$$$$ بوي ياس$$$$


چقدر ساده بهم ریختی روان مرا بریده غصه ی دل کندنت امان مرا
قبول کن که مخاطب پسند خواهد شد به هر زبان بنویسند داستانه مرا
گذشتی از منو شبهای خالی از غزلم گرفته حسرته دستان تو جهانه مرا

سریع پیر شدم آنچنان که آینه نیست شکسته در دله خود صورت جوان مرا
به فکر معجزه ای تازه بودمو ناگاه خدا گرفت به دست تو امتحان مرا

سریع پیر شدم آنچنان که آینه نیست شکسته در دله خود صورت جوان مرا
به فکر معجزه ای تازه بودمو ناگاه خدا گرفت به دست تو امتحان مرا

 

نه تو خلیله خدایی نه من چو اسماعیل بگیر خنجرو در دم بگیر جانه مرا
تو را به حرمته عشقت قسم بیا برگرد بیا و تلختر از این مکن دهان مرا

چه روزگار غریبیست بعد رفتن تو بغل گرفته غمی کهنه آسمان مرا
تو نیمه دیگر من نیستی تمامه منی تمام کن غمو اندوه سالیانه مرا

سریع پیر شدم آنچنان که آینه نیست شکسته در دله خود صورت جوان مرا
به فکر معجزه ی تازه بودمو ناگاه خدا گرفت به دست تو امتحان مرا

سریع پیر شدم آنچنان که آینه نیست شکسته در دله خود صورت جوان مرا
به فکر معجزه ای تازه بودمو ناگاه خدا گرفت به دست تو امتحان مرا


نویسنده: ssb ׀ تاریخ: دوشنبه 18 بهمن 1395 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

CopyRight| 2009 , 3792.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By:
NazTarin.Com

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید