$$$$ بوي ياس$$$$


یک شبی مجنون نمازش را شکست* *بی وضو در کوچه لیلا نشست * *عشق آنشب مست مستش کرده بود* *فارغ از جام الستش کرده بود* *سجده ای زد بر لب درگــــــاه او* * پر ز لیـــــلا شد دل پر آه او* *گفت یا رب از چـه خوارم کرده ای* *بـر صلیب عشق دارم کرده ای * *جـــــــام لیلا را به دستم داده ای* *وندر این بازی شکستم داده ای* *نشتر عشـــقش به جانــم می زنی* *دردم از لیلاست آنــم می زنی* *خسته ام زیـن عشق، دل خونم مکن* * من که مجنونم تو مجنونم مکن* *مـرد ایـن بازیـچه دیـگر نیـــستم* * این تو و لیــلای تو ... من نیستم* *گفــت: ای دیـــوانه لیلایت منــم* * در رگ پیـــدا و پنهانــت منم * *سال ها با جــــور لیــلا ساخـــتی* * من کنــارت بودم و نشـــناختی* *عشــق لیــلا در دلـــت انداختـم* * صـــد قمار عشق یک جا باختم * *کردمـت آواره ی صحـــــرا نشـد* * گفتــــم عاقل می شوی اما نشد * *ســـوختم در حسرت یک یا ربـت* * غیر لیــــــلا بر نیـــامد از لبت * *روز و شب او را صــدا کردی ولــی* * دیدم امشب با منی گفتــــم بلی * *مطمئــن بـودم به مـن سـرمیــزنی * * در حــریم خانـه ام در میـــزنی * *حال این لیلا که خوارت کــرده بود* * درس عشـقش بیقرارت کرده بود* *مرد راهش باش تا شاهت کنم* *صد چو لیلا کشته ی راهت کنم*
نویسنده: ssb ׀ تاریخ: پنج‌شنبه 13 آذر 1393 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

CopyRight| 2009 , 3792.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By:
NazTarin.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران