسد صاحب خود را به عذاب دنیا گرفتار، و به عقاب عقبی مبتلا می سازد، زیرا که حسود در دنیا لحظه ای از حزن و الم و غصه و غم خالی نیست. چون که او هر نعمتی که از کسی دید متألم می شود و چون نعمت خدا نسبت به بندگان خود بی نهایت است، و هرگز منقطع نمی شود پس حسود بیچاره پیوسته محزون و غمناک است. و اصلا به محسود ضرری نمی رسد، بلکه ثواب و حسنات او زیاد می شود." (معراج السعاده – ملا احمد نراقی – ص362)

روایاتی در رابطه با حسد

"امام صادق (علیه السلام) می فرماید: براستی حسد است که ایمان را می خورد چنانچه آتش هیزم را."(گناهان کبیره، ج2 شهید دستغیب، ص342)

"امام صادق(علیه السلام) می فرماید: اساس کفر سه چیز است: حرص، تکبر، حسد." 4(گناهان کبیره، ج2- شهید دستغیب، ص342)

"امام علی علیه السلام می فرماید: اَلحَسَدُ یَضنِی؛ حسد، آدمی را رنجور می کند."(پرتوی از کلام امام علی(علیه السلام) منصور کریمیان، ص108)

غبطه به معنی آرزو کردن دارا شدن مثل نعمتی است که به دیگری رسیده است بدون اینکه از رسیدن نعمت به آن شخص بدش بیاید و میل برطرف شدنش را داشته باشد، در صورتی که غبطه آرزوی دارا شدن مثل همان نعمت است حسد آرزوی برطرف شدن آن نعمت از صاحبش می باشد

 

 

امام علی علیه السلام می فرماید: آدم حسود، حسرت ها و افسوس هایش بسیار، و گناهانش چند برابر است."(پرتوی از کلام امام علی(علیه السلام)، منصور کریمیان، ص 109 )

تفاوت حسد با غبطه و غیرت

"غبطه به معنی آرزو کردن دارا شدن مثل نعمتی است که به دیگری رسیده است بدون اینکه از رسیدن نعمت به آن شخص بدش بیاید و میل برطرف شدنش را داشته باشد، در صورتی که غبطه آرزوی دارا شدن مثل همان نعمت است حسد آرزوی برطرف شدن آن نعمت از صاحبش می باشد."(معراج السعاده – ملا احمد نراقی، ص 363)

"و اگر زوال و نابودی چیزی را از کسی بخواهد که صلاح او نباشد غیرت گویند."

راههای مقابله با حسد

1- تأمل و تفکر در آثار و عوارض تلخ حسد.

2- تواضع، خیرخواهی و به دیگران خدمت کنی. و از رسیدن خیر به دیگران شاد شوی و از موفقیت های و خوبی های دیگران همیشه صحبت کنی.

3- به یاد بیاورید که خداوند نعمت های زیادی به او(خود فرد حسود) داده به یاد افرادی که مشکلات بیشتری دارد بیفتد که من در مقایسه با آنان نعمت های زیادی دارم.

4- با پیروی از دستورات دین و آموزه های معصومین(علیهم السلام) عقل و خرد خود را ورزیده و قوی کند.

تأمل در بی ثباتی دنیا و به یاد مرگ بودن و انسان بداند و غافل نباشد که دیری نمی پاید که حسود و حاسد در خاک پوسیده و فاسد می شوند و یاد و نامی از آنها باقی نمی ماند

 

 

5- تبدیل کردن حسد به غبطه بدانیم که شکست دیگری هیچ کمکی به ما نمی کند و چه بسا مشکلاتی نیز به بار می آورد. لذا به جای تخریب دیگران به تقویت خود بپردازیم.

 

6- نسبت به دیگران خوش بین باشیم. سوء ظن داشتن به دیگران باعث حسادت می شود. حسود پس از ریاکاری، عوام فریبی و ... به تخریب چهره مردم می پردازد. و این عمل بر ضد خوش بینی است.

7- دعا و تضرع برای پیراستن نفس از آلودگی ها(از جمله حسد) و مداومت به این در خواست.

8- به خود تلقین کردن که من خوب شده ام و من دیگر چنین نیستم از حسد نفرت دارم.

9- تأمل در بی ثباتی دنیا و به یاد مرگ بودن و انسان بداند و غافل نباشد که دیری نمی پاید که حسود و حاسد در خاک پوسیده و فاسد می شوند و یاد و نامی از آنها باقی نمی ماند .

10- حسادت بر کسی باعث ضرر دین و دنیای حسود می شود و به محسود ضرری نمی رسد و حتی اگر حسود عملی انجام دهد نیکی هایش برای محسود نوشته می شود. 

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: شنبه 02 اردیبهشت 1391 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

تاحالا دقت کردین

تا حالا دقت کردین وقتی‌ توی یه جمعی‌ یکی‌ میگه اون تلویزین و کمش کن ،یکی‌ دیگه از اونور میگه اصن خاموشش کن . . . !
.
.
.
تا حالا دقت کردین وقتی واسه دل خودت موهاتو درست میکنی چقدر خوشگل میشه ولی وقتی میخوای بری مهمونی یا عروسی بعد از ۳ ساعت کلنجار رفتن شبیه خربزه میشی؟
.
.
.
تا حالا دقت کردین یکى از سرگرمى هاى خاص مردم ایران اینه که :وقتى از مطب دکتر میان بیرون،حساب کنن ببین این دکتره روزى چقد درآمد داره ….
.
.
.
تا حالا دقت کردین که روزای هفته اینجوری میگذره :
شــــــــــــــــــــــنبـــــ ـــــــــــــــه
یــــــــکشــــــــنبـــــــــ ــــــــــه
دوشـــــــــــــنبــــــــــــ ـــــــه
سه شـــــــنبـــــــــــــــــه
چـــهـــار شنبـــــــــــــه
پنجشنبه جمعه!!!
.
.
.
تا حالا دقت کردین چقدر حرص آوره که سر غذا دقیقا اون چیزی رو بر میدارن که تو کلی تو ذهنت واسش نقشه کشیده بودی
.
.
.
تا حالا دقت کردین ﺷﯿﺮﯾﻦﺗﺮﯾﻦ ﻗﺴﻤﺖ ﺧﻮﺍﺏ ﺍﻭﻥ ۵ ﺩﻗﯿﻘﻪﯼ
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺁﻻﺭﻡ ﻣﻮﺑﺎﯾﻠﻪ !!
.
.
.
تا حالادقت کردین وقتی داری درس میخونی و به یه صفحه عکس دار میرسی چه حالی میکنی که اون صفحه نصفست…!
.
.
.
تاحالا دقت کردین وقتی احساس میکنین گم شدین اول ضبط ماشین رو کم میکنین!
.
.
.
تا حالا دقت کردین تا آرایشگر روپوش و میندازه رومون دماغمون خارش میگیره؟!
.
.
.
تا حالا دقت کردین وقتی سوهان میخوری ۹۵%ش
میره لای دندونات و فقط ۵%ش نصیب معدت میشه؟!!!

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: شنبه 02 اردیبهشت 1391 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

تذکری که رهبر درباره اینترنت دادند

 

" این رسانه‌هاى الكترونیكى و اینترنتى متأسفانه موجب شده است كه افراد بى‌محابا علیه یكدیگر حرف بزنند، بد بگویند. باید از طرف مسئولین كشور براى این هم یك جورى تدبیر بشود"( در جمع زوار حضرت علی بن موسی الرضا-1/1/91)

اینترنت

 

رسانه های الکترونیکی و اینتنرنتی آسیب های بسیاری را به همراه دارند در کنار خوبی هایی هم که دارا هستند. در دل این تذکر رهبری به یکی از اسیب ها اشاره شده است.

وقتی وارد فضای مجازی می شوید  فرقی ندارد چه وب 1باد باشد و چه وب 2،مخصوصا وب 2 فقط کافی ست اراده کنید تا هر چه می خواهید را بر روی این فضا به نمایش در بیارید فارغ از هیچ تعهدی! و ..... فقط کافی ست کمی با کار با اینترنت آشنایی داشته باشید و کمی هم نفس! تا حتی بی اخلاق ترین رفتارها را در اینترنت داشته باشید. البته شاید شورای فیلترینگ بتواند شما را فیلتر کند اما باز فقط شاید دیده نشوید اما باز کار از کار گذشته ات حتی اگر مصداق مصادیق مجرمانه هم باشید باز....

رسانه اینترنت فضایی را موجب شده است که افراد می توانند هر چه می بینند، میشوند یا به ذهنشان خطور می کند را سریع بروی فضای وب قرار داده و همگانی را با آن موضوع در گیر نمایند و افکار عمومی را ایجاد یا تحت تاثیر قرار دهند. این اولین ایراد اینترنتی است که از دل این بیان رهبری بیرون می آید. در بحث اخلاق اسلامی و موضوع آزادی بیان اسلامی فرد از این درجه از آزادی برخوردار نیست تا بی هیچ قید و شرط هر آنچه می خواهد را بیان دارد. بلکه اختیارات فرد بر پایه آزادی معنوی مطرح شده و به پیش می رود.

اینترنت

 

این ایراد گاهی گریبانگیر افراد در فضای وبلاگی و شبکه های اجتماعی می شود، افراد مذکور در نقد، تحلیل و یا بیان مسائل خود را به هیچ قانون و اخلاقی پای بند نمی بینند و هر آنچه که بر ذهن و زبانش جاری می شود را بر روی فضای مجازی می آورند. به طور مثال صرف اینکه یک فرد رازی از کسی بداند یا موضوعی را متوجه شود، می تواند با قرار دادن آن روی تارنمای خود آن راز را فاش کند یا آبروی کسی را ببرد یا به صرف اینکه از فردی خوشش نمی آید می تواند علیه وی در این رسانه  بد گویی کند.

یکی از جریاناتی که علاوه بر فضای وب 2 این مسئله را دامن می زند در وب 1 است و آن هم فضای پر حجم تولید مطلب در خبرگزاری ها و سایت های خبری می باشد، به دست آوردن مخاطب و جلب نظر او به هر قیمت ، هم حاشیه سازی های سیاسی پیرامون موضوعات مختلف و تامین مطالب و کسب درآمد.

امروزه سایت های خبری به دلیل تعدد و برای کسب مخاطب و تامین منابع مالی مداوم خبر تولید کنند و حتی مجبورند فراتر از تعریف های آکادمیک، خبرهای را ایجاد کنند هر چند به قیمت اینکه موادی از اخلاق و آزادی بیان اسلامی رخ بدهد و از طرفی دیگر خبرنگاران هم به هر بهانه ای مطلبی تهیه کنند و....

وقتی وارد فضای مجازی می شوید  فرقی ندارد چه وب 1باد باشد و چه وب 2، مخصوصا وب 2 فقط کافی ست اراده کنید تا هر چه می خواهید را بر روی این فضا به نمایش در بیارید فارغ از هیچ تعهدی! و ..... فقط کافی ست کمی با کار با اینترنت آشنایی داشته باشید و کمی هم نفس! تا حتی بی اخلاق ترین رفتارها را در اینترنت داشته باشید

سایت های خبری حتی برای جلب مخاطب مصاحبه های جنجالی می گیرند مصاحبه هایی که درون آن خیلی از حرف ها که نباید، بیان می شود یا مطلب جنجالی می نویسند هر چند تخریبی و بسیاری اوقات برای تامین مطلب یا بیان مطلب جنجالی و جذب مخاطب صرف اینکه مطلبی در هر گوشه اینترنت درج شده باشد به اعتبار همان که منبعی دارد موثق دانسته و کار می کنند.

اینترنت

 

از نگاهی دیگر گاهی این آسیب راهی ست که توسط سیاستمداران جریان سازی می شود. گاهی عده ای از افراد برای دیده شدن و مطرح شدن به اظهار نظرهای جنجالی می پردازند که رسانه های اینترنتی با توجه به قابلیتی که مطرح شد کانالی خوب برای این کار هستند و این باعث می شود افراد به راحتی بتوانند در این محیط  به بدگویی و ... بپردازند.

علاوه بر این گاهی تارنماهایی ایجاد می شوند که نه از روی جهل بلکه کاملا آگاهانه جریاناتی را دنبال کنند که این خود به دلیل دوری از اخلاق به این آسیب دامن خواهد زد.

به طور مثال ما با فضای خاصی بعد از فتنه سال 88 در فضای مجازی رو برو بودیم که تمامی انواع مختلف آسیب هایی را که در بالا بدان اشاره شد تحت ذیل این رویداد می توان نظاره کرد. در این فضا عده ای از افراد در فضای شبکه های اجتماعی و وبلاگ ها هر نظری نقدی یا شنیده‌ای که داشتند را بارگزاری می کردند. سایت ها ی خبری خبر گزاری ها هم به دلیل داغ بودن فضا، درگیر سرعت اینترنتی شده، دقتشان پایین امده بسیاری از خبر ها غیر موثق هم کار می کردند که خیل تکذیبیه های آن زمان نشان از این موضوع دارد و بسیاری از آنها نیز خودشان از آب گل آلود ماهی گرفته و سعی داشتند با یاجاد جنجال با مقاله و مصاحبه هایی که دور از آزادی بیان و اخلاق اسلامی بود برای خود مخاطب جذب کنند. در این میان عده ای از سایت ها نیز با برنامه قبلی و بدور از اخلاق امده بودند که تا فضا را ملتهب کنند.

اینترنت

 

آسیب های که رهبری اشاره می کنند که در این فضا دچار آن می باشیم شامل تهمت، غیبت، بد گویی، تجسس می باشد که تحت موارد فوق به وجود می آید اما برای رفع این ایراد ها می توان راهکارهای بسیاری تبیین کرد، از برخوردهای ضربتی و بازدارنده تا کارهای فرهنگی؛ اگر بخواهیم به یک سر این راه حل ها بیاییم و به بازدارندگی اشاره کنیم خیلی از جا ها فیلترینگ و برخوردهای قضایی راه گشا می باشد اما با اینکه این رفتار ها نیز لازم به نظر می رسد باید سعی کرد دچار افراط نشد و بیشتر در کنار فعالیت های بازدارنده روی فرهنگ سازی تمرکز کرد کاری که این آسیب را نه موقت بلکه برای همیشه از صحنه رسانه ها دور کند.

در اینجا ابتدا می بتوان به چند راه حل دیگر نیز اشاره نمود ازجمله:گسترش اخلاق در سطح فردی و اجتماعی، آموزش اخلاق رسانه ای و به تبع آموزش سواد رسانه ای، نظارت بر عملکرد رسانه ها و تذکر و برخورد به جا و......

حال با این شرح و تذکر رهبری باید ان را هر چند گذرا مطرح شده ولی جدی گرفت تا از بسیاری از اسیب های سیاسی و اجتماعی و تنش ها به دور شد. مسلما این مورد باید توسط تمامی نهادهای مربوطه از جمله شورای عالی فضای مجازی در سیاستگذاری ها و مسائل پیش رو مد نظر واقع شود.م:تبیان

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: شنبه 02 اردیبهشت 1391 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

بهترین هدیه به فرزند

در این مقاله می خواهیم  به این سئوال پاسخ دهیم : چگونه و از چه راههایی می‌توان اعتماد بنفس فرزندان را تقویت کرد؟

 

کودک

 

چرا فرزندان ما دچار ناآرامی و ناسازگاری، ناتوانی در ارتباط مؤثر  والدین و اطرافیان می‌شوند؟ چرا عده ای از نوجوانان در دام گروههای بزهکار و دام اعتیاد گرفتار شده و ذهن و زندگی خود را تباه می‌کنند؟ چرا برخی از دانش آموزان نوجوان ما افت تحصیلی، افسردگی، ناتوانی در استفاده صحیح از رسانه‌های مدرن نظیر اینترنت، ماهواره، موبایل و ... رنجشان می‌دهد؟

پاسخ همه این چراها، یک جمله کوتاه است: دچار ضعف نفس یا احساس حقارت شده اند و راهکار مقابله با همه آسیب‌ها و آفت‌های مذکور فیزیک جمله کوتاه است: تقویت اعتماد بنفس.

در نوشتار حاضر و پی پاسخگویی به این سئوال هستیم. چگونه و از چه راههایی می‌توان اعتماد بنفس فرزندان را تقویت کرد؟

قبل از پرداختن به این مهم بجاست تعریف مجملی از اعتماد بنفس را با هم مرور کنیم:

تعریف اعتماد بنفس

اعتماد بنفس، همان ارزیابی مثبت از خود و یا خود ارزشمندی است. به عبارتی دیگر، اعتماد بنفس به معنای نگرش، ادراک و برداشتی است که شخصی از خود در حوزه‌های مختلف جنسی – سنی، خانوادگی، مذهبی، علمی، اقتصادی و اجتماعی دارد.خلاصه اینکه در مورد ویژگیهای شخصی و شخصیتی درک و نگرش مثبتی داشته باشد.

فرق اعتماد بنفس و غرور

کم نیستند کسانی که اعتماد بنفس و تکیه بر قابلیت‌ها و توانایی‌های خود و مفید دانستن خود در عرصه‌های مختلف زندگی را با تکبر و غرور و خودخواهی مترادف داشته و وجوه تمایز آنها را تشخیص نمی‌دهند لذا بجاست بطور اجمال تفاوت این دو را بدانیم.شخصی که اعتماد بنفس دارد همه دانسته‌های و توانایی‌های خود را نه از جانب خود که از جانب خدا دانسته و همه توانایی‌های مادی و غیرمادی خود را در بستر جلب رضایت خالق خود صرف می‌کند. هر چه بر قدرتش افزوده می‌شود بر تواضع و خداخواهی اش افزوده می‌شود. به خود و به دیگران عشق می‌ورزد.

نباید نسبت به جسم و جنسیت خود احساس بدی داشته باشد. اینکه پایین شهری با بالای شهری هستند. کارگر یا کشاورز و... هستند اینها نباید ملاک ارزش گذاری باشد. آنچه مهم است اصالت فرهنگی، تأکید بر اخلاق و اعتقادات می‌باشد

 

اما شخص خودخواه بدون تکیه و توکّل به خدا و بدون توجه به معیارهای دینی و اخلاقی براساس امیال و غرایز خود عمل نموده و ثروت و قدرت و زیبایی اش را در بستر ارضاء نیازهای خود به کار می‌گیرد. برای رسیدن به اهدافش حاضر به شکستن و خُرد کردن شخصیت دیگران و زیر پا گذاشتن خواست دیگران است.

اعتماد بنفس و خودخواهی در یکجا جمع نمی‌شوند. اساساً شخصی که دچار ضعف نفس می‌شود یا مغرور و متکبر می‌شود و یا در گرداب خود کم بینی و احساس حقارت گرفتار می‌شود. در هر دو صورت در دام معصیت و گناه فرو می‌افتد.

کودک
نشانه‌ها و علائم رشد نایافتگی و ضعف نفس

از کجا می‌توان به ضعف نفس خود و دیگران پی برد؟ خصوصیات رفتاری و روانی افرادی که دچار عدم اعتماد بنفس هستند از این قرار است:

** وابستگی به دیگران و عدم استقلال در تصمیم گیرید

** عدم مراجعه به مشاور، خودسر عمل کردن – انسان خردمند و رشد یافته از تخصص و توان عقلی و علمی دیگران در عرصه‌های مختلف زندگی بهره می‌گیرد

** همه چیز را برای خودش می‌خواهد و خودمحوری و عدم توجه به خواست دیگران

** مسئولیت ناپذیری از دیگر خصوصیات افرادی است که دچار ضعف نفس شده اند. بیشتر شبیه افراد عقب مانده کارهایش را دیگران انجام می‌دهند.

** عدم میانه روی و اعتدال – مثل بچه‌های 2، 3 ساله، یا بشدت می‌خندند و یا بشدت می‌گیرند. همواره دچار افراط و تفریط اند.

** غریزه و نه عقیده را معیار سنجش و تعیین امور دانستن.

** خودنما و خودآرا بودن، و نظر دیگران در طرز پوشش و آراستگی و معیشت را بر نظر عالمان و عاقلان و عارفان ترجیح دادن – کم نیستند افرادی که در خلوت و خانه و خانواده چهره ای عبوس و کلامی خشن و رفتاری آزاردهنده علیه زن و فرزندان دارند امّا در بیرون از منزل رفتاری مهربان و اجتماعی و مسئولیت پذیر دارند.

آثار و عوارض ضعف نفس

خود را ارزشمند ندانستن و احساس حقارت پیامدهای بسیار تلخ و آزار دهنده ای دارد که فهرست و تبیین آنها خود کتابی مستقل و مفصل خواهد شد. لذا جهت اختصار، چند نمونه محوری را مرور کنیم:

** وقت و عمر را نه طلا که کمتر از حلبی دانستن – کسی که خود را ارزشمند نداند و زندگی را در خوردن و خوابیدن و تولیدمثل محدود نماید – از عمر،  این ارزشمندترین نعمت و موهبت الهی بهره ای جز گذران روز و شب بهره ای نمی‌گیرد. عمر را مثل زباله می‌سوزاند. کودکان و نوجوانانی که عمر خود را با ارزش ندانند به راحتی در دام گروههای فاسد خیابانی و گرداب اعتیاد و بیکاری فرو می‌غلتند.

اگر فرزندان ما بیاموزند که در برابر انتقاد دیگران احساس حقارت نکنند، بلکه آنرا همچون هدیه ای گرانبها بپذیرند همواره احساس ارزشمندی و مفید بودن خواهند بود

 

 

** تسلیم پذیری – در مقابل دعوت کنندگان به بیهودگی و ولنگاری و مدگرایی و خودنمایی و خودآرایی، کمترین مقاومت و اراده ای از خود نشان نمی‌دهند. بردگانی رام و مطیع خواهند بود.

 

** افسردگی و احساس پوچی و گوشه گیری و لذت نبردن از زندگی

** افت تحصیلی

** تحقیر دیگران – انسان‌های حقیر، به منظور سرپوش گذاشتن بر حقارت خود دیگران را نیز حقیر می شمارند.

** اضطراب و استرس در مجالس و مجامع مختلف و ناتوانی در ایجاد تعاملی سالم و هدفمند با اطرافیان

** عدم توانایی در استفاده از رسانه‌های مدرن، کودکان و نوجوانانی که احساس حقارت کنند. نه مثل پروانه که بر روی خوبی‌ها و زیبایی‌ها می‌نشیند، که همچون مگس بر روی آلودگیها و عفونت‌های رسانه‌ها مدرن (ماهواره – اینترنت – موبایل – فیلم‌ها و نشریات) می‌نشیند و بدیها را جلب و جذب می‌کنند.

کودک

عوامل ارزیابی مفید از خود

چه عواملی موجب می‌شود که فرزندان ما احساس، اعتماد بنفس و خود ارزشمندی بنمایند؟

تحقیقات و داده‌های پژوهش‌های رواشناختی نشان می‌دهد همه ما بویژه کودکان و نوجوانان بوسیله 5 عامل مهم به سکوی بلند اعتماد بنفس می‌رسند و می‌رسیم:

الف- واکنش دیگران :  ارزشی که دیگران به فرزندان ما قائل می‌شوند تأثیر بسیار شگرفی را در خود ارزشمندی آنان دارد. اینکه دیگران بویژه والدین، معلمان و دوستان فرزندان را با چه القاب و صفاتی می‌خوانند: با هوش، با محبت، مسئولیت پذیر و با نشاط و... آنان (فرزندان) نیز خود را با همان صفات خواهند پنداشت.

ب- تجربیات همراه با موفقیت یا شکست:  نیز نقش بسیار مهمی در چگونگی ارزیابی فرزندان از قابلیت‌ها و توانایی‌های خود خواهد داشت، کودکان و نوجوانان با کسب موفقیت‌ها، احساس خود ارزشمندی بالایی خواهند داشت.

ج- تعریف از موفقیت و شکست: چه خوب گفته اند که واژه شکست را از فرهنگنامه خانوادگی بردارید و به جای آن نتیجه و تجربه را بنویسید. به عبارتی هر به اصطلاح شکست و ناکامی اگر توأم با کسب تجربه و گرفتن عبرت همراه باشد دیگر شکست نیست. تجربه و عبرت است.

ارتباط اجتماعی خوب با دیگران باعث تقویت اعتماد بنفس فرزندان و این نیز باعث ارتباط اجتماعی مطلوب با دیگران می‌شود و این دور سازنده ادامه می‌یابد

 

 

د- نحوه ی برخورد با انتقاد گران و باز خورد افعال خود: اگر فرزندان ما بیاموزند که در برابر انتقاد دیگران احساس حقارت نکنند، بلکه آنرا همچون هدیه ای گرانبها بپذیرند همواره احساس ارزشمندی و مفید بودن خواهند بود.

 

هـ - همانند سازی : کودکان و نوجوانان بشدت تحت تأثیر الگوهای قابل دسترس بوده و اگر الگوهای آنان از اعتماد بنفس بالایی برخوردار باشند. در فرآیند همانند سازی خود نیز به مقام بالای اعتماد بنفس خواهند رسید.

توصیه‌های عملی در فرآیند تقویت اعتماد بنفس  فرزندان

** آشنا نمودن با احکام و معارف دینی :  از همان آغاز تولد با انتخاب نام نیک و تأمین نیازهای عاطفی، جسمی  فرزندان و خواندن اذان و اقامه در گوش راست و چپ آنان اولین پایه‌های توحید و تقویت اعتماد بنفس در فرزندان را طراحی کنید. خود شما (والدین) الگویی عملی در حوزه دینداری باشید.

** ارتباط و معاشرت با افراد متدین و با فرهنگ و رشد یافته:  تأثیر فوق العاده ای در تقویت اعتماد بنفس فرزندان ما دارد. امام علی(ع) فرموده است: به اندازه تقوای افراد با آنان برادری و مراوده داشته باشید. طبع انسان دزد است خوبی‌ها و بدیها را از دیگران می‌رباید و از آن خود می‌کند. بدیهی است والدین و معاشران هر صفت و شخصیتی داشته باشند در روح و روان فرزندان تأثیرگذار خواهند بود. لذا اولاً خود والدین باید دارای اعتماد بنفس لازم باشند ثانیاً با کسانی معاشرت کنند که از کرامت نفس بالایی برخوردار باشند. از همه مهمتر والدین باید خود از اعتماد بنفس بالایی برخوردار باشند:  تا بتوانند مدل و الگویی عینی و مورد علاقه و احترام فرزندان باشند. اگر فرزندان به والدین علاقه داشته باشند حتماً از آنها الگوبرداری می‌کنند. فراموش نکنید فرزندان موفق و دارای اعتماد بنفس والدینی موفق، متدین و آگاه دارند.

 

کودک

 

**

کسب مهارتهای رفتاری و گفتاری بدون مدل و الگو کاری بسیاری دشوار و گاهی غیرممکن می‌باشد. پس بیایید پیش از پرداختن به فرزندان به تقویت توانایی‌های اخلاقی و رفتاری خود بپردازیم، تا الگویی قابل اعتماد و احترام برای فرزندانمان باشیم.

** انجام وظایف و تکالیف شرعی:  احساس خوشایندی را در فرزندان ایجاد می‌کند لذا زمینه‌های انجام تکالیف شرعی را برای آنان فراهم کنید. و در این راه خود پیشرو باشید تا آنان پیرو باشند.

** ارتقاء سطح آگاهی و اطلاعات عمومی فرزندان در تقویت اعتماد بنفس آنان نقش بسیار مهم و مؤثری دارد:  لذا ایجاد فضا و فرصت مناسب برای علاقمندی آنان به مطالعه کتب مناسب بویژه در حوزه مسائل دینی و اخلاقی و داستان زندگی انسان‌های موفق را فراموش نکنید.

** تشویق کنید به دیگران در چارچوب شرع و عرف احترام بگذارند.

** به آنان مسئولیت بدهید:  (خرید نیازمندیهای منزل به آشپزی – خیاطی – شستن خودرو – آموزش کوچکترها بوسیله بزرگترها و...)

** وسایل مستقل برایش تهیه کنید – کمد لباس – سطل زباله – ساعت ...

** به دوستانش احترام بگذارید.م:تبیان

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: پنج‌شنبه 31 فروردین 1391 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

برداشت وهابیت از توحید

 

وهابیت

طبق اعتقاد هر مسلمانی، اصلی ترین رکن اعتقادی اسلام که جدا کننده بین مسلمانان و غیر مسلمانان است، توحید خداوند تبارک و تعالی می باشد، که هر چه افراد در این اعتقادات کاملتر شوند، بیشتر به معرفت و رضایت و رضوان الهی دست یافته و کمالات معنوی و روحی و نفسانی و انسانی و اخلاقی آنان فزونتر می گردد.

در میان اهل سنت نیز پیرامون توحید كتاب‌های بسیاری نوشته شده است. كتاب توحید فخرالدین رازی، كتاب توحید زمخشری از جمله این کتب می باشد. همچنین تفاسیر علمای پیشین حتی تفسیر قرطبی و تفاسیر علمای كلامی از جمله تفسیر محمد غزالی طوسی، همه در مورد توحید سخن گفته‌اند، با این همه جریان وهابیت معتقد است که همه مسلمین در شناخت توحید مسیر غلط را پیموده اند و به همین دلیل به تکفیر مسلمانان پرداختند.

 

مهم ترین اندیشه وهابیت

در متون وهابی‌ها هیچ واژه‎ای به اندازه «توحید» و «شرک» به کار نرفته است؛ لذا مهم‌ترین پایه اندیشه وهابیون را باید در ذیل این دو واژه بررسی کرد. از دیدگاه محمد بن عبدالوهاب و پیروان او، توحید بر دو بخش است: توحید ربوبیّت و توحید الوهیّت. منظور اینان از توحید ربوبیّت؛ اعتقاد به یکتایی خداوند در آفرینش، تشریع و تدبیر جهانیان است. و منظورشان از توحید الوهیّت، چیزی است که آن را توحید در عبادت معرفی می‌نمایند. از نگاه وهابیان، توحیدی که در برابر شرک قرار می‌گیرد ترکیبی از هر دو بخش است. بنابراین، امکان دارد کسی به یگانگی خداوند متعال در آفرینش، تشریع و تدبیر جهانیان معتقد باشد، اما کاملاً «مشرک»باشد! بدین معنا که غیر خداوند یکتا را مورد «عبادت» قرار دهد.

تفسیری که وهابیان از «عبادت» ارائه می‌دهند آنچنان وسیع و گسترده است که هرگونه تعظیم و تقدیسی را شامل می شود. از این رو، معتقدند که مسلمانان با تقدیس برخی افراد یا مکان‎ها، و حتی تعظیم قبور پیامبر و ائمه، در واقع آنان را عبادت می‌کنند. از نگاه اینان هرگونه توسل به اولیاء و عرض حاجت در نزد قبور آنان از مصادیق کفر است!

دیدگاه محمد بن عبدالوهاب درباره توحید در یکی از رسائل او به نام«القواعد الأربعة» آمده است. او در این رساله، با استناد به ظواهر برخی آیات و روایات، برای توحید، چهار رکن ذکر نموده، که در واقع ارکان وهابیت است:

1- کافران زمان پیامبر(صلی الله علیه و آله) به این که خداوند خالق و مدبّر جهان است اقرار داشتند ولی این اقرار، باعث مسلمان شدن ایشان نمی‎شد.

2- کافران عصر پیامبر(صلی الله علیه و آله) می‌گفتند که برای نزدیک شدن به خداوند و طلب شفاعت، بت‎ها را می‌خوانیم.

3- پیامبر(صلی الله علیه و آله) در میان کسانی ظهور فرمود که از حیث عبادت متفاوت بودند؛ برخی فرشتگان، برخی پیامبران و صالحان، بعضی درختان و سنگ‎ها، و عده‎ای خورشید و ماه را می‌پرستیدند، اما پیامبر با همه آنان جهاد فرمود و میان آنان فرقی نگذاشت.

وهابیت در طول سه قرنی که آثار و کتابهای خویش را منتشر می سازد، همه مسلمانان به جز گروه خود را مشرک در توحید عبادی پنداشته

4- مشرکان زمان ما از مشرکان زمان پیامبر(صلی الله علیه و آله) مشرک‌تر اند! چرا که مشرکان زمان پیامبر تنها به هنگام آسایش شرک می‌ورزیدند و به هنگام دشواری، مخلص می‌شدند، اما مشرکان زمان ما، هم به هنگام آسایش و هم به هنگام دشواری مشرک‌اند! 1

وی در رساله دیگرش به نام «کشف الشبهات» نیز بر این دیدگاه افراطی اصرار ورزیده، و بیش از 24 بار مسلمانان غیر وهابی را مشرک، و بیش از 25 مرتبه آنان را کافر، بت‌پرست، مرتد، منافق و شیطان خوانده است! این دیدگاه عجیب تقریباً در همه منابع وهابی به چشم می‌خورد. از این رو، بسیاری از اندیشمندان شیعه و سنی، وهابیان را به «خوارج» تشبیه، و دیدگاه‎های اینان را به تفصیل با دیدگاه‎های آنان مقایسه و تطبیق داده‎اند.

از جمله آلوسی بغدادی که خود در زمره طرفداران اندیشه سلفی گری و وهابیت به شمار می رود در کتاب تاریخ نجد بر آنها خرده گرفته و می گوید:

«سعود ابن عبدالعزیز به اطراف لشکر کشی کرد و بزرگان عرب در برابر او سر تعظیم فرو آوردند، ولی متاسفانه او مردم را از زیارت خانه خدا بازداشت و بر خلیفه عثمانی خروج کرد و مخالفان خود را تکفیر نمود. در قسمتی از احکام آنچنان شدت عمل به خرج  داد و درباره برخی از اعمال مسلمین با دیدی ظاهربینانه قضاوت کرد که آنان را متهم به شرک ساخت. در حالی که اسلام آئین سهل و آسان است، نه آئین سخت، آنچنان که علمای نجد اندیشیده اند و پیوسته بر مسلمانان منطقه یورش برده و آنان را به عنوان جهاد فی سبیل الله غارت می کنند.»2

ارتداد

 

وهابیت در طول سه قرنی که آثار و کتابهای خویش را منتشر می سازد، همه مسلمانان به جز گروه خود را مشرک در توحید عبادی پنداشته و این در حالی است که در نوشته های خویش هیچ تعریفی از عبادت، اختصاص نداده اند و صرفا به کلی گویی بسنده کردند. این مهم شایان توجه است که تبیین و بررسی توحید در عبادت و مصادیق آن کلید پاسخ به شبهات آنان، و گشودن گره هایی است که جمود وهابیان از آن مایه می گیرد، و تا این گره گشوده نشود و عبادت و پرستش به صورت دقیق تفسیر نگردد، هر نوع بحث و مناظره ای با این گروه بی فایده است.

همه مسلمین بر این متفقند که عبادت فقط مخصوص خداست  و توحید در پرستش اصل مشترک در میان تمام پیامبران می باشد چنانکه می فرماید: «و لقد بعثنا فی کل امة رسولا ان اعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت.» 3

بنابراین اصل کلی که عبادت از آن خداست و هر نوع شرک و دوگانه پرستی از خط توحید محکوم است، اختلافی نیست.

آنچه که دستاویز دشمنی و اختلاف وهابیت با مذاهب دیگر اسلامی گردیده اختلاف در مصادیق و جزئیات پرستش است.

برای مثال پاسخ به این سئوال که آیا توسل به انبیاء و اولیاء مصداق پرستش قرار می گیرد یا توسل به اسباب است، مورد اختلاف میان وهابیان و دیگر مسلمانان می باشد. اینجاست که لازم است مقیاس و ضابطه صحیح عبادت مشخص شود تا محدوده منطقی آن به دست آید.

تفسیر ربوبیت به خالقیت و الوهیت به پرستش از اشتباهاتی است که وهابیان دچار آن شدند، که هرگز حاضر به تجدید نظر در آن نیستند. زیرا ربوبیت از کلمه رب به معنای صاحب اخذ شده و صاحب یا مالک بودن با خالقیت و آفرینندگی تناسبی ندارد، چه بسا شخصی مالک چیزی باشد که در خلق آن هیچ نقشی نداشته است، بلکه ربوبیت به معنای تدبیر، کارگردانی، و سرپرستی چیزی است که زمینه ادامه حیات او را فراهم می سازد

در کتابهای وهابیان توحید از دو بخش اصلی تشکیل گردیده که یکی از آنها را توحید ربوبی و دیگری را توحید الوهی نامگذاری می کنند که اولی را به توحید در خالقیت  و دومی را توحید در عبادت و پرستش تفسیر می کنند، و یادآور می شوند که همه فرق اسلامی توحید در خالقیت را پذیرفته و به خالقی جز خدای متعال اعتقاد ندارند، ولی آنان در الوهیت و پرستش گرفتار شرک شدند. توسل به پیامبران و صالحان و استغاثه و استمداد از آنان و یا طلب شفاعت از آنان، همه و همه مصادیق عبادت و پرستش است و از این جهت مسلمین با مشرکان زمان رسالت یکسان و همگام هستند.

تفسیر ربوبیت به خالقیت و الوهیت به پرستش از اشتباهاتی است که وهابیان دچار آن شدند، که هرگز حاضر به تجدید نظر در آن نیستند. زیرا ربوبیت از کلمه رب به معنای صاحب اخذ شده و صاحب یا مالک بودن با خالقیت و آفرینندگی تناسبی ندارد، چه بسا شخصی مالک چیزی باشد که در خلق آن هیچ نقشی نداشته است، بلکه ربوبیت به معنای تدبیر، کارگردانی، و سرپرستی چیزی است که زمینه ادامه حیات او را فراهم می سازد. نظیر چنین اشتباهی در کلمه الوهیت رخ داده است، چرا که الوهیت و کلمه اله به معنای معبود(موجودی که مورد پرستش قرار می گیرد) نیست، و هرگز قرآن با این اصطلاح سخن نمی گوید. به عنوان مثال به یکی از این آیات اشاره می کنیم که می فرماید:

(لو کان فیهما الهةالا الله لفسدتا فسبحان الله عما یصفون)4؛ اگر در آسمانها و زمین خدایان دیگری جز الله وجود داشتند، نظام آفرینش دچار فساد و تباهی می شد. مضمون آیه و برهانی که در آن وجود دارد در صورتی صحیح است که اله را به معنای خدا بگیریم و نه معبود، چون در این صورت استدلال آیه نا تمام خواهد بود. چرا که مقصود آیه این نیست که اگر معبودهایی جز خدا بودند جهان دچار تباهی می شد، زیرا در جهان معبودانی به باطل جز خدای متعال هستند در حالی که نظام آفرینش همچنان پا برجاست.

چکیده

از مجموع آنچه گذشت چنین بر می آید که وهابیان در تلقی درست از مفهوم توحید دچار خطا شده، و تفسیر نادرستی از توحید الوهی و توحید ربوبی دارند که تعصب کور بر این اشتباه، آنان را از مسیر حق منحرف ساخته و تطبیق مصادیق توحید و شرک را در نزد آنان مشتبه ساخته است.

پی نوشتها:

1- القواعد الاربعه ص4

2- کشف الارتیاب، ص 9 به نقل از تاریخ نجد

3- نحل- 36

4- انبیاء، 22   م:تبیان

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: پنج‌شنبه 31 فروردین 1391 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

ابر و باران از نگاه قرآن و علم

أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يزْجِي سَحَابًا ثُمَّ يؤَلِّفُ بَينَهُ ثُمَّ يجْعَلُهُ رُكَامًا فَتَرَى الْوَدْقَ يخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ وَينَزِّلُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ جِبَالٍ فِيهَا مِنْ بَرَدٍ فَيصِيبُ بِهِ مَنْ يشَاءُ وَيصْرِفُهُ عَنْ مَنْ يشَاءُ يكَادُ سَنَا بَرْقِهِ يذْهَبُ بِالْأَبْصَارِ «النور/43»

آيا نديدي که خداوند ابرهايي را به آرامي مي‌راند، سپس ميان آنها پيوند مي‌دهد، و بعد آن را متراکم مي‌سازد؟! در اين حال، دانه‌هاي باران را مي‌بيني که از لابه‌لاي آن خارج مي‌شود؛ و از آسمان -از کوه‌هايي که در آن است [=ابرهايي که همچون کوه‌ها انباشته شده‌اند]- دانه‌هاي تگرگ نازل مي‌کند، و هر کس را بخواهد بوسيله آن زيان مي‌رساند، و از هر کس بخواهد اين زيان را برطرف مي‌کند؛ نزديک است درخشندگي برق آن (ابرها) چشمها را ببرد!

نکات آيه:

1. ابرها براي براي جمع و مرتب شدن چرخانده مي شوند.

2ـ. ابرها مألوف مي شوند.

3. ابرها روي هم متراکم مي شوند.

4. قطره از خلال امتداد ابـر (از امتداد تراکم ابر) مي ريزد.

5. ابرهاي کوه مانند وجـود دارد.

6. در ابرهاي کوه مانند ريزه هاي يخ وجود دارد که با چرخش آنها تگرگ تشکيل مي شود.

7. برق تگرگ نزديک به گرفتن چشم است.

1. ابرها براي جمع و مرتب شدن چرخانده مي شوند:

تصاوير زير با ماهواره در طي 11 روز گرفـتـه شده. چنان که در تصويرها مي بـيـنـيـم گـردبـادها ابرها را مي چرخانند و گرداب ابري شکل مي گيرد و ابرها را جمع مي کند. قطر اين ابر حدوداً 200 کيلومتر است و سوراخ مرکز آن کـه مـانند چـشـم مي ماند حـدوداً 10 کـيـلـومـتـر است. («زجو» از جمله به معني: هـل دادن يا پيچاندن يا گرداندن چيزي براي مرتب شدن يا شکل گرفـتن است).

قران و علم روز

2. ابرها مألوف مي شوند:

به شکلي که در تصوير مي بينيم ابرها با هم مألوف مي شوند. چرا قرآن از واژه تآليف استفاده کرده است؟ تآليف بمعني سازگار نمودن و آشتي دادن دو يا چند چيز مختلف و متفاوت است. علت اين که قرآن واژه تآليف بکار برده اين ا ست که پاره ابرها از نظر دما و غلظت بخار آب و ترکيبات و غيره با هم فرق مي کنند.

قران و علم روز

3. ابرها روي هم مـتـراکم مي شوند:

ابرها روي هم انباشته و متراکم مي شوند. گاهي تراکم آنها به چند صد متر هم مي رسد.

قران و علم روز

 

4. قطره از خلال امتداد ابر (از امتداد تراکم ابر) مي ريزد:

وقتي وضعيت جوي به نقطه بارش برسد ابتدا ذرات آب در بخشهاي بالائي ابر با هم ترکيب مي شوند و قطره هاي ريز در حد سقوط کردن تشکيل مي شـوند. و چنان که قـرآن گفـته از بالا در امتداد تراکم ابر سقوط مي کنند. در مسير سقوط خـود با ميليونها مولکولهاي ديگر آب برخورد مي کنند که جذب آنها مي شود و رفته رفـته بزرگ و بزرگ تر مي شوند. تا اين که به نهايت پائين ابر مي رسند و آن را ترک مي کنند. قطره اي که ابر را ترک مي کند تقريبا 2000 بار بزرگ تر از ذرات موجود در ابر است. (پس از ترک ابر نيز در مسير خود مي توانند با قطره هاي کوچکتري که پيش از آنها از ابر جدا شده اند و بخاطر سبک تري خود سرعت کمتري دارند برخورد کنند و بزرگتر شوند).

قران و علم روز

 

5.ابرهاي کوه مانند وجود دارد:

اين نوع ابرهاي کوه مانند البته فقط با رفتن با هواپيما در محيط ابرها مشخص است. و تا پيش از پرواز انسان کسي از آنها خبري نداشت.

قران و علم روز

 

6. در ابرهاي کوه مانند ريزه هاي يخ وجود دارد که با چرخش آنها تگرگ تشکيل مي شود:

دانه تگرگ همان طور که آيه گفته در اصل ريـزه هاي يـخ اسـت کـه در بـخـش بالائي ابـر است. دانـه تگـرگ وقـتي تشکيل مي شود که بلورهاي يخي در بالاي ابر، قطره هاي آب را که سردي آنـها در دماي زير صفر است ولي يخ نمي زنند جمع مي کند. آن قطره ها که تا زير درجه انجماد سرد هستند به مجردي کـه بـلـورهـاي يخي آنـهـا را لـمـس مي کـنـنـد سريعاً يخ مي زنند. و بلورهاي يخي توسط بادهاي تند خشونت بار در ابر بالا و پائين برده مي شوند، (يا به تعبير قـرآن گـردانـده يـا چـرخـانـده مي شـونـد) کـه باعـث بـرخـورد و تـمـاس آنـهـا با قـطـره هاي بيشتري مي شود. و اين عـمل باعث مي شود که قطره هاي بيشتري دور آنها يخ بزند، و دانه تـگـرگ بـزرگ و بزرگتر بشود. تا جائي که وزن آنها قدري سنگين مي شود کـه بـاد ديگـر نمي تواند آنـهـا را با جـريـان خود به بالا ببرد و در نتيجه سقوط مي کنند. (واژه «زَجْو» که آيه براي بيان شکل گيري ابر بکار گرفته و نحوه نزول تگرگ نيز به آن معطوف نموده، از جمله به معـني: هـل دادن يا پيچانـدن يـا گـردانـدن چـيـزي براي مرتب شدن يا شـکـل گرفـتـن است).

قران و علم روز

 

7. برق تگرگ نزديک به گرفتن چشم است:

در ابـر "باد و بوران" جريان برق مثبت و منفي درست مي شود. به ايـن شکل که با بادهاي قوي "ذره ها" و "قطره هـاي ريز آب" و مخصوصاً "ذره هاي يخي" موجود در ابر، در ابر بالا و پائين برده مي شـوند کـه باعـث ايجـاد جـريان مثبت و منفي برق مي شود. جريان مثبت و مـنـفـي اغـلـب دور از هـم شـکل مي گيرند. دست آخر تـفـاوت مـيان يک مـنـطـقـه با برق مثبت با مـنـطـقـه ديگر با برق مـنـفـي، خواه در ابر يا بر زمين آن قدر زياد مي شود که برق آنها بـشکـل جـرقـه بـسـيـار بزرگ (آسـمـان درخـش) آزاد مي شود.

همين طور وقتي تگرگ از ميان يک ناحيه زير صفر و ناحيه ذره هـاي يخي در ابر مي افـتد ابر الکتريسيته مي شـود. وقـتـي قـطره هاي مايع با دانه هاي تگرگ برخورد مي کنند سريعاً هنگام تصادم يخ مي زنند. و بدنبال آن گـرما را رهـا مي کنند. ايـن عـمل سـطح دانه تگرگ را از ذرات يخ دور تا دور گرم تر نگه مي دارد. وقـتي کـه يک دانـه تگـرگ بـا يـک ذره يـخ تصادم مي کند: الکـترونها از بخش سردتر به بخش گرمتر جريان پيدا مي کنند. پـس از آن دانه تگرگ برق منفي مي شود. همين اثر نيز وقتي قـطـرهاي با دماي زير صفـر با دانه هاي تگرگ و ذره هاي ريز داراي برق مـثـبت برخورد مي کنند رخ مي دهد. اين فـندکهاي داراي برق مـثـبت توسط باد به بخش بالايي ابر برده مي شوند. و تگرگ داراي برق منفي به ته ابر مي افتد و بدين گونه بخش پايين تر ابر منفي مي شود. اين برق منفي بصورت نور تخـليه و آزاد مي شود. نور آن نيز چنانکه آيه گفـته قـوي است.

و آب اساساً وقتي تغيير حالت ميدهد، مثلاً از مايع به جامد يا از آب به بخار تبديل ميشود انرژي آزاد مي کند.

قران و علم روز

نقش برق در بارندگي و رشد گياه

 

و از آيات او اين است که برق و رعد را به شما نشان مي‌دهد که هم مايه ترس و هم اميد است (ترس از صاعقه، و اميد به نزول باران)، و از آسمان آبي فرو مي‌فرستد که زمين را بعد از مردنش بوسيله آن زنده مي‌کند؛ در اين نشانه‌هايي است براي جمعيتي که مي‌انديشند! «الروم/24»

وَمِنْ آياتِهِ يرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفًا وَطَمَعًا وَينَزِّلُ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَيحْيي بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يعْقِلُونَ

 

 

 

(«طمع» بمعني: چشم داشت بهره وري و برخورداري بيشتر، و چشم داشت به چيز دوست داشتني است).

نکات آيه:

برق بخشي از اکسيژن و نيتروژن جو را به هم مي بندد و به ترکيبات شيميائي تبديل مي کند که اکسيد نيتروژن ناميده مي شود. اين ترکيبات بعداً با آب باران ترکيب مي شـونـد و اسـيـد ضـعـيفي را تشکيل مي دهند و بر زمين سقوط مي کنند و به نيترات تبديل مي شوند. و نيترات نيز تغذيه اي بـراي گياهان مي شود. کساني که با کشت سر و کار دارند و يا منافعي در اين زمينه دارند، از وقتي با اين مقوله آشنا شوند، به برق طمع مي کنند. يعني براي بهره وري و برخورداري بـيـشـتـر از کـشـت بـه بـرق چـشـم مي دوزند.

1. برق چشم داشت بهره وري و برخورداري بيشتر را به انسان مي دهد:

 

 

 

قران و علم روز

 

برق موجود در ابر ذرات آب را به هم ترکيب مي دهد و قطره هاي بزرگ تري که در حد سقوط کردن مي رسند درست مي شود. بعد قطره سقوط مي کند و در مسير سقوط خود قطره هاي بيشتري را جمع مي کند و بزرگ تر مي شود. (عمل ترکيب شدن قطره هاي ريز آب توسط جريان الکتريسيته در قرن بيستم در آزمايشگاه مشاهده شد).

2. برق از ابر آب فرو مي فرستد:

 

 

 

ميزان بارندگي ــ آب درون زمين

« و از ابر آبي به اندازه فرو مي فرستيم و آن را در زمين جا مي دهيم و ما در بردن آن (يعني بردن آن اندازه اي که بارانده ايم) تواناييم ـــ و با آن باغهاي خرما و انگور براي شما توليد مي کنيم، که هم فراورده هاي زيادي در آن براي شما هست و هم از آن مي خوريد».

نکات آيات:

1. ميزان بارندگي و تبخير به اندازه است:

چنانکه در آيه گفته شده ميزان بارندگي آب به زمين و تبخير شدن آب از زمين به اندازه است. برآورد مي شود که در سال 513 ترليون تن آب از زمين تبخير مي شود و به همين اندازه نيز به زمين مي بارد.

2. آب درون زمين آب باران است و برخي از درختان از آب درون زمين استفاده مي کنند:

چنان که در آيه گفته شده آبهاي درون زمين آب باران است که در زمين فرو رفته، و درختاني که ريشه در اعماق دارند آب خود را از آن مي گيرند.

منابع آب درون زمين

زمر 21: « أَلَمْ تـَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْـزَلَ مِـنَ السَّـمـاءِ مـاءً فـَسـَـلَـكـَهُ يَـنابـِيـعَ فِي الاَرْضِ...»؟

« آيا نمي بيني کـه خـدا از ابـر بـاران نـازل مي کـنـد و آن را وارد مـنـابـع درون زمين مي کند»؟

آيه اظهار مي کند که منابع آبي درون زمين آب باران است. در جهان دانش در اين رابطه يک تئوري مي بينيم که مربوط به قرن هفدهم است (يعني بيش از هزار سال پس از گفته قرآن)، که مي گويد آب منابع زمين همان آب باران است که درون زمين نفوذ مي کند. البته در اين تاريخ قرآنِ ترجمه شده در غرب وجود داشته و احتمال اين که منبع برخي تئوريها قرآن باشد نيز بعيد نيست.

آب باران

فرقان 48: « وَهُوَ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّياحَ بُشْرًا بَينَ يدَي رَحْمَتِهِ وَأَنْزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً طَهُورًا = و اوست که بادها را با نويد رحمت فرستاد و از ابر آب طَـهُـور فرو فرستاديم».

آب باران در آيه آبِ طَهُور ناميده شده است. آب طهور يعني چه؟ واژه طهور و طهارت (بمعني مصدري) بمعني: پاکي از نجاست و پليدي است. يعني پاکي از چرک، مدفوع، بو، عرق، کثافت، تعفن و گنديدگي و مواردي از اين قبيل. و طهُور بمعني فاعلي و وصفي بمعني: چيزي است که موارد مزبور را ندارد يا آنها را برطرف مي کند.

حالا چرا آب باران را آب طَهُور ناميده است؟ به اين خاطر که اگر آب هاي زمين در روند تبخير شدن و به جو رفتن و ابر شدن و باريدن نمي بودند آبهاي زمين تعفن مي گرفت. در سال حدوداً 380 هزار کيلومتر مربع آب از سطح آبها و خشکي ها تبخير مي شود.

منبع: www.cloudysky.ir

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: پنج‌شنبه 31 فروردین 1391 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

کرّّه ای گفت به بابای خرش         پدره از همه جا بی خبرش


وقت آن است برای پسرت           این الاغ نرّّه ی کره خرت


ماده ای خوشگل  زیبا بگیری       تو که هر روز به صحرا میری


وقت آن است که زن دار شوم       ور نه از بی زنی بیمار شوم


پدرش گفت که ای کره خرم        ای عزیزه دله بابا؛ پسرم


تو که در چنته نداری آهی           نه طویله، نه جُِلی ، نه کاهی


تو که جز خوردن ماله پدرت      پدره نره خره در به درت


هیچ کاره دگری نیست تورا         یک جو از عقل به سر نیست تورا


به چه جرات تو زمن زن طلبی؟   باورم نیست که انقدر جلبی


باید اول تو بگیری کاری            بهر مردم ببری تو باری


بعد از آن یک دوتا پالان بخری    بهره آن کره خره خوشگل ببری


یک طویله بکنی رهن و اجار      تا که راضی شود از تو آن یار


بعد باید بخری رخته عروس        بهره آن ماده خره خوب و ملوس


جُِلی از جنس کتانه اعلاء           روی جُل نقش و نگاری زیبا


بعد باید بکنی گل کاری              بهره ماشینه عروس یک گاری


وقتی اینها بشود آماده                بعد از این زندگی ات آغازه


می بری ماده خرت را حجله      با تأ نی ، نه که با این عجله


بشنو این پندار ز بابای خرت       پدره با ادب و با هنرت


تا که اسباب مهیا نشود               موسم عقده تو برپا نشود



پس از امروز برو بر سر کار      تا نهند آدمیان پشتت بار

نویسنده: ssb ׀ تاریخ: چهارشنبه 30 فروردین 1391 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

صفحه قبل1...138139140141142...163صفحه بعد

CopyRight| 2009 , 3792.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By:
NazTarin.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران