کفش کودکی را دریا برد...کودک روی ساحل نوشت:دریای دزد...
آن طرف تر مردی که صید خوبی داشت روی ماسه ها نوشت:دریای سخاوتمند...
جوانی غرق شد مادرش نوشت:دریای قاتل...
پیرمردی مروارید صید کرد نوشت:دریای بخشنده...
موجی نوشته ها را شست...دریا آرام گفت:به قضاوت دیگران اعتنا نکن اگر می خواهی دریا باشی...
دکتر علی شــــــــــریعتی
|